بخش ۴۴ - در بیان آنکه مرد خدا چون پیش از مرگ بمیرد که موتوا قبل ان تموتوا و او را هستی نماند قائم به حق باشد هرچه او گوید گفتهٔ حق باشد که اذا احببت عبداً کنت له سمعاً و بصراً و لساناً بی یسمع و بی یبصر و بی ینطق و بی یمشی الی آخره و در تفسیر این آیت که ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی
هوش مصنوعی: این متن به بیان ارتباط نزدیک و بیواسطه میان خدا و بندگانش میپردازد. خداوند در اینجا میگوید که وقتی بندهای را دوست داشته باشد، به او قدرتهای حسی و شناختی میدهد و او را به خود نزدیک میکند. این ارتباط به گونهای است که دید، شنید، گفتار و عمل بنده نمایانگر او خواهد بود. خداوند همچنین تأکید میکند که هر کس خواستار او باشد، باید به بندهای که او را میجوید توجه کند. به عبارتی، ارتباط بین خدا و بندگانش یک نوع تجلی و ظهور است. در نهایت، اشاره میشود که حقیقت و معنای واقعی این ارتباط نمیتواند از درک نادرست و جهل مردم جدا شود و فردی که به درستی درک کند، در حقیقت به خداوند نزدیک شده و هر احتمالی از بطلان یا کفر را کنار میگذارد.
مصطفی در خبر چنین فرموداز زبان خدای حی ودود
هوش مصنوعی: مصطفی (پیامبر اسلام) در روایتی از جانب خداوند از ویژگیهای والا و جاودانه او خبر داد.
که خدا گفت بندهای را چوندوست دارم به وی شوم مقرون
هوش مصنوعی: وقتی خداوند به کسی عشق میورزد و او را دوست میدارد، به او نزدیک میشود و او را مورد توجه قرار میدهد.
من شوم چشم و گوش او و زبانمن شوم دست او یقین میدان
هوش مصنوعی: من خود را چشمی و گوشی برای او میدانم و زبانم را مانند دستی برای او تصور میکنم، به این یقین معتقدم.
دیدۀ او ز من بود بیناسینۀ او ز من شود سینا
هوش مصنوعی: چشمان او به واسطه من بیناست و دل او به خاطر من تبدیل به مکانی مقدس میشود.
گوش او جمله نطقها با منشنود در جهان روح و بدن
هوش مصنوعی: گوش او همه گفتارها را با من میشنود، در دنیای روح و جسم.
هم زبانش ز من سخن گویدپای او هر طرف ز من پوید
هوش مصنوعی: او با من صحبت میکند و در هر طرف، گامهایش به سمت من است.
دست او هم ز من بود گیرانشوم زو بعید در دو سرا
هوش مصنوعی: دست او هم از من است، بنابراین از او دور نخواهم شد و در این دو جهان، به او وابستهام.
کل اجزاش پر بود از منآن چنانکه پر است از جان تن
هوش مصنوعی: تمام اجزای وجودش به گونهای پر شده بود از من که همانطور که روح بدن را پر میکند.
مظهر ذات من بود به جهانزو کنم جلوه آشکار و نهان
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وجود و ذات من در جهان تجلی پیدا کرده است و من میخواهم این تجلی را هم به صورت آشکار و هم به شکل پنهان نشان دهم.
هر که او را ز جان شود خواهانخواستار من است در دو جهان
هوش مصنوعی: هر کس که آرزو داشته باشد که به عمق جانش دست یابد، در هر دو جهان به سراغ من خواهد آمد.
هر که خود را بر او زند از جهلدان که بر من زده است آن نااهل
هوش مصنوعی: هر کسی که به من بیاحترامی کند، نشانهای از ناآگاهی اوست و نشان میدهد که چه اندازه بیدقت و نادان است.
او بهانه است جملگی ماییمپیش بینا چو روز پیداییم
هوش مصنوعی: او فقط یک بهانه است و همه ما در برابر نگاه عاقل و دانا هستیم؛ درست مثل روزی که روشن و واضح هستیم.
هرکه خواهد مرا ورا جویدگفتۀ ماست هرچه او گوید
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال من است، باید به گفته ما توجه کند و آنچه که او میگوید، مهم است.
نی که قرآن ید از لب احمدلیک بیشک بُد از رب احمد
هوش مصنوعی: نی، که قرآن در دستان پیامبر احمد قرار داشت، اما به یقین از خداوند احمد نشأت میگیرد.
هرکه گوید محمد او را گفتکافرش دان در آشکار و نهفت
هوش مصنوعی: هر کسی که بگوید محمد (ص) چیزی گفته است، او را کافر بدانید، چه در حضور و چه در پنهان.
سگ بود کاو ز جهل از قرآنسخن مصطفی است گوید آن
هوش مصنوعی: سگی وجود دارد که به خاطر جهلش از قرآن، سخنان پیامبر را بیان میکند.
کفر باشد یقین چنین گفتارگردد آن دم ز زمرۀ کفار
هوش مصنوعی: اگر کسی به یقین بگوید که چنین سخنی وجود دارد، در آن لحظه به گروه کافران ملحق میشود.
مگر از نو شود مسلمان اوآورد بیدرنگ ایمان او
هوش مصنوعی: آیا ممکن است او دوباره مسلمان شود و بدون هیچ تردیدی به ایمان واقعی دست پیدا کند؟
مرد حق را نه جنبش است و نه قالجنبش و قال او بود از حال
هوش مصنوعی: مرد حق هیچ حرکتی ندارد و سخنانش فقط زاییدهی حال اوست. او فقط بر اساس واقعیت درونش صحبت میکند و هیچ تظاهر یا تقلیدی ندارد.
گفت یزدان به احمد مختارما رمیت بدان منم بر کار
هوش مصنوعی: خداوند به احمد مختار گفت: تو تیر نینداختی، بلکه من خود فرماندهی این کار را بر عهده داشتم.
مثل آلتی تو در دستمبلکه تو نیستی و من هستم
هوش مصنوعی: من به گونهای هستم که انگار تو در دستانم هستی، اما در واقع تو وجود نداری و تنها من هستم.
فعل و قول تو جمله آن من استگفت تو تیر از کمان من است
هوش مصنوعی: عمل و کلام تو تمام وجود من را تشکیل میدهد، مانند اینکه تیر از کمان من رها شده است.
منک وجهی یری مدی حقاًانا کالماء انت کال س قاء
هوش مصنوعی: این جمله به تماشاگر یا خواننده میگوید که تو مانند آبی هستی که در کناری ایستاده، و من مانند ظرفی هستم که تو را در خود جای میدهم. این ارتباط نشاندهنده این است که هر کس نقش خود را در این رابطه ایفا میکند و هر دو به هم وابستهاند.
لیس فی ذلک سوائی شیئیمت انت و صرت منی حی
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که در وجود من هیچ چیز دیگری نیست جز خودت؛ تو از من جدا نیستی و به نوعی بخشی از من هستی.
من رءآک فقد رأی وجهیلایری عینه سوی وجهی
هوش مصنوعی: اگر تو مرا ببینی، چهرهام را خواهی دید که هیچ چشمی نمیتواند غیر از چهره من را ببیند.
انا فرد و من رای اثنینهو فی وصله غریق البین
هوش مصنوعی: من تنها هستم و نظر من درباره دو نفر این است که آنها در ارتباطی گسسته و پر از جدایی هستند.
ثانی اثنین رؤیة الکافرلایری غیر واحد طاهر
هوش مصنوعی: کسی که ایمان ندارد، نمیتواند غیر از یک حقیقت پاک را ببیند.
باز گردم به شه صلاح الدّینسرور اولیا و قطب زمین
هوش مصنوعی: بازمیگردم به شهر صلاحالدین، که سرور اولیا و قطب زمین است.