بخش ۵۶ - مناجات
هوش مصنوعی: این شعر دعا به خداوند است که از او میخواهد به بندگانش رحم کند و آنها را از عذاب و غم رها سازد. شاعر به شکوه و عظمت خدا اشاره میکند و او را مولای یگانه و غفور میداند که همه موجودات را آفریده است. او از خدا میخواهد که نور رحمتش را به همه انسانها منتشر کند و باعث آشتی و آرامش آنها شود.
شاعر همچنین تأکید میکند که بدون خداوند، هیچ چیز در این جهان معنا ندارد و همه چیز به او وابسته است. او به وضعیت بیخبری انسانها از رحمت الهی اشاره کرده و از خدا میخواهد که چشمهایشان را بگشاید تا حقیقت را ببینند.
در نهایت، شاعر بر این باور است که زندگی دنیوی تنها یک سرای گذراست و جاودانگی و ابدیت در نزد خداوند و در آن جهان دیگر قرار دارد. او از مؤمنان میخواهد که همواره به یاد خدا باشند و از دنیا پرچمداری کنند تا به کمال برسند و به او نزدیک شوند.
ای خدا دستگیر خلقان شویک دم از لطف سوی ایشان شو
هوش مصنوعی: ای خدا، لحظهای به یاری بندگانت بشتاب و با لطف و محبت خود به آنها توجه کن.
رحمت خویش را مداردریغماه خود را نهان مکن در میغ
هوش مصنوعی: رحمت خود را از دیگران دریغ مکن و ماه نورانی وجودت را در ابرها پنهان نکن.
همه رانی تو آفریدستیجمله را نه از عدم خریدستی
هوش مصنوعی: تمامی موجودات را تو آفریدی و هیچ یک را از عدم و نیستی به وجود نیاوردهای.
نی که صنع تواند هر زن و مردبرهان جمله را از این غم و درد
هوش مصنوعی: نی که میتواند هر زن و مرد را از غم و درد رهایی بخشد.
همه را غرق کن برحمت خویشهمه را وارهان ز زحمت خویش
هوش مصنوعی: همه را با رحمت و لطف خود غرق کن و همه را از زحمت و سختی نجات بده.
بیدریغ است بخشش عامتخاص و عام اند غرق انعامت
هوش مصنوعی: بخشیدن تو بیدریغ و سخاوتمندانه است، زیرا کسانی که تحت لطف تو قرار میگیرند، شامل همه افراد، از خاص و عام هستند و همگی در نعمتها و برکات تو غرق میشوند.
لیک از آن حال نیستند آگاهدیدۀ جمله را گشا ای شاه
هوش مصنوعی: اما این افراد از آن وضعیت اطلاعی ندارند. ای شاه، چشمان همه را باز کن.
چونکه غیرتو آشکار و نهاننیست پروردگار در دو جهان
هوش مصنوعی: تنها تویی که در هر حال، چه در ظاهر و چه در باطن، وجود داری و به عنوان پروردگار در این دو جهان شناخته میشوی.
غیر این ملک صد هزار جهانهست شاهیت را بعالم جان
هوش مصنوعی: به جز این سرزمین، صدها جهان دیگر وجود دارد که برای مقام تو در عالم جان شایسته است.
کاین جهان پیش او چو موئی نیستپیش آن بحر این سبوئی نیست
هوش مصنوعی: این دنیا در مقابل او هیچ است، مانند مویی در برابر دریا. این ظرف در برابر آن دریا قابل مقایسه نیست.
زان نهادی تو نام در قرآنخویش را ای پناه هر دو جهان
هوش مصنوعی: به خاطر نامی که در قرآن برای تو قرار دادهاند، ای پناهگاه تمام جهانها.
مالک یوم دین که روز جزابر همه حکم تو شود پیدا
هوش مصنوعی: مالک روز جزا، روزی که در آن همه اعمال و رفتار انسانها محاسبه و مشخص میشود که چه حکمی برایشان صادر خواهد شد.
تا که دانند در جهان بقاغیر تو نیست حاکم و والا
هوش مصنوعی: تا وقتی که مردم بفهمند، تنها تو هستی که در این جهان حاکم و بزرگوار واقعی هستی، دیگر کسی جز تو در مقام حاکمیت و عظمت وجود ندارد.
نبود پرده تا کسی گویداین از آنست و سوی او پوید
هوش مصنوعی: تا زمانی که پردهای وجود نداشته باشد، کسی نمیتواند بگوید این چیز از آن چیز است و به سمت او برود.
پرده و اسباب تن شوند عدمتو بمانی نه بیش ماند و نه کم
هوش مصنوعی: وقتی که پرده و وسایل جسم به فنا میروند، تو تنها باقی میمانی؛ نه چیزی اضافه میشود و نه چیزی کم میشود.
بی حجابی در آن جهان عیانتو کنی حکم بر کهان و مهان
هوش مصنوعی: اگر در آن جهان بیپناهی و بیپوشش باشی، قضاوتت بر کهنهکاران و بزرگترها خواهد بود.
همگان همچو روز دریابندکه گشاد از تو است و هم پابند
هوش مصنوعی: همه به روشنی متوجه میشوند که این جهان شبیه روز روشن است و همگی به تو وابستهاند.
حکمت دیگر آنکه این دنیاهست دون پیش عالم عقبی
هوش مصنوعی: حکمت دیگر این است که این دنیا نسبت به عالم آخرت، دارای ارزش و مقام پایینتری است.
ننهادی محل دنیا رابگزیدی شهی عقبی را
هوش مصنوعی: تو به جای انتخاب زندگی دنیا، سرانجامی را برگزیدی که به آن امید و سعادت و بهشت میرسد.
که بر شاهیت نمود حقیراین جهان بزرگ با توقیر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وجود شما در این دنیای بزرگ نسبت به عظمت و مقام شما بسیار کوچک و ناچیز است.
گر بسلطان کسی شه گلخنگویدش گرچه راست است سخن
هوش مصنوعی: اگر کسی به سلطان بگوید که او در جایی ناپاک زندگی میکند، این حرف هرچند که درست باشد، باز هم باید با احتیاط بیان شود.
لیک تعظیم شاه را نه رواستاین چنین خواندنش بداست و خطاست
هوش مصنوعی: اما احترام به شاه این طور که گفته شده است، درست نیست و نادرست به شمار میآید.
ای که پراست از تو ارض و سمابی حجابی بحجله روی نما
هوش مصنوعی: ای کسی که زمین و آسمان از وجود تو پر است، بیپرده و با آرامش به ما نشان بده که در حقیقت چه کسی هستی.
ای علیمی که علم تو شاملگشته بر عالم است و بر عامل
هوش مصنوعی: ای دانای آگاهی که دانش تو بر جهانیان و عملکنندگان گسترده است.
ای قدیری که نیست عجز ترااز تو شد حل محال در دو سرا
هوش مصنوعی: ای کسی که قدرت تو محدود نیست، ناتوانی از جانب تو مشکلات غیرممکن در دنیا و آخرت را برطرف کرده است.
ای منور ز تو جنان و جنانوی مزین ز تو زمین و زمان
هوش مصنوعی: ای روشنایی من، به بهشت و بهشت نیز به واسطه وجود تو زینت یافته است، و زمین و زمان نیز به جمال تو آراسته شدهاند.
ای ز تو مؤمنان درون نعیموی ز تو کافران مقیم جحیم
هوش مصنوعی: تو باعثِ بهروزی مؤمنان در بهشت هستی و تو نیز عاملِ عذاب کافران در جهنم هستی.
ای که بر کافران چو بخشائیجانشان را بدین بیارائی
هوش مصنوعی: ای کسی که جان کافران را با زیباییهای خود زینت میبخشی.
آن خطاها همه صواب شوندوان گنه ها همه ثواب شوند
هوش مصنوعی: همه اشتباهات درست و خوب خواهند شد و تمام گناهان تبدیل به کارهای نیک خواهند گشت.
ای رحیمی که بر عزیز و ذلیلشده ای از عطا وجود دلیل
هوش مصنوعی: ای رحمان و مهربان، که هم به برگزیدگان و هم به افراد ساده و حقیر، از نعمتهای خود عطا کردهای، دلیل و نشانهای بر وجود تو هست.
چون برحمت نظر کنی در مادر دی ما بدل شود بصفا
هوش مصنوعی: وقتی با نظر رحمتت به ما بنگری، قلب ما با صفا و پاکی تبدیل خواهد شد.
ای حلیمی که حلم چون دریاتکرده لطفی کزان همه اعدات
هوش مصنوعی: ای انسان باحوصله، تو آن چنان با صبر و بردباری هستی که مانند دریا بخشش و محبتت بیپایان است و از هر گونه کینه و دشمنی به دوری.
مثل اولیا خر امان اندچون گلستان شکفته خندان اند
هوش مصنوعی: اولیا مانند گلستانی هستند که در آن خرها به آرامش و شادی زندگی میکنند. این تصویر نشان میدهد که در کنار افراد برجسته و معنوی، فضایی شاداب و دلپذیر وجود دارد.
همه ایمن روانه بی خوفیهمه گرد فضول در طوفی
هوش مصنوعی: همه به آرامی و بدون ترس در حال حرکت هستند و تمام اطرافشان پر از حواشی و مسائل بیاهمیت است.
جرمها میکنند روز و شبانبی خطر میروند سوی زیان
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که افراد بدون ترس و واهمه، در طول روز و شب به ارتکاب گناهان و کارهای نادرست مشغول هستند و به سمت خسارت و زیان میروند.
بجز از انبیا و خ اصانتکه ز جان میبرند فرمانت
هوش مصنوعی: غیر از پیامبران و کسانی که به دلیل حضورشان در کنار تو، روح و جان خود را فدای دستورات و خواستههایت میکنند، کسی دیگر نیست که اینگونه به تو اهمیت بدهد.
باقیان جمله غرق نفس و هویمانده اند از حلیمی تو شها
هوش مصنوعی: باقیان همه در دلدادگی و خواهشهای نفسانی غرق شدهاند و فقط تو هستی که با آرامش و صبر از این وضعیت فاصله گرفتهای.
حلم تو بینهایت ار بندیهیچ مغرور خویش کس نشدی
هوش مصنوعی: عفو و بخشش تو بیپایان است، اگرچه هیچکس نباید به خود مغرور شود.
ای کریمی که از کم ین کرمتبس چو حاتم پدید شد زیمت
هوش مصنوعی: ای بخشندهای که از فراوانی کرامتت، چون حاتم، نیکوییها آشکار شده است.
ای حکیمی که حکمت تست روانبر همه روحها و بر ابدان
هوش مصنوعی: ای حکیم، تو با دانش و خرد خود بر روحها و جسمها تأثیر میگذاری.
حکمت بینهایت است عظیماندکی کرده ای بما تعلیم
هوش مصنوعی: حکمت بسیار گسترده و عظیم است، اما تو تنها اندکی از آن را به ما آموزش دادهای.
حد ما نیست یا رب این انعاملیک الطاف تست بر همه عام
هوش مصنوعی: خدایا، نعمتهایت حد و مرزی ندارند، اما لطف و مهربانیات شامل حال همه مردم میشود.
دستگیرا ز دست نفس لئیمتو رهانی مگر ز جود قدیم
هوش مصنوعی: تو فقط با بخشش و کرامت قدیمی خود میتوانی از دست نفس پست و زشت خود رها شوی.
ورنه از دست او کسی نرهدکس ببازوی خویش از او نجهد
هوش مصنوعی: اگر کسی به دست او گرفتار نشود، هیچ کس توانایی رهایی از او را ندارد.
اینچنین بند سخت را از ماکی گشاید بجز تو ای مولا
هوش مصنوعی: این بند سخت را جز تو ای مولا هیچ کس نمیتواند باز کند.
اینچنین قفل را چو تو مفتاحنیست اندر دو عالم ای فتاح
هوش مصنوعی: تو تنها کلیدی هستی که میتواند این قفل را باز کند؛ هیچ چیز دیگری در این دو جهان نمیتواند به این کار بپردازد.
ما ز خود سوی تو رویم هلازانکه تو اقربی ز ما بر ما
هوش مصنوعی: ما به سوی تو میرویم چرا که تو به ما نزدیکتر از خود ما هستی.
این دعا هم ز لطف بخشش تستور نه در گلخن از چه گلهارست
هوش مصنوعی: این دعا و نیکی که از تو به ما میرسد، ناشی از بخشش و محبت توست. اگر لطف تو نبود، در میان دشواریها و مشکلات، چگونه میتوانستیم به چیزی امیدوار باشیم؟
عقل و فهم اندرون روده و خوناز کرمهای تست ای بیچون
هوش مصنوعی: عقل و درک انسان درونش وجود دارد و از چیزهای بیارزش و کممقدار نیز تاثیر میپذیرد.
بحر نور از دو پیه پ اره روانگشته و موج آن گرفته جهان
هوش مصنوعی: دریای نور از دو پیه منقلب شده و موج آن همه جهانیان را در برگرفته است.
پاره ای گوشت را زبان کردیسیل حکمت از او روان کردی
هوش مصنوعی: قطعهای از گوشت را با زبان و سخن خود به لطافت و زیبایی تبدیل کردی و از دل آن، دریا و سیل دانش و حکمت را به جریان انداختی.
از دو سوراخ گوشها تا جانکرده ای شاهراه بی پایان
هوش مصنوعی: از دو سوراخ گوش، راهی به سوی جانت فراهم کردهای که هیچ انتهایی ندارد.
کان بود اصل جمله موجوداتزو پذیرد روان مرده حیا ت
هوش مصنوعی: همه موجودات در اصل از او هستند و او زندگی را به روحهای مرده میبخشد.
ای که از یک منی گندیدهشاهدی ساختی پسندیده
هوش مصنوعی: ای کسی که از وجود ناپسند خود، چیز زیبایی ساختهای و خود را به نمایش گذاشتهای.
همچو لیلی و وی س ه و شیرینبیعدد خوب چون شکر شیرین
هوش مصنوعی: مانند لیلی و مجنون و شیرین، که زیباییشان بیحد و حصر است، آنها نیز مانند شکر، بسیار شیرین و دلنشین هستند.
باقد سرو و با جبین چو ماهبا رخ ارغوان و چشم سیاه
هوش مصنوعی: شخصی با قامت بلند و زیبا مانند سرو، با پیشانی صاف و درخشان مثل ماه، صورتی به رنگ قرمز و چشمانی سیاه و دلربا دارد.
با لب لعل و لؤلؤ دندانبا مژۀ تیر و ابروان کمان
هوش مصنوعی: با لبهای سرخ و دندانی مانند مروارید، با مژههایی چون تیر و ابروانی مانند کمان.
با دو گیسوی مشگ چون زنجیربا زنخدان سیب و بر چو حریر
هوش مصنوعی: با دو گیسوی مشکی که مانند زنجیر به هم پیچیدهاند و با چهرهای مانند سیب که همچون پارچهای نرم و لطیف است.
با تن نازک و میان نزارعالمی را ببرده صبر و قرار
هوش مصنوعی: با ظاهری زیبا و بدنی لاغر، شخصی به قدری جذاب است که همه را به فکر واداشته و آرامششان را از بین میبرد.
هر یکی صد هزار چون مجنونکرده بر خویش واله و مفتون
هوش مصنوعی: هر کدام از آنها مانند مجنون، در دل خود صد هزار عشق و اشتیاق دارند و به همین دلیل به شدت محبوب و شوریده هستند.
خان و مان باد داده بیسر و پاگاه بگرفته کوه و گه صحرا
هوش مصنوعی: خانه و جایگاه به باد داده، بدون سر و پا، گاهی در کوه و گاهی در دشت قرار گرفتهاند.
ببریده ز خویش و از پیوندگشته بیزار از زن و فرزند
هوش مصنوعی: از خود جدا شده و از پیوندهای خانوادگی بیزار شده است، دیگر به زن و فرزند علاقهای ندارد.
باخته در هوای ایشان سرشده فارغ ز ملک و زیور و زر
هوش مصنوعی: فردی که عشق و محبت آنها را تجربه کرده و دلبسته شده، دیگر به مقام و مال و ثروت اهمیتی نمیدهد و از دنیا و زندگی مادی جدا شده است.
دین ود نیا و نام و ننگ ببادداده و گفته هرچه بادا باد
هوش مصنوعی: کسی که دین و دنیای خود را فدای نام و ننگ کرده و میگوید که هر چه پیش آید، مهم نیست.
عشقشان را خریده ازدل و جاندردشان را گزیده بر درمان
هوش مصنوعی: عشق آنها را با تمام وجود و از ته دل به دست آورده است و برای دردهایشان نیز بهترین درمان را انتخاب کردهاند.
ای نموده ز قطره ای عمانوز کمین ذره ای خ ور تابان
هوش مصنوعی: ای آن کسی که از یک قطره، سرزمین عمان را به وجود آوردهای و از یک ذره، نور خورشید را نمایان ساختهای.
در چنین جسم پر ز خلط و ز خونپرتو حسن تست کان موزون
هوش مصنوعی: در این بدن پر از ترکیبات و خون، جلوههای زیبایی وجود دارد که متناسب و هماهنگ است.
مینماید وگرنه دل گل راچون رباید چه نسبت است شها
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به زیبایی و تاثیرگذاری عشق اشاره دارد. در اینجا اشاره میشود که عشق یا زیبایی میتواند دل انسان را به سمت خود جذب کند و در غیر این صورت، دل یک گل نیز نمیتواند به سادگی ربوده شود. در واقع، این بیان کننده عمق احساسات و تأثیرات عشق بر دل و روح است.
ذره ای حسن از آب و گل چو نموددل و جان جهانیان بربود
هوش مصنوعی: ذرهای از زیبایی که از آب و گل پدید آمده، دل و جان تمام مردم را تسخیر کرده و آنها را به شگفتی آورده است.
خور بیحد حسنت ار تابدتاب آن را بگو که برتابد
هوش مصنوعی: چنانچه خورشید زیبایی تو بتابد، بگو آن درخشندگی را که چگونه میتواند تاب آوری کند.
در گل تیره چون چنین است آبچون بود بی گل ای شه وهاب
هوش مصنوعی: در گل تیره، اگر آب به این صورت باشد، پس بدون گل چه خواهد بود، ای شاه بخشنده؟
یا مغیث العبید فی الاخطارفی البراری مدی و فی الابحار
هوش مصنوعی: ای یاور بندگان در سختیها و بحرانها، نه تنها در دشتها که در دریاها نیز کمککار ما باش.
جاعل النار للخلیل جنانکرده ای آن بر او گل و ریحان
هوش مصنوعی: ای آتش، تو برای دوست عزیزت باغی زیبا ساختهای که در آن گل و ریحان شکفته است.
خطرة منک روضة العرفانتلک فی الغیر منبع النیران
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی اشاره دارد که حضور تو همانند باغی از دانش و معرفت است، در حالی که در دیگران منبع آتش و شور و شوق به شمار میآید. به عبارت دیگر، وجود تو سرشار از علم و روشنایی است، در حالی که اطرافیان ممکن است تنها شعلههایی از عشق و هیجان را از خود نشان دهند.
عند ظن العبید انت مقیمیک ز ظن در امان و یک در بیم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در حضور بندگان، تو در یک حالت اطمینان هستی و در حالی دیگر دچار نگرانی.
بعضهم ساکنون فی طرببعضهم ذاهبون فی کرب
هوش مصنوعی: برخی در شادی و خوشحالی به سر میبرند و برخی دیگر در حال پاسخوئی به مشکلات و سختیها هستند.
بعضهم سالبون من سلبدائماً غانمون من طلب
هوش مصنوعی: برخی افراد مدام در حال گرفتاری و کمبود هستند، در حالی که دیگران همواره در حال تلاش و به دست آوردن چیزهای جدید هستند.
بعضهم هالکون فی الاحزانسرمداً غارقون فی الطوفان
هوش مصنوعی: برخی افراد همواره در غم و اندوه غرق هستند و در طوفانی از مشکلات گرفتارند.
یحرکم فیه ارتیاح الحو تفیه ماء الحیات نعم القوت
هوش مصنوعی: حرکت تو در زندگی مانند حرکت ماهی در آبی است که حیات را در خود دارد، و این آب بهترین نوع غذاست.
واه فیه یموت طیر الارضانما اذی ّ ت ما علی الفرض
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حقیقتی اشاره میکند که پرندگان زمین به خاطر آسیبهایی که به آنها وارد شده، از زندگی محروم میشوند. این بیان به نوعی نشاندهنده این است که زندگی و آزادیشان تحت تأثیر مشکلات و موانع قرار گرفته است.
بعد هذا علیکم التفتیشاطلبوا العیش واترکوا التشویش
هوش مصنوعی: پس از این، شما باید جستجو کنید، به دنبال زندگی باشید و از حواشی و درگیریهای بیمورد دوری کنید.
ای خوش آن دم که آب را بی گلفاش نوشید و شاد گردد دل
هوش مصنوعی: ای خوش وقتی که شخصی آب را بدون هیچ آلودگی بنوشد و دلش شاد شود.
تا چو ماهی شوید در جولاناندر آن بحر بیحد و پایان
هوش مصنوعی: تا مانند ماهی در آن دریا بیکران و بیانتها به جنب و جوش درآیید.
برهید از بلا و رنج وجودباز گردید آن طرف موجود
هوش مصنوعی: از سختیها و مشکلات دور شوید و به سمت آن چیزهایی که وجود دارند برگردید.
بی لب و کام باده ها نوشیدهمچو شیره درون خم جوشید
هوش مصنوعی: بدون لب و دهان، بادهها را نوشید، مانند شیر که درون ظرف به جوش میآید.
عشرت جاودان ز سر گیریدبی حجابی ورا ببر گیرید
هوش مصنوعی: زندگی همیشگی و خوشی را از بیپرده بودن او به دست آورید و آن را بپذیرید.
این دو سه روزه عیش بگذاریدباز با اصل خویش رو آرید
هوش مصنوعی: این چند روز را خوش بگذرانید و دوباره به خود واقعیتان برگردید.
تا که با ما روید این ره راجمله بینید روی آن شه را
هوش مصنوعی: تا وقتی که با ما همراه هستی، همه راهها را ببین و به زیبایی آن پادشاه توجه کن.
همگان در جهان جان تازیدهمگان جان خویش در بازید
هوش مصنوعی: همه انسانها در این دنیا زندگی میکنند و هر یک از آنها روح و جان خود را تجربه میکنند.
این جهان نیست خانۀ جانهاجای جانست عالم بیجا
هوش مصنوعی: این جهان محل زندگی روحها نیست، بلکه جایگاه جانهاست و این عالم بیمورد است.
تن ما راست این جهان مأویجانها راست جنة المأوی
هوش مصنوعی: بدن ما در این دنیا مانند خانهای است، و جانهای ما در بهشت واقعی سکن خواهند گزید.
از کجا ما و این جهان ز کجاچون که داریم جای در بیجا
هوش مصنوعی: ما از کجا آمدهایم و این جهان از کجا به وجود آمده است؟ در حالی که ما در جایی نامناسب و بیجایی قرار داریم.
ما در این جایگاه مهمانیمتو مپندار این طرف مانیم
هوش مصنوعی: ما در این دنیا موقتی هستیم، پس نپندار که همیشه در اینجا خواهیم ماند.
ب از آنجا رویم آخر کارباز واصل شویم با دلدار
هوش مصنوعی: در نهایت، به سراغ محبوب و معشوق خود خواهیم رفت و دوباره به او خواهیم پیوست.
بهر کاری تو گر ز خانۀ خویشبدر آئی از آستانۀ خویش
هوش مصنوعی: اگر برای انجام کاری از خانهی خود بیرون بروی، از آستانهی خود دور نشو.
بر وی کار را تمام کنیباز روئی سوی مقام کنی
هوش مصنوعی: وقتی کار را به طور کامل انجام دادی، دوباره به سمت جایگاه خود بازخواهی گشت.
در ره و کوچه ها کجا پائیبی گمانی بخانه باز آئی
هوش مصنوعی: در کوچهها و خیابانها، کجا میتوانی بهراحتی و با خیال راحت به خانه برگردی؟
اولیا همچنین ز حضرت هوبهر کاری بیامدند این سو
هوش مصنوعی: ولیا از جانب حضرت هو برای انجام کارهایی به این سمت آمدهاند.
چون شود آن تمام بازروندبی ملاقات دوست کی غنودند
هوش مصنوعی: وقتی آن لحظهی کامل و مطلوب فرا برسد و کسی بدون دیدن دوستش از خواب غفلت بیدار شود، آیا ممکن است؟
آسمان و زمین که برکاراندروشنائی از اولیا دارند
هوش مصنوعی: آسمان و زمین که در کار خود درخشندگی و روشنی دارند، از نیکان و افرادی که به مقام اولیاء رسیدهاند، نشأت میگیرد.
اولیا نور آفتاب حق اندزان گذشته ز هفتمین طبق اند
هوش مصنوعی: اولیا، مانند نور آفتاب الهی هستند و از مرزهای هفتمین عرش فراتر رفتهاند.
اولیا صاف و باقیان درداندغیر حق را ز سینه بستردند
هوش مصنوعی: سرانجام، اهل معرفت و بندگان خاص خداوند، دردی جز عشق و محبت به او را از دل خود بیرون کردهاند و تنها به حق و حقیقت توجه دارند.
اندر ایشان همه خدا را بینگر ترا هست باز چشم یقین
هوش مصنوعی: در میان آنها، اگر چشمی باز و یقین داشته باشی، همه جا خدا را خواهی دید.
ورنداری برو از ایشان جویپی ایشان چو ب ندگان میپوی
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی از آنها دور باشی، برای پیگیری و یافتن آنها تلاش کن؛ مانند گلابی که از گلابیزاری میچشد.
ت ا ببخشند چشم حق بینتتا فزاید ز دادشان دینت
هوش مصنوعی: اگر چشم بصیرتت ببخشد، به خاطر حقایق و انصاف آنها، دین و ایمان تو بیشتر خواهد شد.
سنگ را آفتاب لعل کندمگر آن سوی سایه نقل کند
هوش مصنوعی: خورشید میتواند سنگ را به گوهر سرخ تبدیل کند، اما این تغییر تنها در صورتی اتفاق میافتد که سایه به سمت دیگری برود.
سنگ را گر نهند در سایهنپذیرد ز تاب خور مایه
هوش مصنوعی: اگر سنگی را در سایه قرار دهند، از حرارت آفتاب چیزی نخواهد پذیرفت.
شیخ چون آفتاب و تو چون سنگکی پذیری ز دیگری آن رنگ
هوش مصنوعی: شیخ مانند آفتاب درخشان است و تو چون سنگ سخت؛ پس چگونه میتوانی از دیگران رنگ و حالی بپذیری؟
غیر او را چو سایه دان بگریزتا شوی لعل اندر او آویز
هوش مصنوعی: اگر از غیر او به عنوان سایه فرار کنی، خواهی توانست در نور او بدرخشی و به مانند لعل بر او آویزه شوی.
صحبت شیخ را ز جان بگزینهیچ ازوی جدا مباش و مبین
هوش مصنوعی: سخنان شیخ را با تمام وجود بپذیر و هیچگاه از آن جدا مشو و آن را نادیده نگير.
کاخر کار از او چو آن گردیگر بدی جسم جمله جان گردی
هوش مصنوعی: اگر در پایان کار به او بپیوندی، اگرچه جسم تو هستی، همه وجودت تبدیل به روح خواهد شد.
تن خاکیت از او چو زر گرددزر چی بحر پر گهر گردد
هوش مصنوعی: بدن خاکی تو مانند طلا میشود و دریایی پر از جواهرات خواهد شد.
صحبت او برد ترا بی پاهر نفس چون مسیح سوی سما
هوش مصنوعی: صحبت او تو را بدون اینکه پا داشته باشی به جلو میبرد، هر نفس مانند مسیح که به آسمان صعود کرد.