بخش ۵۹ - در تفسیر این آیت که ارض اللّه واسعة ارض معنوی است که بیحد است و کران، همه عقول و ملائکه و ارواح در آن ارض ساکناند و مقیم و در بیان آنکه شیخ را کرامتهای عالی است که مرید از آن مستفید گردد و از تأثیر نظر شیخ بینا شود و روشن و صافی و از حبس تن برهد و از شمشیر اجل خلاص یابد کسی که این نوع کرامتها از شیخ دیده باشد بکرامتهای دیگر که تعلق بدنیا دارد و در آنجا او را فایدهای نیست کی التفات کند. مثلا مرید کاری کرد مثل خوردن و خفتن چون شیخ بوی گوید که فلان چیز خوردی او را آن چه فایده خواهد بودن چون خود میداند که چه خورده است از آن گفت او را علمی نو حاصل نشود. لیکن چون او را از اسرار غیب که بیخبر بود آگاه گرداند در آنجا ویرا فایدۀ عظیم باشد هر که چنین کرامت اعلی را دیده باشد بکرامت ادنی سر فرود نیارد.
هوش مصنوعی: این متن شعر معروفی از مولانا جلالالدین رومی است که به توصیف جهان و ارتباط انسان با خدا میپردازد. در این شعر، رومی به عمق وجود و لاجرم فنا و بینهایت بودن خدا اشاره میکند. او میگوید که جهان مادی و جسمانی تنها مانند پوستهای است و حقیقت اصلی در وجود خداوند نهفته است.
شاعر کسانی که به حقیقت نزدیکتر هستند و به خدا ایمان دارند را به عنوان کسانی معرفی میکند که میتوانند کرامتها و نشانههای الهی را درک کنند. او بحث میکند که فهم و بینش حقیقت به چشم دل نیاز دارد و کسانی که در پی گنجهای معنوی هستند، باید خود را خدمتگزار خداوند کنند.
در آخر، رومی به دوگانگیهای وجود اشاره میکند؛ قهر و لطف خداوند با انسانها، و اینکه در حالی که دنیا پر از چالش و سختی است، عشق و وصال به خدا میتواند انسان را از این دشواریها رهایی بخشد. در مجموع، این شعر به جستوجوی انسان برای درک حقیقت و نزدیکی به خدا پرداخته و نشاندهنده انفعالات درونی اوست.
کارض واسع بخواند اللهشنتوان رفت بی فنا راهش
هوش مصنوعی: کارهای وسیع و بزرگ خداوند را نمیتوان از طریق غیر الهی و بیپایان راهی به سوی او پیدا کرد.
چه جهانها کنند هست از نیستبی وجود بلند و پست از نیست
هوش مصنوعی: جهانها چگونه از عدم به وجود آمدهاند، بالا و پایین از هیچ به وجود میآید.
بی زمین و فلک جهان عجبکه نه روز است اندر آن و نه شب
هوش مصنوعی: دنیایی شگفتانگیز است که نه روز و نه شب در آن وجود دارد، و نه زمین و آسمانی در آن دیده میشود.
صد هزاران چو این جهان و فزونبدرآ رد ز هر شکن بیرون
هوش مصنوعی: به تعداد بسیار زیادی از این جهان و حتی بیشتر از آن، از هر آسیب و ناامیدی بیرون میآید.
این جهان چون تن است و آن چون جاناین جهان چون کفی بر آن عمان
هوش مصنوعی: این دنیا مانند تن است و آن، مانند جان. دنیا مانند کفی است که بر روی آن به آرامی زندگی میکنیم.
چه زند کف به پیش بحر صفااز کمین موج لاشی است وفنا
هوش مصنوعی: آیا دستت را به سوی دریا که سرشار از آرامش است دراز میکنی، در حالی که امواج خطرناک و ویرانگر در کمیناند؟
شیخ را اینچنین کرامتهاستوین از او خود کمین کرامتهاست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شیخ دارای ویژگیها و کرامتهای خاصی است، و این نشانهها و ویژگیها بهنوعی از درون خودش ناشی میشوند. کرامتهای او بخشی از وجود او هستند و نشاندهندهی عمق و زیبایی روحش میباشند.
بر مریدی که افکند نظریدل سنگ و را کند گهری
هوش مصنوعی: مریدی که نگاهی به خود بیفکند، میتواند دل سختی را به جواهری نیکو تبدیل کند.
قطرۀ خو ن بسته در جائیزو شود موج زن چو دریائی
هوش مصنوعی: قطرهای از خون در جایی جمع شده، وقتی به حرکت درآید، همچون امواج دریا میشود.
نظرش بخشد ارچه کور بودور ستاره است ماه و هور شود
هوش مصنوعی: اگرچه چشمش نابینا باشد، اما او میتواند نیکی را ببیند. اگر ستارهای وجود داشته باشد، به مانند ماه و خورشید درخشان خواهد شد.
آنکه از او اینچنین کرامت دیدگونه گون سرهای غیب شنید
هوش مصنوعی: کسی که به واسطه او چنین احترامی را تجربه کرد، به انواع مختلفی از رازهای ناشناخته آگاه شد.
زین قوی تر کرامتی جویدخوب تر زین علامتی جوید
هوش مصنوعی: از این قویتر، کسی که از نعمتهای بزرگ بهرهای میجوید، و بهتر از این، کسی است که به نشانههای خوب و شگفتانگیز توجه میکند.
گرچه هر چه که مردمان ورزندز اجنبی وز خویش و از فرزند
هوش مصنوعی: هر چه انسانها انجام دهند، چه از طرف بیگانگان، چه از خودیها و چه از فرزندان خودشان، بیتردید تأثیراتی خواهد داشت.
همه را داند و بپوشاندگر نگوید مگو نمیداند
هوش مصنوعی: او همه چیز را میداند و اگر چیزی نمیگوید، به این معنا نیست که نمیداند.
هر کرا فهم و عقل بانظر استداند این کو ز جمله با خبر است
هوش مصنوعی: هر کس که دارای فهم و عقل است با نگاه خود میداند که کسی که آگاه است، از همهچیز باخبر است.
این کرامت که داند او کردتیا چه خواهی و چیست در خوردت
هوش مصنوعی: این ویژگی و منزلت را فقط کسی میداند که برای تو چه کرده و چه میخواهی و چه چیزی برایت مناسب است.
طالب آش و نان و حلوائییا کسی را بصدق جویائی
هوش مصنوعی: کسی که تنها به دنبال نیازهای مادی و لذتهای دنیوی است، باید به فکر شخصیتی باشد که حقیقت و صداقت را جستجو میکند.
این کرامت بدان نه چندان استاین کرامت نصیب ابدان است
هوش مصنوعی: این شایستگی و فضیلت به خودی خود به هیچ فرد یا موجود خاصی تعلق ندارد، بلکه این ویژگیها از آنِ جسم و وجود انسانهاست.
هرچه کردی تو خود همیدانیاز دعا ها و از نگهبانی
هوش مصنوعی: هر آنچه که انجام دادی، خودت میدانی، چه از دعا و چه از مراقبت و حفاظت.
زین کرامات هیچ نفزودیبود معلومت آنچه بشنودی
هوش مصنوعی: از این کرامتها هیچ چیز بر دانش تو افزوده نمیشود، آنچه را که شنیدی، به خوبی میدانی.
زانچه از چشم تست ناپیداگر کند آگهت بود بینا
هوش مصنوعی: هر چیزی که از چشمت پنهان است، اگر او را ببینی، درک و آگاهیات افزایش مییابد.
گر بخانه ات بود بیک کنجیاز زر و نقره و گهر گنجی
هوش مصنوعی: اگر در خانهات گوشهای از طلا، نقره و جواهر وجود داشته باشد، آن را گنجی بزرگ بدان.
تو ندانی که آن دفینه کجاستگه سوی چپ روی و گه سوی راست
هوش مصنوعی: تو نمیدانی گنجی که در دل زمین نهفته است، کجاست؛ گاهی به سمت چپ میروی و گاهی به سمت راست.
هر که بنمایدت کجاست دفینگنجنامه است او ورا بگزین
هوش مصنوعی: هر کسی که به تو نشان دهد که گنج واقعی کجاست، او را انتخاب کن و به او اعتماد کن.
زانکه ضالۀ وی است حکمت اویهرچه گم کرده ای از او میجوی
هوش مصنوعی: چون حکمت او گم شدهای است، هر چیزی را که گم کردهای، از او بیاب.
یک از آن کالها که گم کردیچون بتو داد از جوانمردی
هوش مصنوعی: یکی از چیزهایی که گم کرده بودی، وقتی به تو برگردانده شد، نشان از جوانمردی او دارد.
خدمتش کن که تا دگر دهدتاز یم روح خود گهر دهدت
هوش مصنوعی: به او خدمت کن تا در آینده از عمق وجودش به تو جواهرات معنوی بدهد.
تا بری گنجهای بس بسیاربنده شو خویش را بوی بسپار
هوش مصنوعی: برای دستیابی به ثروتهای فراوان، باید خود را به خدمت بگیری و به خوبی نسبت به خودت و خواستههایت آگاه باشی.
پیش او مهر تا که میر شویوز همه واقف و خیبر شوی
هوش مصنوعی: تا زمانی که در نزد او محبوب باشی و از همه چیز آگاه و آشنا بشوی، به مقام و منزلت میرسی.
در جوارش شوی ز خوف ایمنبرتر از طور دور ای مؤمن
هوش مصنوعی: در نزد او از ترس ایمن خواهی بود، حتی اگر از کوه طور نیز دور باشی، ای مؤمن.
در جهان عدم شود جایتحضرت حق معین و ملجایت
هوش مصنوعی: در دنیای ناپیدا و نبود، جایگاه تو مشخص و پناهگاهت از سوی خداوند است.
تا که حق هست هست باشی توبر همه خلق نور پاشی تو
هوش مصنوعی: تا زمانی که حقیقت وجود دارد، تو نیز باید درخشان و اثرگذار باشی و نور و روشنایی را به همه انسانها منتقل کنی.
پیش او هر که مرد زنده شودچون ملایک بسوی عرش رود
هوش مصنوعی: هر کسی که در پیش او جان فشانی کند، مانند فرشتگان به سوی آسمان ها بالا میرود و تا ابد زنده میماند.
لیک اگر نعل واژگونه زندبهر ر و پ وش کرد جهل تند
هوش مصنوعی: اگر کسی به طور نادرست یا با روش غلط عمل کند، ممکن است باعث شود که در ظاهر چیزها متفاوت به نظر برسند، اما در واقع، جهل و نادانی همچنان بر جا خواهد ماند.
تو از آنها مرم میفت از اسبزو همیکن علوم حق را کسب
هوش مصنوعی: از آنها فاصله بگیر و از اسب نیفت؛ بدین ترتیب میتوانی علوم حقیقی را به دست بیاوری.
دامنش را مهل پیش میروهر طرف که رود بدان سو شو
هوش مصنوعی: به او نزدیک نشو و به هر جا که میرود، تو هم همان طرف برو.
هر چگونه ات که خواهد او آن شوهر سوئی کود و اند آن سودو
هوش مصنوعی: هر طور که او بخواهد، تو هم باید همان رفتار را داشته باشی؛ به هر سویی که او برود، تو هم باید با او همراهی کنی.
رنج او را بکش که گنج بریپای او بوس تا سزی بسری
هوش مصنوعی: اگر به رنج و زحمت دیگران توجه کنی و به آنها محبت کنی، به آرامش و ثروت درونی دست پیدا خواهی کرد.
هر که گشتش غلام شاه شودملک و انس را پناه شود
هوش مصنوعی: هر کسی که در خدمت شاه قرار گیرد، به مقام بزرگی دست مییابد و میتواند به مردم و دنیای مادی پناه دهد.
باده پیمانه است و شه چون میخنک آن جان که گشت پر از وی
هوش مصنوعی: شراب همانند پیمانهای است، و پادشاه همچون نوشیدنی خنکی است برای آن روحی که از وجود او انباشته شده است.
نظرش کیمیاست جسم چو مسزو خدا بین شود یقین هر حس
هوش مصنوعی: نگاه او همچون کیمیا است؛ جسمی که مانند مس است، با دیدن خدا یقینی میشود برای هر حس.
درنمکلان چو اوفتد مردارمیشود خوب و پاک و با مقدار
هوش مصنوعی: زمانی که در دامن رنج و سختی قرار میگیریم، ناخالصیها و مشکلات از بین میروند و جان تازهای به ما داده میشود، به طوری که از این تجارب به طور مطلوب و متعادل بهرهمند میشویم.
نی نمک لان کمین غلام وی استهر چه در وی فتد نه رام وی است
هوش مصنوعی: نی به شکل نمک در آمده است و در واقع غلام اوست. هر چیزی که در او وجود دارد، نمیتواند او را تسلیم خود کند.
صفت خود هلد شود چون اوبر مثال نجاست اندر جو
هوش مصنوعی: خصوصیات انسان، همانند نجاستی در جو، به مرور زمان و با گذشت زمان محو و نابود میشوند.
بر نجس چونکه غالب آب بودزان نجس آب را ز ی ان نشود
هوش مصنوعی: وقتی آب غالب و بیشتر باشد، نمیتوان آن را نجس کرد و آن آب نجس نمیشود.
دل نجس چون که محو آب شودپاکی جسم شیخ و شاب شود
هوش مصنوعی: وقتی دل آلوده از بین میرود و شستشو میشود، عطر و پاکی بدن عارف و صاحبنظر پیدا خواهد شد.
چون بر او غالب است آب رواننرسد از نجس بآب زیان
هوش مصنوعی: وقتی آب زلال و جاری بر چیزی تسلط داشته باشد، آب آلوده به آن ضرری نخواهد رساند.
باز با شه صلاح دین آئیمهمچو طوطی زقند او خائیم
هوش مصنوعی: ما دوباره به مشاوره و کمک برای اصلاح دین میپردازیم، مانند طوطی که در هر جا فقط به تکرار شنیدهها میپردازد.
با ولد گفت شو مرید مرادلت از جان اگر خرید مرا
هوش مصنوعی: با فرزندم صحبت کردم و گفتم: ای فرزند، اگر قلبت مرا از جانت بیشتر دوست دارد، به من بپیوند.
گفتش او در جواب کای سلطاننیست مثلت کسی در این دوران
هوش مصنوعی: او در پاسخ گفت: ای پادشاه، در این زمان هیچ کس مانند تو وجود ندارد.
تو ز عزت ز خلق پنهانیهر که داناست داندت کانی
هوش مصنوعی: شما از خوبی و احترام در میان مردم پنهان هستید و تنها کسانی که آگاهاند، میدانند که شما چه ویژگیهایی دارید.
کردیم صاف با یکی دردیچون شدم مست دل ز من بردی
هوش مصنوعی: با یکی که درد مشترکی داشتیم، صادق و بیپرده صحبت کردیم. وقتی مست شدم و دلباخته شدم، او دل مرا از من گرفت.
دل من شد بدست تو چون بازهر کجا را نیم بیایم باز
هوش مصنوعی: دل من تحت تاثیر تو قرار گرفته است، هر کجا میروم، باز هم به تو فکر میکنم.
عین راندن بود مرا خواندنتا چو آ ی م برت فزایم من
هوش مصنوعی: خواندن برای من مانند دویدن است، تا زمانی که به تو نزدیک شوم، هرچه بیشتر به تو تاکید میکنم و بر شدت احساساتم میافزایم.
قل تعالوا بگفت الرحمنتا ز دانا شود جدا نادان
هوش مصنوعی: بیا افکار و دیدگاههایمان را با هم در میان بگذاریم، تا اینکه با روشنگری و علم، نادانی و اشتباهات از بین بروند.
تا هر آن کوز عهد روز الستبود از بادۀ وصالش مست
هوش مصنوعی: هر کسی که به یاد روز الست و عهدی که با معشوق بسته، از شراب وصال او سرمست و شاداب است.
چون خ مار فراق را بکشدباز گردد می وصال چشد
هوش مصنوعی: هنگامی که درد جدایی به پایان برسد، دوباره میتوان از طعم وصال لذت برد.
وان کز اینجا نرفت چون آیدقرب را هر خسی کجا شاید
هوش مصنوعی: هر کسی که از اینجا نرود، هرگز نمیتواند به مقام نزدیک بیاید. پس برای هر فرد بیارزشی، رسیدن به قرب و مقام والا ممکن نیست.
بعد هجران وصال شیرین استهر که از این نیست شاد غمگین است
هوش مصنوعی: پس از جدایی، وصل شیرین است. هر کسی که این را درک نکند، هم شاد است و هم غمگین.
قطرۀ من چو شد ز تو دریاگوهر وصل را شوم جویا
هوش مصنوعی: وقتی من به تو وصل شوم و به دریای عشق بپیوندم، به دنبال ارزش و زیباییهای آن خواهم رفت.
دایمم بین ز عشق اندر جوشموجها بحر را شده روپوش
هوش مصنوعی: دائم در حال جوش و خروش از عشق، امواج دریا را مانند پوششی فرا گرفتهاند.
تا نظرها فتد بر آن امواجخیره مانند اندران افواج
هوش مصنوعی: وقتی نگاهها به آن امواج میافتد، مانند آن گروههای بزرگ و پرهیاهو جلوهگر میشوند.
صنع از بهر صانع است چو موجگر بپستی بود و گر بر اوج
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هر چیزی که ساخته میشود، هدفی از سوی سازندهاش دارد. مانند موجی که اگر آرام باشد یا به اوج برسد، همواره تحت تأثیر عوامل و نیروی معینی است. بنابراین، هر نوع پدیدهای در این دنیا نتیجهی تلاشی و هدیهای از سوی خالق آن است.
پرده شد صنع تا نبینندشصنع را همچو جان گزینندش
هوش مصنوعی: با ایجاد پوششی، آثار خالق را پنهان کردند تا دیگران نتوانند خالق را ببینند؛ به گونهای که آن آثار را همچون جان انتخاب کنند و به اهمیت آن پی ببرند.
اهل بینش بعکس این دانندهر دم از صنع سوی حق رانند
هوش مصنوعی: افراد با بینش در هر لحظه متوجه میشوند که باید به سمت حقیقت و خداوند حرکت کنند و از زیباییهای آفرینش فاصله بگیرند.
در بد و نیک روی او بینندعشق او را بصدق بگزینند
هوش مصنوعی: در خوشی و ناخوشی، مردم چهره او را میبینند و عشق او را با صداقت انتخاب میکنند.
نیک و بد همچو موجهاست ز بحرخواه از لطف گیر و خواه از قهر
هوش مصنوعی: نیکی و بدی همچون امواج دریا هستند؛ از دریا بخواه، چه با مهر و لطف باشد و چه با خشم و قهر.
جنت و دوزخ است ازو پیدادو صفت دارد او جفا و وفا
هوش مصنوعی: بهشت و جهنم از او مشخص است؛ او دو خصلت دارد: یکسو ستم و سرکشی و سوی دیگر وفاداری و ایثار.
هست لطف و وفای او جنتعکس این شد جفای او محنت
هوش مصنوعی: لطف و وفای او به مانند بهشتی است، اما هنگامی که این خوبیها تبدیل به جفای او شوند، درد و رنج به وجود میآورند.
قهر و لطف است در جهان ز خدااین دو هستند در نهاد شما
هوش مصنوعی: در این جهان، خشم و محبت از سوی خداوند وجود دارد و این دو ویژگی در ذات شما نهفته است.
از یکی صد جهان شود گلشنوز یکی باغ و روضه ها گلخن
هوش مصنوعی: از یک نفر، میتوان به اندازهی صد جهان باغ و گلزار درست کرد، و از یک باغ و مجموعهای از باغها میتوان به دنیایی از خوشبختی و زیبایی دست یافت.
گفت یارا ز موعظه بگذربجز از وصف من مگو دیگر
هوش مصنوعی: دوست گفت که از پند و نصیحت عبور کن و غیر از توصیف من چیزی نگو.