بخش ۱۴۱ - در بیان آنکه حق تعالی آدمی را جهت معرفت و عبادت خود آفرید و مقصود از هستی آدمی آن بود که و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون. و چون از او این معنی نیاید عمرش بیفایده گذشته باشد. اگرچه از او کارهای دیگر آید الا او را فایده نباشد. همچنانکه شمشیر بقیمت را اگر کسی بجای میخ در دیوار زند که از اینجا کوزه بیاویزم، بیفایده باشد. زیرا بمیخی آن مصلحت برمیآید شمشیر را برای چیزی دیگر ساختهاند. اکنون چون مقصود آدمی عبادت بوده است هرکه اینجا نکرد آنجا در دوزخ بعبادت و انابت مشغول گردد.
هوش مصنوعی: این متن به موضوع اهمیت عبادت و خدمت به خداوند میپردازد و تأکید میکند که هدف اصلی زندگی انسان، عبادت و طلب رحمت از خداست. همچنین، بیان میشود که علم و هنر بدون تقوای الهی و نیاز به خدا فایده چندانی ندارند. هر شخصی که در دنیا به دنبال دنیا و کسب معارف انسانی باشد، در نهایت دچار تلههای دنیا میشود و تنها عبادت خالصانه و دوری از دنیاویگری میتواند انسان را نجات دهد.
نویسنده به وصول به حقیقت و تملک روح الهی اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که باید از خودگذشتگی و ارتباط با خداوند را در نظر گرفت و از حوصله و صبر در پی عبادت غافل نشد. در نهایت، زندگی معنوی و درک عمیق از وجود خداوند، سبب آرامش و رستگاری انسان میشود.
گرچه از ما هزار کاردگرآید از صنعت و ز علم و هنر
هوش مصنوعی: هرچند که از ما کارگران و صنعتگران بسیاری به وجود میآیند و در زمینههای مختلف هنری و علمی فعالیت میکنند، اما...
نیست بیفایده ولی ما رابهر آن نافرید حق یارا
هوش مصنوعی: هیچ چیزی بیفایده نیست، اما ما را برای چیزی خلق نکردهاند که در آن فایدهای نباشد.
گر تو شمشیر و تیغ جوهر داربزنی همچو میخ در دیوار
هوش مصنوعی: اگر تو با شمشیر و تیغ خود کارآمد عمل کنی، همانند میخی در دیوار محکم و استوار خواهی بود.
که از این کوزه ای در آویزمهیچ از این فایده نپرهیزم
هوش مصنوعی: من هیچ تلاشی را برای بهرهبرداری از این ظرف کم ارزش نادیده نمیگیرم.
فایده است آن ولیک تیغ برانبهر جنگ است و کارزار نه آن
هوش مصنوعی: فایدهی چیزی زمانی مشخص میشود که به درستی و در جای مناسب از آن استفاده شود؛ مانند تیغی که برای جنگ و نبرد طراحی شده است و اگر در جای دیگری به کار رود، کاربرد مناسبی نخواهد داشت.
ز آدمی هم مراد صنعت نیستغیر صدق و نیاز و طاعت نیست
هوش مصنوعی: انسان به جز صداقت، نیاز و اطاعت، هدف دیگری ندارد.
در نبی گفت انس و جن را مانافریدیم همچنین بهبا
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که خداوند انسان و جن را آفریده و به این ترتیب به وجود آنها اشاره شده است. این بیان نشان میدهد که خلقت انسان و جن بخشی از برنامه الهی است و هر یک دارای جایگاه و هدف خاصی هستند.
بل برای عبادت و خدمتتا عوضتان دهد دو صد رحمت
هوش مصنوعی: برای عبادت و خدمت، تلاش کن تا پاداشی دو چندان به دست آوری.
هرکه اینجاش فوت شد طاعتقسم او بعد موت شد طاعت
هوش مصنوعی: هر کسی که در اینجا بمیرد، بعد از مرگش هم عبادتش ادامه دارد.
دوزخ او را شود عبادتگاهتا در آنجا کند انابت و آه
هوش مصنوعی: جهنم برای او به مکانی تبدیل میشود که در آن عبادت کند و به درگاه خداوند توبه و ندامت داشته باشد.
زانکه مقصود حق ز خلق این بودکه عبادت کنند و خدمت وجود
هوش مصنوعی: زیرا هدف خداوند از آفرینش انسانها این بود که به عبادت و خدمت به وجود بپردازند.
چونکه اینجا نیامد آن ز ایشانآخر آنجا کنند از دل و جان
هوش مصنوعی: وقتی که او به اینجا نیامد، در نهایت آنها از دل و جان، در آنجا برای او خواهند رفت.
مسجد عاصیان بود دوزخهمه در وی چو مرغ اندر فخ
هوش مصنوعی: مسجد به مکانی برای عبادت و نزدیکی به خدا اشاره دارد، اما در اینجا به گونهای بیان شده که به نوعی به گناه و معصیت اشاره میکند. در این بیت، به تصویر کشیده شده که آن مکان، شبیه به جهنم است و گناهکاران در آنجا مانند پرندگانی در قفس به سر میبرند. به عبارت دیگر، این فضا هم میتواند مقدس باشد و هم میتواند پناهگاهی برای گناهکاران شود.
دایم از صدوق ربنا گوینداز بناگوش سوی حق پویند
هوش مصنوعی: همیشه از صندوق دعا و نیاز به خدا صحبت میکنند و به سوی حق و حقیقت راه مینمایند.
بی ریا ذکر حق بود آنجاهمه مستغرق نماز و دعا
هوش مصنوعی: در آن مکان، تنها ذکر خداوند به دور از هرگونه ریا و فریب وجود دارد و همه در حال عبادت و دعا غرق شدهاند.
تا اموری که فوت شد اینجااندر آن عالم آورند بجا
هوش مصنوعی: این بیت به این مفهوم اشاره دارد که کارهایی که در این دنیا از دست رفتهاند یا انجام نشدهاند، در دنیای دیگر به نحو احسن جبران و انجام خواهند شد.
تا برآید ز جمله مقصودشتا که جمله کنند معبودش
هوش مصنوعی: تا زمانی که تمام خواستههایش برآورده شود، همه او را عبادت کنند.
لیک اینجا بکام زود رسندکارهاشان شود بروزی چند
هوش مصنوعی: اما اینجا، کارها به سرعت به نتیجه میرسند و در مدت زمان کوتاهی به فرجام میرسند.
واندر آنجا بسالها و قروننشود کار نحسشان میمون
هوش مصنوعی: در آنجا سالها و قرنها میگذرد و کار زشت آنها خوب نمیشود.
کار امروز کن اگر مردیور نه فردا ز نادمان گردی
هوش مصنوعی: کارهایت را امروز انجام بده اگر میخواهی مردی، وگرنه فردا در زمره نادانان خواهی بود.
هر که بر نقد زد بود عاقلهر که در نسیه ماند شد باطل
هوش مصنوعی: هر کسی که به حقیقت و واقعیت توجه کند و بر اساس آن عمل کند، عاقل است. اما اگر کسی فقط به چیزهای نامشخص و ناشناخته روی بیاورد و در ابهام بماند، به نوعی در زندگیاش به اشتباه میافتد.
همه بر نقد میزند عاشقمیگریزد ز نسیه ها صادق
هوش مصنوعی: همه به نقد و واقعیت عشق میورزند، اما عاشق از وعدههای دروغین و ناپایدار دوری میکند.
بر صوفی به است سیلی نقداز عطاهای نسیه خوش عهد
هوش مصنوعی: بهتر است به جای وعدههای دروغین و نسیه، چیزی واقعی و مطمئن داده شود که در آن لحظه مورد استفاده قرار گیرد.
اندر این کار خوی صوفی گیرهیچ در کار دین مکن تأخیر
هوش مصنوعی: در این زمینه، روح و سیرت یک صوفی را در خود بپذیر و هیچگاه در امور دینی تاخیر نکن.
نسیه جویان در انتظار روندبی می و سکر در خمار روند
هوش مصنوعی: شرطیهایی که دنبال لذتهای موقتی هستند، در انتظارند؛ اما در غیاب شادابی و سرمستی، به حالتی خمار و محزون فرو میروند.
درد سرها کشند بیحاصلاز می نقد دائماً غافل
هوش مصنوعی: افراد بیخبر از ارزش واقعی زندگی، مدام در مشکلات و دردسرهای بیفایده غرق میشوند و از لحظات خوب و گرانبهای وجود غافل هستند.
هرکه بر نسیه میکند تکیهدان که بر هیچ میزند بخیه
هوش مصنوعی: هرکسی به امید چیزهایی که هنوز به دست نیاورده است تکیه کند، در واقع بر روی چیزی غیرمعتبر حساب کرده و در نهایت به نتیجهای نخواهد رسید.
قسم عشاق نقد وقت آمدجانشان کی بنسیه آرامد
هوش مصنوعی: عاشقان در این لحظه حساس و سرنوشتساز هستند و دیگر روحشان نمیتواند در آرامش بماند.
خار حالی به از گل آتی استهرکه آتی گزید شهماتی است
هوش مصنوعی: هر کس که گزیده شود، حتی از خار و بدیها، بهتر است از اینکه در دنیای خوشی و زیبایی قرار داشته باشد، زیرا این گزیدگی نشاندهنده قوی و مقاوم بودن اوست.
هرکراجز امید چیزی نیستدر ره عشق یک پشیزی نیست
هوش مصنوعی: هر جا که امیدی وجود نداشته باشد، در مسیر عشق هیچ ارزشی وجود ندارد.
هر که نومید ماند مرده اش دانتن افسرده اش ندارد جان
هوش مصنوعی: هر کسی که ناامید باشد، در واقع زنده نیست و وجودش همچون تن مردهای است که روحی در آن وجود ندارد.
وانکه او را بنقد حالی هستبی می و بی قدح بود سرمست
هوش مصنوعی: کسی که بدون نیاز به شراب و جام، حال خوشی دارد، کاملاً سرمست و شاداب است.
ز انچه دارد همیشه دلشاد استاز بد و نیک عالم آزاد است
هوش مصنوعی: هر که از آنچه دارد راضی و خوشحال باشد، از خوبیها و بدیهای دنیا رها و آزاد است.
هرکه امروز کار خویش گزاردسر نفسش بریده شد بی کارد
هوش مصنوعی: هر کسی که امروز به کار خود برسد و بر روی کارش تمرکز کند، دیگر نیازی به بیکاری و تنبلی نخواهد داشت و تمام مشکلاتش حل میشود.
رست ازدست دشمن خونخوارابداً گشت با خدا پادار
هوش مصنوعی: نجات از دست دشمنان خونسرد به هیچ وجه ممکن نیست، مگر با یاری خداوند.
هر که اینجا نگشت چشمش بازماند آنجا دو چشم بسته چو باز
هوش مصنوعی: هر کسی که در این دنیا به حقیقت ننگره، مانند کسی است که در آن جهان هم چشمانش بسته خواهد ماند.
هرکه اینجایگاه میرد کورکور خیزد چو کور شد در گور
هوش مصنوعی: هر کس به این مقام برسد، مانند یک فرد نابینا به زندگی ادامه میدهد و وقتی که نابینا شد، در قبرستان میافتد.
از زمین گندم و جو و ارزنسر برآرند همچو بچه ز زن
هوش مصنوعی: محصولات زراعی مانند گندم و جو و ارزن از زمین رویش میکنند، همانطور که بچه از مادر متولد میشود.
در شکم گر نراست نر زایدور بود ماده هم همان آید
هوش مصنوعی: اگر در شکم به درستی شکل نگرفته باشد، نر به دنیا نخواهد آمد و اگر ماده هم باشد، همان وضعیت را خواهد داشت.
نزند سر ز جو یقین گندمسر سر را کسی نجست ز دم
هوش مصنوعی: در این بیت بیان میشود که وقتی فردی به یقین و یقینپذیری دست پیدا کرده است، دیگر هیچکس نمیتواند او را به شک و تردید بیندازد. به نوعی، ناپایداری و عدم ثبات در عقیده او جایی ندارد.
آنچنانکه زئی چنان میرینیک دان گر فقیر و گر میری
هوش مصنوعی: آنطور که زئی (نوعی پرنده) زندگی میکند، تو هم باید زندگی کنی. مهم نیست که فقیر هستی یا غنی، باید به سلامت و نیکی ادامه دهی.
پند بگذار و بند را بگسلچون درآمد بجلوه خوب چگل
هوش مصنوعی: این جمله به این مفهوم اشاره دارد که وقتی زیبایی و جذابیتی پدیدار میشود، بهتر است از قید و بندها و محدودیتها آزاد شویم و از فرصتها بهرهبرداری کنیم. در واقع، در مواجهه با زیباییها و خوشیها باید به خودمان اجازه دهیم که از آنها لذت ببریم و دغدغهها را کنار بگذاریم.
خیره شو بر جمال آن دلبرغیر وصفش مگوی چیز دگر
هوش مصنوعی: به زیبایی آن محبوب نگاه کن و جز از زیبایی او هیچ چیز دیگری نگو.
محو گرد اندر او گذر از خودتا رهی هم ز نیک و هم از بد
هوش مصنوعی: در این بیت به تصرف و فانی شدن در یک موضوع یا حالت اشاره شده است، به طوری که فرد میتواند از خود بگذرد و از خوبیها و بدیها عبور کند. این به معنای نپرداختن به ویژگیهای خود و پیوستن به مسیر یا حقیقتی بزرگتر است.
جان تو زان جمال مالامالچون شود وارهی ز رنج و ملال
هوش مصنوعی: اگر زیباییهای تو در دل پر شود، چطور میتوانی از درد و غم رهایی یابی؟
بعد از آن جویدت ز جان جنتاز تو یابند حوریان زینت
هوش مصنوعی: پس از آن، حوریان بهشتی از تو جستجو میکنند و زیباییهای خود را در تو مییابند.
تو شوی مغز و جمله هستی پوستمی نگردی جدا ز حضرت دوست
هوش مصنوعی: در اینجا منظور این است که انسان باید به عمق وجود و حقیقت خود پی ببرد. او باید شایستگی و مغز وجودش را ببیند و در عین حال متوجه باشد که ظواهر و ظاهر دنیای مادی تنها مانند پوستهای هستند که نمیتوانند به تنهایی او را به حقیقت نزدیک کنند. در واقع، او باید از این پوستهها جدا شود و به سمت دوست حقیقی خود، که همان حقیقت یا خداوند است، توجه کند.
دست بردست زن کنون چو بهمگشته ایم از صفا همه همدم
هوش مصنوعی: اکنون که ما به یکدیگر نزدیک شدهایم و رابطهمان صاف و دوستانه شده است، دست در دست هم بگذاریم و همنشین یکدیگر باشیم.
همه یکدل شده در این مجلسهمه گشته بهمدگر مونس
هوش مصنوعی: در این جمع، همه با هم همنظر و همدلی هستند و به یکدیگر نزدیک شدهاند.
هیچ اندر میان نفاق نماندغیر یاری و اتفاق نماند
هوش مصنوعی: هیچ چیزی در میان درگیری و تضاد باقی نمیماند جز همکاری و همبستگی.
همه یک بوده ایم از ازالزان کنونیم غرق در یک حال
هوش مصنوعی: همه ما از بیزمانی یکی بودهایم و اکنون در یک وضعیت غرق شدهایم.
با همابیگمان هما پردزاغ با طوطیان کجا پرد
هوش مصنوعی: با هم بودن و در کنار هم زندگی کردن، باعث ایجاد تفاوتهای بارزمیشود؛ همانطور که زاغ و طوطی با وجود اینکه هر دو پرندهاند، اما هر کدام ویژگیها و رنگهایی منحصر به فرد دارند.
چون همایم یقین همایانندهمچو من زاده جمله ز انج ا یند
هوش مصنوعی: وقتی من مطمئن هستم که همسانان من نیز مانند من از یک ریشه و منبع هستند.
همه چون یک بدیم اندر اصلبازهم یک شویم حالت وصل
هوش مصنوعی: همه ما در اصل و ریشه یکی هستیم، اما در طول زندگی میتوانیم به حالت ارتباط و اتحاد برسیم.
همگان بر مثال تاب خوریمگر بصورت اسیر خواب و خوریم
هوش مصنوعی: همه ما مانند خورشید درخشان هستیم، حتی اگر به ظاهری در خواب و خاموش باشیم.
مغز مائیم و باقیان همه پوستجمله بیگانه ما یگانه و دوست
هوش مصنوعی: ما مغز و جوهر هستیم و دیگران فقط ظاهری و خارجی هستند. درواقع، ما با هم متحد و دوستانیم.
کس چه داند که ما چه مرغانیمدر کدامین دیار پرانیم
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند ما چه موجوداتی هستیم و در کدام سرزمین در حال پروازیم.
جانهای لطیف را جانیملیک زیر قباب پنهانیم
هوش مصنوعی: روحهای ظریف را زنده نگه میداریم، اما در زیر پوششی پنهان ماندهایم.
در تن ذره همچو خورشیدیمسرفشا نان ز ذوق چو بیدیم
هوش مصنوعی: در وجود هر ذرهای، نوری مانند خورشید وجود دارد؛ ما از شادی و لذت، مانند بیدهای خموش و نرم هستیم.
غیر دنیا دو صد جهان داریمهمه در لامکان جهانداریم
هوش مصنوعی: ما فقط به دنیای مادی محدود نیستیم؛ بلکه در دنیای دیگری که فراتر از هر مکان و زمان است، بسیار بیشتر از این دنیا داریم و آنجا نیز زندگی میکنیم.
ملک و رحهاست لشکر ماهمه صف بسته گرد پیکر ما
هوش مصنوعی: حاکم و فرمانروای ما سپاهیان و سربازانی هستند که همه به دور ما صف کشیدهاند.
جا چه باشد که جمله بیجائیمزیر جسم چو کاه دریائیم
هوش مصنوعی: کیفیت وجود ما به جسم محدود شده است، اما در حقیقت، ما همچون ذراتی در دریا هستیم که میتوانیم در آن گم شویم و در برابر وسعت بیپایان جهان، جا و مکان ما اهمیت چندانی ندارد.
دم عیسی خجل از این دم ماهمچو موجی است عشق ازیم ما
هوش مصنوعی: دم عیسی از دم ما شرمنده است، زیرا عشق ما همچون موجی عمیق و فراوان است.
گر رسیدی بخضر ما موسیپر بینداختی چو طاووسی
هوش مصنوعی: اگر به مقام خضر رسیدی، مانند موسی، باید همه چیز را رها کنی و به حالت رهایی همچون طاووس پرواز کنی.
در پی خضر کی دویدی اوخضر ما را اگر بدیدی او
هوش مصنوعی: اگر به دنبال خضر هستی و برای دیدنش تلاش میکنی، باید بدان که این خضر، خود ما هستیم؛ اگر او را میدیدی، ما را هم میشناختی.
بلکه بر خضر اگر شدی پیداخضر گشتی ز عشق او شیدا
هوش مصنوعی: اگر به حالتی دست یابی که مانند خضر، راهنمایی برایت نمایان شود، این نشانگر آن است که به خاطر عشق او به مرحلهای از عشق و شور و اشتیاق رسیدهای.
خضر ما کیست شمس چرخ هممآنکه بد واصل و گزین ز قدم
هوش مصنوعی: خضر ما کیست؟ شمس گردونه، کسی است که به ما راه مینماید و از میان چیزهای خوب و بد، راه درست را برمیگزیند.
بی حجابیش خضر اگر دیدیپی او همچو سایه گردیدی
هوش مصنوعی: اگر خضر را بدون حجاب و پوشش ببینی، خود را مانند سایهای به دنبال او میاندازی.
صحبتش را بعشق بگزیدیغیر او را بهیچ نخریدی
هوش مصنوعی: گفتگو و کلام او را به عشق انتخاب کردی و هیچ چیز دیگری را به جای او نپذیرفتی.
دست بالای دست دان یارارو برابر بکس منه ما را
هوش مصنوعی: برای هر کسی که در موقعیتی قرار دارد، همیشه افرادی هستند که از او بالاتر و قویتر هستند. مهم این است که خودت را در برابر دیگران نشناسی و شایستگی خودت را درک کنی.
تا که گردی ز ما تو برخوردارهیچ ما را زسلک کس مشمار
هوش مصنوعی: هرگز فکر نکن که ما از تو بینصیب هستیم، چون تو به هیچ وجه نمیتوانی ما را به شمارش بیاوری.
گرد ما گرد تا خبیر شویبر سر سروران امیر شوی
هوش مصنوعی: به دور ما بچرخ تا به حقیقت و آگاهی دست پیدا کنی و در نهایت به مقام و رهبری برسید.
شیر شیران خور ار ز شیرانیسوی ما آ گر از دلیرانی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از دلیران و شیران بزرگ بهرهمند شوی، باید به سراغ ما بیایی.
نام کس را مبر در این حضرتتا نمانی تو دور از رحمت
هوش مصنوعی: در این مکان، نام هیچکس را نبر، زیرا این کار سبب میشود که از رحمت دور بمانی.
چونکه از ما شدی ز غیر مگوغیر ما را بهیچ نوع مجو
هوش مصنوعی: وقتی که از ما دور شدی، دیگر درباره غیر ما صحبت مکن و به هیچ شکلی به سراغ غیر ما نرو.
غیرت اولیا بود بیحدبحذر باش تا نگردی رد
هوش مصنوعی: غیرت و حساسیت اولیای الهی بسیار زیاد است، بنابراین باید با احتیاط رفتار کنی تا مورد طرد و نادیدهگیری قرار نگیری.
کل بدی شان سپار خود را توترک کن پیششان خرد را تو
هوش مصنوعی: برای اینکه در جمع افرادی که بدی و ناپسندی دارند قرار نگیری، میبایست خود را از آنها دور کنی و از خرد و اندیشهات استفاده کنی.
دم مزن در حضور آن مردانتا نگردی ز هجر سرگردان
هوش مصنوعی: در حضور آن افراد باعظمت صحبت نکن تا اینکه از دوری آنها دچار سردرگمی نشوی.
پیش ایشان مگو ز علم و هنربچنان جای جز نیاز مبر
هوش مصنوعی: در حضور آنها درباره علم و هنر صحبت نکن، زیرا در چنین محیطی جز نیاز و درخواست، حرفی ارزش ندارد.
چونکه بردی نیاز راز بریدمبدم بیقدح شراب خوری
هوش مصنوعی: وقتی نیاز و خواستهات را برطرف کردی، به آرامی و بدون نگرانی از زمان، به نوشیدن شراب مشغول شو.
همچو ایشان شوی در آخر کارگر پذیری نصیحتم ای یار
هوش مصنوعی: اگر در نهایت میخواهی مانند آنها باشی، ای دوست، نصیحت من را بپذیر.
رنگ گیر اندک اندک از ایشانمهل از رنگ خویش نام و نشان
هوش مصنوعی: رنگ و حال و وضعیت آنها به آرامی از بین میرود و نشانی از خود به جا نمیگذارد.
زان همیگیر و زین همیاندازپر از آن شو و زین همیپرداز
هوش مصنوعی: از آنچه برمیداری محکم بگیر و آنچه را که باید به دور بیندازی، دور بینداز و از آنچه که تو را در این مسیر کمک میکند، بهره ببر.
تا شوی سر بسر از ایشان پرهمچو قطره که در صدف شد در
هوش مصنوعی: برای اینکه کامل و تمام از وجود آنها پُر شوی، مانند قطرهای که در درون صدف قرار میگیرد.
باغبانی بشاخ زردآلومیکند وصل شاخ قیسی او
هوش مصنوعی: باغبان در حال پرورش و پیوند زدن درخت زردآلو است و در واقع به درخت قیسی که نوعی دیگر از درخت میوه است، متصل میشود.
بمرور آن درخت زردآلومیدهد بار قیسیش نیکو
هوش مصنوعی: به مرور زمان، درخت زردآلو میوههای خوشمزه و خوبی خواهد داد.
بعد از آن خواه از این درخت ببرخواه از آن فرق نیست در دو ثمر
هوش مصنوعی: چه از این درخت میوه بچینی و چه از آن درخت، فرقی ندارد; هر دو میوه یکی هستند.
این همان است و آن همین ببهازانکه گشتند هر دو یک بصفا
هوش مصنوعی: این دو چیز در حقیقت یکسان هستند و تفاوتی ندارند، زیرا هر دو به یک شکل و بدون نقص هستند.
همچنین شیخ در تو برتابدآن قدر کاندرونت برتابد
هوش مصنوعی: شیخ در شما به قدری نفوذ و تاثیر دارد که درون شما قابلیت پذیرش این تاثیر را دارد.
توئی تو از او شود فانیکندت جان پاک ربانی
هوش مصنوعی: تو هستی و از او تاثیر میگیری و این باعث میشود که جان پاک تو از میان برود.
آخر کار عین او گردیکند او با تو این جوامردی
هوش مصنوعی: در نهایت، تو هم به مانند او خواهی شد، همانطور که او با تو رفتار کرد.
نارت از تاب شیخ نور شودعوض رنج و غم سرور شود
هوش مصنوعی: شعله آتش از نور شیخ به روشنایی میرسد و به جای درد و غم، شادی و خوشحالی به ارمغان میآورد.
چون مسیحت کند سراسر جانبر فراز سما شوی گردان
هوش مصنوعی: وقتی که زندگیات به طور کامل تحت تأثیر محبت و روحانیت قرار گیرد، به اوج والایی و شکوه خواهی رسید.
هرچه خواهی شود بعون خداچون برآری دو دست خود بدعا
هوش مصنوعی: هر چیزی که بخواهی با کمک خداوند محقق میشود، به شرط اینکه با دستان خود دعا کنی و درخواست کنی.
دو جهان را کنی چو درجی طیهمه از تو شوند تازه وحی
هوش مصنوعی: اگر دو جهان را مانند در یک چرخش درآوری، همه چیز تازه و زنده خواهد شد.
بدهی جان نو تو جانها راهم رهانی زغم روانها را
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به این که زندگی یا وجود انسانی باید به دیگران شادی و آرامش ببخشد و از غم و ناراحتی رهایی پیدا کند. به معنای دیگر، وجود خردمندانه و نیکوی انسان میتواند موجب شادی و نجات روحها از غم و اندوه گردد.
قدرت ایزدت شود مقدورهر که بر تو زند شود مقهور
هوش مصنوعی: هر کسی که بر تو تسلط یابد، قدرت خداوند بر او حاکم میشود و او تسلیم قدرت الهی خواهد شد.
ور نباشد ترا چنان دولتکه بری ز اولیا چنین رحمت
هوش مصنوعی: اگر تو نیز به گونهای از نعمت و خوشحالی برخوردار نیستی که از سوی اولیا و بندگان خاص خدا چنین رحمتهایی دریافت کنی، پس نباید بر خود ببالید.
گیر عزلت ز خلق و طاعت کنترک نفس و هوی و راحت کن
هوش مصنوعی: از مردم کنارهگیری کن و به عبادت و فرمانبری خدا بپرداز. نفس و خواستههای خود را رها کن و به آرامش درونی دست یاب.
روزها روزه باش و شب بنمازبسوی خورد و خواب کمتر تاز
هوش مصنوعی: در طول روز، روزهدار باش و شبها به نماز بسطحی توجه کن و به خوردن و خوابیدن کمتر بپرداز.
هیچ کام و مراد نفس مدههرچه بدتر کنی بوی آن به
هوش مصنوعی: هرگز به نفس خود چیزی نده که به آن راضی شود، چون هرچه بدتر عمل کنی، عطر آن به سمت تو برمیگردد.
تا نمیرد مدار از وی دستمشو ایمن گرچه گردد پست
هوش مصنوعی: تا زمانی که او را زنده میبینی، نباید از او بیخیال باشی و احساس امنیت کنی، حتی اگر موقعیتش پایینتر باشد.
تا که او زنده است خایف باشدشمن جان تست خفیه و فاش
هوش مصنوعی: تا زمانی که او زنده است، حواست را جمع کن و از او بترس؛ چراکه او هم در خفا و هم به صورت علنی، خطری برای جان تو محسوب میشود.
گر نماید چومرده خود را اوتا بمکر و حیل رهد از تو
هوش مصنوعی: اگر او به مانند مردهای خود را نمایان کند، تا با فریب و حیله از تو دور شود.
هیچ باور مکن قویش افشاردائماً در شکنجه اش میدار
هوش مصنوعی: هرگز به قدرت او باور نکن، زیرا همیشه در عذاب و شکنجه است.
تا نبری سرش بتیغ جهادنشوی از بلای او آزاد
هوش مصنوعی: اگر به مقابله و جنگ با او نروی، هرگز از مشکلات و بلاهایی که برایت به وجود میآورد رها نخواهی شد.
که بسی طالبان حق را اوبرد از راه و کرد غرقه بجو
هوش مصنوعی: بسیاری از جویندگان حق را او گمراه کرده و آنها را غرق در جستجوی بیفایده کرده است.
همه در جوی این جهان ماندندغیر عشاق کان طرف راندند
هوش مصنوعی: همه در مسیر زندگی به نوعی در جا ماندهاند، جز عاشقان که از آن سوی این دنیا عبور کردهاند.
دست او بر همه دراز آمدزو نصیب همه گداز آمد
هوش مصنوعی: دست او بر همه گشوده شده است و از او بخشش و نعمت به همه میرسد.