بخش ۱۴۳ - در بیان آنکه بسیاران بصورت اولیا برآمدهاند و گفتار اولیا را آموخته و در حقیقت رهزناند . هرکه تمییز دارد بایشان سر فرود نیاورد، و ولی را از عدو بشناسد، چنانکه صراف زر صافی را از قلب تمییز میکند، اگرچه در صورت بهم میمانند که المؤمن کیس ممیز و در تقریر آنکه اولیا بهر صورت که خواهند مصور شوند
هوش مصنوعی: این متن به بررسی وصول به حقیقت و شناخت خدا از طریق دل و جان انسان میپردازد. شاعر تأکید میکند که در درون انسان، حقایق و معانی پنهانی وجود دارد که تنها با نگاهی عمیق و بیپناهی به آنها دست یافت. او بر این نکته تأکید دارد که نباید از ظواهر دنیا فریب بخوریم و باید به ریشهها و مسببها توجه کنیم.
از دیدگاه شاعر، تمامی موجودات و اسباب دنیوی، تنها آلت و ابزار خداوند هستند و باید در پی شناخت او باشیم تا از آفات دنیا دور بمانیم. او همچنین به تمایز میان ایمان و کفر اشاره میکند و خواستار آن است که انسانها به افزایش ایمان و کاهش کفر بپردازند. در نهایت، پیام متن این است که انسان باید از تعلقات دنیوی بگذرد و راهی به سوی عشق و حقیقت الوهی باز کند تا در نهایت به وصال الهی برسد.
در تو تمییز اگر بود برهیدل خود را بهر خسی ندهی
هوش مصنوعی: اگر در تو درک و تمییز وجود داشته باشد، هرگز دل خود را به خاطر آدم نالایق و بیمایهای نمیسپاری.
قلبها را جدا کنی از زرشبه را کی خری بنرخ گهر
هوش مصنوعی: اگر دلها را از طلا جدا کنی، چگونه میتوانی جواهر را به قیمت مناسب خریداری کنی؟
راستی راز کژ چو بشناسیتو زهر نابکار نهراسی
هوش مصنوعی: اگر حقیقت را بشناسی، دیگر از زهر کارهای ناپسند نمیترسی.
ترست از حق بود نه از شیطانچون عیانت شود سر پنهان
هوش مصنوعی: ترس او از خداوند است نه از شیطان، زیرا وقتی حقیقت آشکار شود، اسرار پنهانی نیز نمایان خواهند شد.
ناظر ج مله کارها گردیهم ز گرمی رهی هم از سردی
هوش مصنوعی: شما مانند ناظری هستید که بر تمام کارها نظارت دارید؛ گاهی در موقعیتهای پر انرژی و داغ و گاهی در شرایط ساکت و سرد در حال تماشا هستید.
چون ترا گردد آن عنایت یارمی نبینی بجز خدا بر کار
هوش مصنوعی: وقتی محبت و توجه یار به تو جلب میشود، جز خدا هیچ چیز دیگری را در زندگی نمیبینی.
خلق د ا نی که آلت اوینددر پی امر او همیپویند
هوش مصنوعی: افراد به مانند ابزار و آلاتی هستند که برای تحقق خواستهها و دستورات او به حرکت درمیآیند.
تخته را چونکه راست خوانی تومتصرف جز او ندانی تو
هوش مصنوعی: وقتی که تو روی تخته به درستی تمرین کنی، دیگر هیچ چیز جز آن را نخواهی شناخت.
در ولی و عدو و مؤمن و گبرآن تصرف چو بنگری ای حبر
هوش مصنوعی: وقتی به درستی نگاه کنی، در امور دوستان و دشمنان، مؤمنان و کافران تأثیر و نفوذ وجود دارد.
شود این پیش چشم تو تعیینکه سبب را مسبب اوست یقین
هوش مصنوعی: این جمله اشاره دارد به اینکه در برابر چشمان تو روشن میشود که هر نتیجهای به یک علت وابسته است و آن علت به یقین به مسبب آن مرتبط است. یعنی هر چیزی که اتفاق میافتد، دلیل مشخصی دارد و این حقیقت به وضوح برای تو روشن خواهد شد.
گفت یزدان لکل شیئی سببغیر من نیست در سببها رب
هوش مصنوعی: خداوند فرمود: برای هر چیزی علت و دلیلی وجود دارد، اما من خودم علت و دلیل مطلق همهچیز هستم.
در هه کار ازان سببها کردکاندر اسباب گم شود نامرد
هوش مصنوعی: در هر کاری به خاطر دلایل و علل مختلفی دست به اقدام میزنند، اما اگر تنها به اسباب و علل ظاهری توجه کنیم، ممکن است در نهایت به نتیجهای نادرست یا شکستآور برسیم.
لیک آن کس که تیز بین باشداو باسباب کی رهین باشد
هوش مصنوعی: اما آن کسی که هوشیار و تیزبین باشد، آیا با ابزار و وسایلش به چیزی وابسته است؟
در مسبب کند همیشه نظرنزند راه او نقوش و صور
هوش مصنوعی: در کارهای خداوند همیشه نباید به ظواهر و نشانهها توجه کرد؛ بلکه باید به اصل و حقیقت امور دقت کرد.
چونکه دانست کالت اند اسبابنشود باز باب بی بواب
هوش مصنوعی: وقتی که دانستید که کارتان با وسایل موجود انجام نمیشود، دیگر نمیتوانید به ادامهی کار امیدوار باشید.
تیغ بی بازوئی نزد کس راجسم بی جان نرفت هیچ بپا
هوش مصنوعی: تیغی که نتواند به درستی عمل کند، مانند جسمی است که روحی ندارد و نمیتواند کسی را به پا بخیزد.
پس از آلت کجا هراسد اوترس و لرزش بود ز حضرت هو
هوش مصنوعی: پس از آنکه ابزار تمام شد، دیگر از چیزی نمیترسد. ترس و لرز تنها از وجودِ حق است.
چون از آتش خلیل نهراسیدشد بر او گلشن و ورا نگزید
هوش مصنوعی: چون ابراهیم خلیل از آتش نترسید، به او باغی از نعمتها عطا شد و به او آسیبی نرسید.
بود درنار همچو زر خندانگشت بر وی ریاض آن نیران
هوش مصنوعی: در دل نار، مانند طلا خندان بود و بر او باغی از زیباییها و سرسبزیها نمایان شد.
همچنین چون عصا فکند کلیمگشت ثعبان نه زو ورا شد بیم
هوش مصنوعی: وقتی که موسی عصای خود را به زمین انداخت، آن عصا به یک مار بزرگ تبدیل شد که همه را میترساند.
دست کرد و گرفت ح لقش راباز شد همچنانکه بود عصا
هوش مصنوعی: او دستش را دراز کرد و حلقهاش را گرفت، سپس مانند عصایی که باز میشود، به حالت اولیهاش برگردانده شد.
خنک او را که یافت سر رشتهپر شد انبارهاش ناکشته
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که توانسته است جمعآوری کند و انبارش پُر شده است، بدون اینکه به کسی آسیب رسانده باشد.
بی ز دندان چو لقمه ها خایدب ی دو پا سوی بام عشق آید
هوش مصنوعی: اگر دندان نباشد و لقمهها بخواهند، بدون پا به سوی بام عشق نمیتوان رفت.
بی می و بی قدح کند مستیخوش رود بی بلندی و پستی
هوش مصنوعی: به آرامی و بدون وابستگی به مواد مخدر یا نوشیدنیهای الکلی میتوان به خوشحالی و سرخوشی رسید، بدون نیاز به دغدغههای زندگی یا تفاوتهای اجتماعی.
بی دهان خندد او چو گل قهقهبی سما نور پاشد او چون مه
هوش مصنوعی: او بدون سخن خندهای شاداب چون گل دارد و مانند ماه، بدون نیاز به چراغ، نورش را میتاباند.
هر دم از نو شود دگر صورتچون تو با او رسی دهد نورت
هوش مصنوعی: هر لحظه که بگذرد، چیزی نو و تازه به وجود میآید. همانطور که تو به دیگران امید و روشنی میدهی.
گه شود آسمان و گاه زمینگاه گردد عزیز و گاه مهین
هوش مصنوعی: گاهی آسمان در اوج است و گاهی زمین در زیر، گاهی انسان در جایگاه عزت قرار دارد و گاهی در مقام پستی.
هرچه خواهد شود بپیش نظرگاه گردد فرشته گاه بشر
هوش مصنوعی: هر چه در نظر خداوند باشد، به وقوع میپیوندد؛ چه آن چیزی که به فرشتگان مربوط میشود و چه آنچه به انسانها مربوط است.
هم بود از همه نقوش بریگذر از نقش تا وصال بری
هوش مصنوعی: از تمامی نقوش و تصاویری که وجود دارند عبور کن و به سوی وصال و نزدیکی برو.
زانکه نقش وصور حجاب بودکی صور در سرای روح رود
هوش مصنوعی: چون نقش و تصویر حجاب و مانع هستند، چگونه ممکن است که صورتها به عمق روح راه پیدا کنند؟
چون لقای خدای جست کلیمگفت با او خدای فرد ع ل یم
هوش مصنوعی: کلیم با خداوند ملاقات کرد و گفت: "ای خدای بینظیر و دانای بزرگ، تو را جستجو کردم."
نفس خود را بهل برون و بیابیخود اندر سرای وصل درآ
هوش مصنوعی: خود را کنار بگذار و بیخبر از همه چیز، وارد دنیای عشق و وصال شو.
که نگنجی تو درگذر ز توئیسوی وحدت میا بنقش دوئی
هوش مصنوعی: تو در مسیری که به سوی وحدت میبرد، جایی نداری. از خودت دور نشو و در دایره دوگانگی باقی نمان.
تو و من نیست در جهان احدتو ممان تا رهی ز ننگ عدد
هوش مصنوعی: در این دنیا تنها من و تو وجود نداریم، پس به دور از شمارش و محدودیتها باش تا از رسوایی و شرم عددها فرار کنی.
هم بگفتش بکن ز پا نعلینچون نهادی دو پای بر کونین
هوش مصنوعی: اگر میخواهی کارهایت را درست انجام دهی، ابتدا باید زیرساختهایت را محکم کنی و پایههای خود را به درستی بنا کنی. فقط در این صورت میتوانی در دنیا موفق شوی.
سوی وادی قدس کان پاکی استاینچنین آمدن ز بی باکی است
هوش مصنوعی: به سمت سرزمینی مقدس که مکانی پاک و خالص است، باید با دلایلی از شجاعت و بیباکی به آنجا سفر کرد.
بدر آور ز پای نعلین رابرچنین صفه پابرهنه برآ
هوش مصنوعی: پابرهنه بر روی این فرش زیبا برو و نعلین را از پا درآور.
بود نعلین هستی موسیحجب وسد و مستی موسی
هوش مصنوعی: نعلین (چکمههای) موسی نشاندهندهی حجب و پردهپوشی و همچنین نشانهای از حالتی خاص و خوشحالی اوست.
از خودی بگذر ار خدا جوئیبا خودی آن طرف کجا پوئی
هوش مصنوعی: اگر به دنبال خدا هستی، باید از خودخواهی و خودپسندی خود عبور کنی. با خودخواهی به هیچ جا نمیرسی.
نیستی هستی است چون نگرینیست شو تا ز هست بار خوری
هوش مصنوعی: اگر به حقیقت وجود نگاه کنی، در مییابی که وجود بدون عدم معنا ندارد. پس به سوی عدم برو تا از بار و مشقت هستی رهایی یابی.
هستیت پرده است و تو خود راپرده پنداشتی ز جهل و عمی
هوش مصنوعی: وجود تو در واقع پردهای است که خود را در آن پنهان کردهای و به خاطر جهالت و نادانی این پرده را واقعی میدانی.
هین مبر بر خود این گمان ز خرینیک بنگر که پای یا که سری
هوش مصنوعی: مراقب باش که به خودت مغرور نشوی و در واقع خود را دست کم نگیر. بهتر است به دقت نگاه کنی و ببینی که آیا به خوبی بر سر و پای خود ایستادهای یا نه.
یا تنی یا درون تن جانییا که در جان نهفته جانانی
هوش مصنوعی: یا اینکه تو یک بدن هستی یا اینکه در درون بدنت، روحی وجود دارد، یا اینکه آن روحی که در وجود تو نهفته است، خودِ جانان است.
هست در جسم تو همان و همینهر کدامین که بهتر است گزین
هوش مصنوعی: در وجود تو دو جنبه وجود دارد و هر کدام از آنها به نوعی ارزشمند است. بهتر آن است که از بین این دو، آنچه را که بهترین است انتخاب کنی.
آن بهین را بخویش کن مقروناز چه بر کمترین شوی مفتون
هوش مصنوعی: با کسی که بهترین است، ارتباط برقرار کن و به او نزدیک شو. زیرا با نزدیک شدن به افراد کمارزشتر، ممکن است تحت تأثیر قرار بگیری.
چون که داری هزار گونه شجرمیدهد هر شجر بری دیگر
هوش مصنوعی: زمانی که تو دارای انواع مختلف درختان هستی، هر کدام از این درختان میتواند میوهای متفاوت بدهد.
یک ترش میدهد یکی شیرینیک ترنج و یکی دگر همه تین
هوش مصنوعی: یک میوه ترش و یک میوه شیرین و یکی هم میوهای نرم و خوشمزه وجود دارد.
یک دهد حنظل و یکی خرمایک دهد زشت و یک دهد زیبا
هوش مصنوعی: هر کسی چیزی به زندگی میآورد؛ یکی چیزهای تلخ و ناگوار، و دیگری چیزهای شیرین و زیبا.
تو چرا رنج بهر به نبریهر دم از میوۀ خوشش نخوری
هوش مصنوعی: چرا هر روز از لذتهای خوب زندگی بهرهمند نمیشوی و خود را آزار میدهی؟
از چه گرد درخت دون گردیبهترین را بگیر اگر مردی
هوش مصنوعی: اگر مردی، از بین چیزهای کم ارزش و ناچیز انتخاب نکن و بهترینها را برگزین.
چون همانی یقین که میورزیور زشت هرچه هست آن ارزی
هوش مصنوعی: اگر به چیزی که خوب است ایمان داشته باشی، همان را حقیقت میدانی. و اگر چیزی زشت باشد، آن را بیارزش میدانی.
پس بهین را گزین که به ب اشیپهلوی مه نشین که مه باشی
هوش مصنوعی: پس بهترینها را انتخاب کن، زیرا کنار مهربانان قرار بگیری و خود نیز مانند آنها همچون ماه باشی.
کشتئی در میانۀ دریاچون شود غرقه تاجر دانا
هوش مصنوعی: اگر کشتی در وسط دریا غرق شود، تاجر با تجربه و دانا چه خواهد کرد؟
کالۀدون ترا فکند برونکند اندر بغل در مکنون
هوش مصنوعی: در اینجا به شخص اشاره میشود که ممکن است قبلاً در شرایط یا موقعیتی نامناسب قرار گرفته و حالا از آن خارج شده است. این وضعیت به نوعی نشاندهندهی آزادی از غمها و سختیهاست، و در عوض، فرد در درون خود احساس ارزش و زیبایی میکند که میتواند آن را در آغوش گیرد و از آن بهرهمند شود.
تن تو کشتی است در وی بینگونه گون کاله ها و در ثمین
هوش مصنوعی: بدن تو همچون کشتیای است که در آن کالاهای مختلف و گرانبها وجود دارد.
مگزین تو بعکس کمتر رامفکن وقت غرقه گوهر را
هوش مصنوعی: وقتی که در حال غرق شدن در یک چیز ارزشمند هستی، نباید به چیزهای کماهمیت توجه کنی.
در توهم دیو و هم سلیمان استنیمت از کفر و نیم از ایمان است
هوش مصنوعی: انسان در درون خود هم جنبههای مثبت و virtuous دارد و هم جنبههای منفی و بد. این دوگانگی باعث میشود که او هم به چیزهای خوب و حق ایمان بیاورد و هم در معرض شک و کفر قرار بگیرد.
در نبی گفت هر دو در دل تستکفر و ایمان سرشته در گل تست
هوش مصنوعی: در دل هر انسانی، هم کفر و هم ایمان وجود دارد و حالت این دو به هم آمیخته شده است.
هر دو با هم چو روغن اند و چو نانگشته روغن درون نان پنهان
هوش مصنوعی: این دو نفر مانند روغن و نان هستند؛ یعنی به قدری به هم نزدیک و وابستهاند که مانند روغن درون نان، نمیتوان آنها را از هم جدا کرد و وجود یکی بدون دیگری بیمعناست.
کفر را بین سرشته با ایمانهمچو تن کاندر اوست مسکن جان
هوش مصنوعی: کفر و ایمان به هم آمیختهاند، مثل اینکه روح درون بدن جا دارد.
نیم دینت برد بجانب جاهنیم کفر افکند نگون در چاه
هوش مصنوعی: نصف ایمان تو به خاطر مقام و جایگاه میرود و بخشی از کفر به سوی تو میآید و تو را به درون چاه سقوط میدهد.
دائماً میفزای ایمان راکم کن از کفر رغم شیطان را
هوش مصنوعی: همواره ایمان را افزایش بده و از کفر بکاه، هرچند که وسوسههای شیطان وجود داشته باشد.
کاهش کفر دان فزایش دینکفر چون نیست شد شوی ره بین
هوش مصنوعی: اگر ایمان و دین را افزایش دهی، کفر و نادانی کاهش مییابد، بنابراین اگر به درستی راه را ببینی، کفر دیگر وجود نخواهد داشت.
گر کنی اینچنین ولی گردیاز عطای خدا ملی گردی
هوش مصنوعی: اگر اینگونه رفتار کنی، با داشتن بخششهای خدا به محبوبیت و عزت خواهی رسید.
چند روزه است عمر این عالمجانها هست بستۀ یک دم
هوش مصنوعی: عمر این جهان چند روزی بیشتر نیست و زندگی انسانها به یک لحظه وابسته است.
از دمی زنده ای که آن باد استنیک بنگر که سست بنیاد است
هوش مصنوعی: از لحظهای که زندهای، مانند بادی است که در حال وزیدن است. باید خوب توجه کنی که این وجود، بیپایه و سست است.
زنده از باده شو مپیما باداعتمادی مکن بر این بنیاد
هوش مصنوعی: زندگی را با نوشیدن شراب زنده کن و به این پایه و بنیانی که داری، اعتمادی نداشته باش.
زنده از عشق شو نه از تن و جانتا بمانی چو عشق جاویدان
هوش مصنوعی: عاشق شو و حیات خود را از عشق بگیر، نه از بدن و جان، تا همیشه مانند عشق، جاودانه باقی بمانی.
هیکل الجسم مانع حائلفارس الروح واصل جائل
هوش مصنوعی: وجود جسمانی مانع و مانع از رسیدن روح به عالم معنویت است و روح همچنان در جستجوی تماشا و سیاحت در این عالم است.
تارک الجسم طالب صادقهو فی الخلق عالم حاذق
هوش مصنوعی: کسی که بدن را رها کرده و به عالم معنوی پرداخته، فردی است راستگو و در میان مردم دارای دانش و مهارت است.
شرک الجسم خرقه اولیبلبل الروح منه فی البلوی
هوش مصنوعی: جسمی که دچار نقص و عیب است، معصومتر از بلبل روح است که در مشکلات و مصائب روحی قرار دارد.
فی هواه یطیر طیر الروحبعد ما کان فی الفراق ینوح
هوش مصنوعی: پس از جدایی، در عشق او مانند پرندهای روحپرواز میکنم و از درد فراق ناله میزنم.
روح من طارفی ریاض الوصلوصله غیر قابل للفصل
هوش مصنوعی: روح من مانند یک پرندهای است که در باغ وصال پرواز میکند و هیچ چیز نمیتواند او را از این پرواز جدا کند.
طالب الحق لایخاف الموتهو بالصدق طالب للفوت
هوش مصنوعی: جستجوگر حقیقت از مرگ نمیترسد، زیرا او با راستی به دنبال آن چیزی است که از دست رفته.
جسمه فی مواته ینقیروحه فی قنائه یبقی
هوش مصنوعی: در زمانی که جسم در آرامش و سکوت است، روح در کمال توانایی و آزادی باقی میماند.