بخش ۱۴۹ - در بیان نقل فرمودن شیخ کریم الدین پسر بکتمر رحمة اللّه علیه. و در تقریر آنکه چون ولیی از این جهان رحلت کند نباید نومید شدن. که تا جهان قایم است اولیای حق دایم خواهند بودن. زیرا مقصود حق تعالی از این عالم و ازین خلق وجود مبارک ایشان است نه صورت جهان و جهانیان
هوش مصنوعی: این متن دربارهی رحلت شخصیت بزرگی به نام کریم الدین است که او را ولی و پیشوای معنوی توصیف میکند. پس از او، حسام دین به رهبری میرسد و به مدت هفت سال به هدایت مردم میپردازد. نویسنده از درد و غم ناشی از فقدان این شخصیت سخن میگوید و همچنین از ضرورت توبه و امید به رحمت الهی. او بر این باور است که اگرچه افراد بزرگی از دنیا میروند، اما وجود خدا و نمایندگان او همچنان در این جهان باقی است.
متن به تأمل در حقیقت زندگی میپردازد و به مخاطب میآموزد که از تن پرستی دوری کند و به روح و جان خود توجه بیشتری داشته باشد. توجه به علم و معرفت، بهویژه در پیروی از اولیا و بزرگان، مورد تأکید قرار گرفته است. در نهایت، این آثار به اهمیت وجود رسولان و بزرگان دین در زندگی انسانها اشاره دارد و خواننده را به جستجوی حقیقت و ارتباط با درون خود تشویق میکند.
کرد رحلت ز تن کریم الدینآن نکو سیرت و ولی گزین
هوش مصنوعی: کریم الدین که شخصیت نیکو و والایی داشت، از این دنیا رفت.
آنکه چون او نبود شاه کریمدر جهان بود همچو در یتیم
هوش مصنوعی: هیچکس در جهان به اندازه او که پادشاهی مهربان و بزرگوار باشد، وجود ندارد؛ او مانند یک در برای یتیمان است که در زندگی آنها نور و امید آورده است.
گشت بعد از حسام دین رهبرمدت هفت سال آن سرور
هوش مصنوعی: بعد از حسام دین، آن رهبر به مدت هفت سال بر مردم فرمانروایی کرد.
داد باهر که خواست ملک و عطاکرد مانند خویشتن بینا
هوش مصنوعی: هر کسی که خواست و توانست، سلطنت و بخشش را به دیگران داد، مانند خود او که بینا و آگاه بود.
هرچه خود دید هم بوی بنمودگفت با او زحق هر آنچه شنود
هوش مصنوعی: هرچه خود دید، بوی آن را نشان داد و گفت با او از حق هر آنچه را که شنید.
شرح این را جو ز راه سخنکوش سر آر بهر علم لدن
هوش مصنوعی: به دنبال شرح و توضیح این موضوع باش و از طریق گفت و گو تلاش کن تا به دانش عمیق و اسرار نهفته دست پیدا کنی.
حاصل این است کاو ز عالم خاکرفت و گشت از غبارانده پاک
هوش مصنوعی: کسی که از دنیای مادی فاصله گرفت و خود را از آلودگیها پاک کرد، به نتیجهای ارزشمند دست پیدا کرده است.
چونکه بودش طریق مقصد صدقمنزلش گشت باز مقعد صدق
هوش مصنوعی: وقتی که راه هدف راست به او نشان داده شد، جای واقعی و درست او نیز فراهم گردید.
گرچه از رحلتش فغان کردیماشگ از چشمها روان کردیم
هوش مصنوعی: هرچند به خاطر رفتن او ناراحت شدیم و اشکهایمان سرازیر شد، اما هنوز هم به یادش غمگین هستیم.
دست بر سر زدیم و سینه زغمهمه گشتیم خسته زان ماتم
هوش مصنوعی: دست بر سر گذاشتیم و از شدت غم و اندوه، به سینهمان ضربه زدیم و به شدت خسته شدیم از این درد و ماتم.
چه توان کرد چون قضای خداناگه آمد ز بخت ما بر ما
هوش مصنوعی: هنگامی که تقدیر الهی به ناگاه به سراغ ما میآید، چه کار میتوان کرد؟
همه را توبه می بباید کردتا که درمان شود سراسر درد
هوش مصنوعی: برای درمان کامل دردها، همه باید توبه کنند و به اصلاح رفتار خود بپردازند.
لیک از حق امید را نبریمگرچه بی او چو مرغ بسته پریم
هوش مصنوعی: اما از حق ناامید نمیشویم، هرچند بدون او مانند پرندهای در قفس پرواز میکنیم.
هم کسی هست کو پ ر ما رابگشاید ز لطف خود یارا
هوش مصنوعی: کسی وجود دارد که به خاطر لطف و محبتش، درهای بسته را برای ما باز کند.
گرچه رفتند از جهان مرداننیست ز ایشان جهان تهی میدان
هوش مصنوعی: با اینکه مردان بزرگ از این دنیا رفتهاند، اما باز هم جهان از وجود آنان خالی نیست.
تا بود آفتاب و چرخ کبودهست حق را خلیفه ای موجود
هوش مصنوعی: تا زمانی که آفتاب و آسمان برپاست، همواره نمایندهای از حق وجود خواهد داشت.
زانکه خلاق را ز خلق جهانبود مقصود هستی ایشان
هوش مصنوعی: خالق جهان هدفش از آفرینش انسانها، وجود و هستی آنهاست.
بهر ایشان شد آفتاب و فلکآسمان و زمین و دیو و ملک
هوش مصنوعی: برای آنها، خورشید و آسمان و زمین و موجودات دیگر از دیو تا فرشته، همه به وجود آمدهاند.
ور مراد حق از جهان ایشاننبدی نی جهان شدی نی جان
هوش مصنوعی: اگر خواستهی حق از وجود این افراد نبود، نه دنیا به وجود میآمد و نه جانها خلق میشدند.
گفت با مصطفی توئی مقصودز آسمان و زمین و کل وجود
هوش مصنوعی: او گفت: تو هدف و آرزوی آسمان و زمین و کل هستی هستی.
گفت لولاک ای خلاصۀ جانما خلقت السماء و المیزان
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر به معشوق خود اشاره میکند و میگوید که تو یقیناً علت وجودی و سرچشمه حیات ما هستی. خلقت آسمان و ترازوی جهان به خاطر وجود توست. به عبارتی، عشق و وجود تو همه چیز را معنا میبخشد و تمام آفرینش به نوعی به تو وابسته است.
هیچ من نافریدمی فلکیهم نبودی بر آسمان ملکی
هوش مصنوعی: من به هیچکس و هیچ چیزی وابسته نیستم؛ حتی اگر ستارهای در آسمان وجود داشته باشد، باز هم من کار میکنم و به مسیر خود ادامه میدهم.
بهر تو ساختم یقین میدانبد و نیکی که هست در دو جهان
هوش مصنوعی: برای تو درست کردهام، بهخوبی میدانم که در هر دو جهان، خوبیها و بدیها وجود دارد.
ورنه خورشید و ماه و چرخ برینکی شدی هست بهر کرم زمین
هوش مصنوعی: اگر نه اینکه خورشید و ماه و آسمان تنها برای بخشش و نعمت به زمین موجودند، پس چه دلیلی دارد که وجود داشته باشند؟
هر کرا نیست در درون ایمانتو ورا کرم و مار و کژدم دان
هوش مصنوعی: هر کسی که در درونش ایمان ندارد، باید او را مانند کرم، مار و کژدم شناخت.
همچو کرمند جمله زاده ز خاکهم درین خاکشان کنند هلاک
هوش مصنوعی: همه موجودات مانند کرم از خاک به وجود آمدهاند و در همین خاک، بار دیگر نابود میشوند.
از خور و خواب زنده اند همهنفس را یارو بنده اند همه
هوش مصنوعی: همه موجودات زنده به دلیل نیاز به غذا و خواب زندگی میکنند و روح هرکسی به نوعی به دیگران وابسته است.
قایم از چهار عنصراند چو خرنیستشان از جهان روح خبر
هوش مصنوعی: موجودات به جز روح، از چهار عنصر طبیعی ساخته شدهاند و هیچگونه ارتباطی با دنیای روحانی ندارند.
زندگیشان ز روح حیوانی استنی ز روحی که وحی ربانی است
هوش مصنوعی: زندگی آنها بر اساس جاودانگی و عوالم بالاتر نیست، بلکه تحت تأثیر شرایط و خواستههای دنیوی و حیوانی قرار دارد.
اینچنین زندگی بود فانیزنده شو از خدا که تا مانی
هوش مصنوعی: زندگی چنین است که زودگذر و ناپایدار است؛ به خدا نزدیک شو تا باقی بمانی.
تو در این دهر زنده از نانیلاجرم بیخبر چو حیوانی
هوش مصنوعی: در این دنیا تو به زندگی مشغولی و از نیازهای اصلی خود بیخبری، مانند حیوانی که تنها به بقای خود فکر میکند.
روح تو بود در جهان الستپیش از این جسم و خواب و خور سرمست
هوش مصنوعی: روح تو پیش از به دنیا آمدن در جهانی دیگر وجود داشت و از یک سرخوشی و آگاهی خاص برخوردار بود، قبل از اینکه به این جسم و خواب و خوراک دچار شود.
هم همان را بجو از این بگذرتا بیابی امان ز رنج و خطر
هوش مصنوعی: آنچه را که میخواهی جستجو کن و از این موانع بگذر تا بتوانی از درد و خطر رهایی یابی.
وطن جان چو بود آن دریاباز آنرا بجوی ای جویا
هوش مصنوعی: اگر وطن جان تو مثل دریا باشد، پس آن را دوباره جستجو کن ای جستجوگر.
این شش و پنج و چار را بگذارسوی بیسوز جان و دل رو آر
هوش مصنوعی: این عددها و مقادیر را کنار بگذار و به جای آن، جان و دل خود را به آتش عشق بسپار.
جانب تن مرو اگر جانیتن پرست است مجرم و جانی
هوش مصنوعی: به خودت زحمت نده اگر کسی فقط به فکر جسمش است، او مجرم و گناهکار است.
زود جان را ز تن بجانان برتا دهد باغ جان هزاران بر
هوش مصنوعی: سریع باید جان را از بدن جدا کنی تا باغ زندگی تو پر از زیباییها و مخلوقاتی شاداب و سرزنده شود.
تن چو دام است اگر در او مانیگرچه باقی بدی شوی فانی
هوش مصنوعی: اگر در این جسم محدود بمانی، همانند دام میمانی؛ هرچند که ظاهراً باقی بمانی، اما در حقیقت فنا میشوی.
قطره در خاک اگرچه از دریاستدشمنش تاب آفتاب و هواست
هوش مصنوعی: اگرچه قطرهای که از دریاست در خاک قرار دارد، اما دشمن آن تابش آفتاب و تأثیرات جوی است.
گر سوی بحر باز می نرودزود از باد و خاک نیست شود
هوش مصنوعی: اگر شخصی به سمت دریا حرکت نکند، به سرعت از باد و خاک دور خواهد شد و این جدا شدن ممکن نیست.
هله ای قطره تو ز نادانیاین عدو را چرا ولی خوانی
هوش مصنوعی: بهتر است بدانی ای قطره، که به نادانی، دشمن را دوست میخوانی.
آن تنی را که رهزن است و عدوقاصد جان تست دایم او
هوش مصنوعی: بدنی که دشمن و مایه آسیب روح توست، همیشه در خطر است.
بروی از مهرو عشق لرزانیدشمنت اوست خود نمیدانی
هوش مصنوعی: حضور تو با مهربانی و عشق، دشمنی برای تو به همراه دارد که خودت از آن بیخبری.
داد بر باد جلمه عمر تراکندت عاقبت فنا و هبا
هوش مصنوعی: تمام عمرت را به باد میدهی و در نهایت به فنا و نابودی میرسی.
میکند فربهت کنون بعلفتا کند آخرت بتیغ تلف
هوش مصنوعی: اکنون به وسیله علف تو را فربه و چاق میکند تا در انتها به وسیله کارهای نا مناسب به هلاکت برسی.
پیش از آن کت کشد گریز از اوبرهان خویش را ز تیغ عدو
هوش مصنوعی: پیش از آن که به دست دشمن گرفتار شوی، باید از او فرار کنی و خود را نجات دهی.
چرب و شیرین مده دگر تن راچند باشی مطیع رهزن را
هوش مصنوعی: هیچگاه به کسی که به تو آسیب میزند، اجازه نده که تو را تحت تسلط خود درآورد. دیگر عمر خود را به خاطر او هدر نده.
تن مپرور که هست قربانیدل بپرور که اوست ربانی
هوش مصنوعی: بدن خود را بیش از حد نازکنارنجی نکن، بلکه دل خود را پرورانده و پرورش بده، چون دل حقیقتی الهی و روحانی است.
چرب و شیرین دل ز نور بودزان سبب معدن سرور بود
هوش مصنوعی: دل شاد و شیرین از نور خدادادی است و به همین دلیل، منشأ شادی و خوشبختی محسوب میشود.
می حق نور و ساغرش حکمتهرکرا گشت در خورش حکمت
هوش مصنوعی: نوشیدنی عشق و درک آن، مانند نوری است که هر کسی را به فهم و دانش میرساند.
دائماً در حصول آن نور استهمچو موسی همیشه بر طور است
هوش مصنوعی: همیشه در تلاش برای دستیابی به آن نور هستیم، مانند موسی که همیشه در کوه طور حضور دارد.
حاصل این است کان شهان را جویدر طلبشان بجان و دل میپوی
هوش مصنوعی: نتیجه این است که افرادی که دارای مقام و قدرت هستند، باید در جستجوی خواستههایشان با جان و دل تلاش کنند.
دامن اولیا اگر گیریدان که در لامکان جهانگیری
هوش مصنوعی: اگر به دامن ولیان خدا (افراد نزدیک به خدا) چنگ بزنید، بدانید که شما در جهانی نامحدود به قدرت و تسلط دست مییابید.
چون جهان هست بهر ایشان شدنسلشان را مگو که پنهان شد
هوش مصنوعی: از آنجا که دنیا برای آنها وجود دارد، نسلشان به وجود آمده است، اما نگو که آنها پنهان شدهاند.
نسل موش ووحوش چون برجاستنفی آن نسل را مکن که خطاست
هوش مصنوعی: نسل موش و وحوش در جایگاه خود قرار دارد، پس نفی کردن آن نسل اشتباه است.
نسل گل چون همیشه بود و بودنسل دل از چه رو بریده شود
هوش مصنوعی: نسل گل همیشه در حال رشد و زندگی است، اما چرا نسل دل باید از هم جدا شود و قطع ارتباط کند؟
این گمان کژ است و فاسد و بداینچنین فکر را بران از خود
هوش مصنوعی: این فکر اشتباه و نادرست است، بنابراین این نوع نگرش را از خود دور کن.
آنچه فرع است چون بود موجوداینکه اصل است کی شود مفقود
هوش مصنوعی: هر چیزی که جانبی و غیر اساسی باشد، وقتی در دسترس نیست، دیگر اصل و بنیادی که به آن وابسته است، به چه معنا خواهد بود؟
تا که افلاک و چرخ گردان انددان که حق را گزیده مردان اند
هوش مصنوعی: اگر افلاک و چرخ گردان وجود دارند، بدان که مردان برگزیدهای هستند که حق را انتخاب کردهاند.
دایماً باش طالب ایشانجان فدا کن برا ه درویشان
هوش مصنوعی: همیشه به دنبال ایشان باش و جان خود را فدای درویشان کن.
هرکه جوینده است یابنده استشاه دانش اگرچه چون بنده است
هوش مصنوعی: هر کسی که در پی دانش و آگاهی باشد، به آن دست خواهد یافت. حتی اگر فردی از نظر ظاهری به مانند بنده باشد، اما در درونش پادشاهی دانش و آگاهی وجود دارد.
بنده در صورت و بمعنی شاهبتن ابرو بجان منیر چو ماه
هوش مصنوعی: من در چهره و معنا مانند شاه در برابر ابروهایم، به جان روشن و درخشانم شبیه ماه هستم.
ماه و خور کیست تا بدو ماندقطرۀ آب چون بجو ماند
هوش مصنوعی: این جمله به ما میگوید که ماه و خورشید (نمادهای بزرگ و جاودانه) چه اهمیتی دارند که میتوانند به همراهی یک قطره آب باقی بمانند؟ به عبارت دیگر، این جمله به تضاد میان بزرگی و کوچک بودن اشاره دارد و نشان میدهد که وجودهای کوچک و ناقص نمیتوانند با آن عظمت بزرگان مقایسه شوند.
قطرۀ روح کاندر این تن ماستمثل روغن است اندر ماست
هوش مصنوعی: روح ما در این بدن مانند قطرهای است که در ماست وجود دارد و همانطور که روغن در ماست است، روح هم در وجود ما شناور و جاری است.
نیست روغن ز طعم آن پیدامگر از ماستش کنند جدا
هوش مصنوعی: طعم روغن فقط زمانی مشخص میشود که آن را از ماست جدا کنند.
وانگه آن قطره گشته درداز خاکچون کلوخی کز آب شد نمناک
هوش مصنوعی: سپس آن قطرهای که از خاک بیرون آمده، به مانند کلوخی شده است که به وسیله آب تر و مرطوب شده است.
آنچنان قطره را مخوانش آبکز چنین آب خوشتر است سراب
هوش مصنوعی: به گونهای به قطره نگاه نکن که آن را تنها آب بنامی، چرا که از چنین آبی، سراب بهتر است.
همچنین نقره نیز اندر کاندر دل خاک گشته است نهان
هوش مصنوعی: نقره هم در دل خاک پنهان شده و در دنیای زیرزمینی به صورت کان متوجه وجود دارد.
تا نجوشد درون کورۀ نارکی شود صافی و تمام عیار
هوش مصنوعی: تا زمانی که داخل کوره آتش جوش و تف کردن آغاز نشود، هیچ چیز نمیتواند صاف و کامل شود.
جوهری کان بمانده در کان استبی ز آتش بخاک یکسان است
هوش مصنوعی: جواهر که در دل زمین باقی مانده، بدون آتش به خاک تفاوتی ندارد.
گر نیابی تو نقد خود اینجابسته مانی میان خوف و رجا
هوش مصنوعی: اگر نتوانی گنج خود را اینجا پیدا کنی، در میان ترس و امید باقی خواهی ماند.
نتوان حکم کردن ای برناکه چسانی تو کور یا بینا
هوش مصنوعی: تو که جوانی، نمیتوانی قضاوت کنی که آیا کسی نابینا است یا بینا، چون درک و تجربهات هنوز کامل نیست.
یا سپیدی و یا چو قیر سیاهیا چو ابری و یا منیر چو ماه
هوش مصنوعی: یا مثل رنگ سفید هستی یا مانند قیر سیاه، یا همچون ابر میباشی و یا درخشان مانند ماه.
گذر از وعظ و پند خلق جهانسر لولاک کن بشرح بیان
هوش مصنوعی: به نصیحتها و توصیههای دیگران توجه نکن و دنیا را با نگاهی آزاد و واضح ببین.
باز واگرد سوی آن تقریرکو که لولاک چیست در تفسیر
هوش مصنوعی: به سوی آن بحث و گفتگو برگرد که در آن صحبت از لولاک (وجود محمد) در تفسیر و معناست.
سر لولاک این بود دریابچست بیدار شو ب ج ه از خواب
هوش مصنوعی: به خود هوشیار باش و از خواب غفلت بیدار شو، زیرا اینکه راهی برای نجات و بیداری در اینجا وجود دارد.
که وجود جهان برای نبی استهر کرا هست آن بجای نبی است
هوش مصنوعی: وجود جهان به خاطر پیامبری است که وجود دارد و هر کسی که آن نبی را درک کند، به نوعی وجودش به جای آن نبی محسوب میشود.
سر لولاک اوست در دو جهانزانکه از او میرسد بخلق عیان
هوش مصنوعی: سر لولاک او در دو جهان وجود دارد، زیرا وجود او به طور آشکار به مخلوقات میرسد.
هرکه زد دست اندر آن دامنرست از مکر دیو و شور وفتن
هوش مصنوعی: هر کسی که به دامن آن بزرگوار چنگ زند، از فریب و دسیسههای شیطان و آشفتهگیها رهایی مییابد.
عالم غیب را بچشم بدیدگشت بر وی جمال دوست پدید
هوش مصنوعی: در جهان ناشناخته، چشمانم به جمال دوست روشن شد و او را مشاهده کردم.
مشرق و مغربش دگرگون شدسیرش اندر جهان بیچون شد
هوش مصنوعی: جهان در حال تغییر و دگرگونی است و مسیر حرکت آن بدون هیچ محدودیتی ادامه دارد.
بی قدم در قدم روان گشت اودر صف عاشقان دوان گشت او
هوش مصنوعی: او بدون اینکه قدمی بردارد، به سرعت در میان عاشقان حرکت کرد.
بی دهان میخورد شراب آلهمیکند بی دو چشم جسم نگاه
هوش مصنوعی: بیصدا شراب مینوشد و بیچشم به جسم نگاه میکند.
میکشد بی دو دست حوران راسخت نزدیک کرد دوران را
هوش مصنوعی: حوران با قدرت و زیبایی خود، دلهای بسیاری را به سمت خود میکشند و این موضوع باعث شده است که زمان به شدت نزدیک شود و شدت احساسات را افزایش دهد.
اهل جنت همه در او حیرانکاین چه شاهی است وین چسان سیران
هوش مصنوعی: مردم بهشتی همه شگفتزده هستند که این چه پادشاهی است و این چگونه در حال سیر و سفر است.
گرچه همچون بهشت نیست مقاملیک بالاتر است جای کرام
هوش مصنوعی: اگرچه این مکان بهشتی نیست، اما جایگاه مهمی دارد و از نظر مرتبه برتر است.
مؤمنان گرچه در بهشت روندسوی هر قصر شادکام دوند
هوش مصنوعی: مؤمنان هرچند به بهشت میروند، اما با خوشحالی و شادابی به سمت هر قصر میدوند.