بخش ۱۶۵ - در بیان آنکه مصطفی صلی اللّه علیه و آله خبر داد که اولیاء وارثان من اند و ایشان را روز قیامت شفاعت باشد که ولهم شفاعة فی الناس والشیخ فی قومه کالنبی فی امته
هوش مصنوعی: این شعر داستانی از شاه محمود را روایت میکند که در دشت با گروهی مواجه میشود. آنها از او میخواهند که درباره ویژگیهای خاص خود بگوید. او هر کدام از ویژگیهای خود را توضیح میدهد و در نهایت به قدرت خود در تشخیص افراد و اوضاع اشاره میکند.
سپس گروه به قصر شاه میروند و پس از کشف یک دزدی از خزانه، شاه دستور میدهد که دزدان دستگیر شوند. یکی از دزدان که خاصیت شاه را میشناسد، به او میگوید که هر چه گفتیم، درست بود و به خاطر قدرتش در شناسایی افراد، شاه او را معاف میکند و خواص ویژهای برای او قائل میشود.
در نهایت، پیام شعر به شناخت درست و عمیق از حقایق و افراد جهان اشاره دارد و بر اهمیت آگاهی، معرفت و تبعیت از حقیقت تأکید میکند. شاعر همچنین به این نکته میپردازد که خداوند در لباس بشر و در میان ماست و هر کس توانایی دیدن او را داشته باشد، در واقع حقیقت را درک کرده است.
شاه محمود یک شبی میگشتبگروهی رسید اندر دشت
هوش مصنوعی: شاه محمود یک شب در حال گشت و گذار بود و به گروهی در دشت رسید.
پس بگفتند شاه را که بگوچه کسی ده خبر بهانه مجو
هوش مصنوعی: پس گفتند به شاه که بگو چه کسی را بهانه قرار ندهی و دنبال خبر بدوی.
گفت او کز شما یکی ام منهست همچون شما مرا این فن
هوش مصنوعی: او گفت که من نیز یکی از شما هستم و مانند شما این هنر را دارم.
آن یکی گفت هر یکی ز شماباز گوئید صنعت خود را
هوش مصنوعی: یکی از آنها گفت: هر یک از شما مهارت و هنر خود را بگویید.
گفت یک خاصیت مرا در گوشباشد ای دوستان مکر فروش
هوش مصنوعی: دوستان مکار، بگذارید یک ویژگی خاص من را در گوش بگویید.
من بدانم که سگ چه میگویدسوی آن بانگ از چه میپوید
هوش مصنوعی: من میدانم که سگ به چه چیزی اشاره میکند و به خاطر آن صدا به چه چیزی حملهور میشود.
گفت آن یک مراست در بازونقبها میزنم قوی صد تو
هوش مصنوعی: گفت: من قدرتمند هستم و میتوانم به راحتی از میان موانع عبور کنم. صدای تو در گوشم طنینانداز است.
گفت آن یک مراست در بینیکنم از خاک زر ببو بینی
هوش مصنوعی: آن فرد به من گفت که من یک چیز باارزش و گرانبها را از خاک به دست میآورم، همانطور که میتوانی به وضوح ببینی.
گفت آن یک مراست اندر دستکه کمند افکنم بلند از پست
هوش مصنوعی: او گفت که آن شخص خاص در دست من است و من میتوانم او را به راحتی از پایین بالا بکشم.
گفت آن یک مراست در دیدهکه هرانکو شبم شود دیده
هوش مصنوعی: گفت آن یکی که در چشم من است، هر کس را که به شب تبدیل شود، میبیند.
روز بشناسمش که او چه کس استشاه یا شحنه دزد یا عسس است
هوش مصنوعی: روزی او را میشناسم که بدانم او چه کسی است؛ آیا شاه است، یا یک شحنه، یا دزد، یا یک نگهبان.
گفت شه که مراست اندر ریشکه بگاه گرفتن و تشویش
هوش مصنوعی: شاه گفت که نگرانی و اضطرابم به خاطر موهایم است، که نشان از حال و روز من دارد.
چون که من ریش را بجنبانمهمگان را ز قتل برهانم
هوش مصنوعی: هرگاه من ریش خود را تکان دهم، همه را از خطر مرگ نجات میدهم.
همه گفتند قطب مائی توکه دهی جمله را رهائی تو
هوش مصنوعی: همه میگویند تو همان کسی هستی که میتوانی به همه کمک کنی و آنها را از مشکلات نجات دهی.
بعد از آن جملگان روانه شدندبسوی قصر شه دوانه شدند
هوش مصنوعی: پس از آن، همه به طرف کاخ شاه حرکت کردند و با شور و شوق فراوان به سمت آنجا رفتند.
چون سگی بانگ زد ز جانب راستگفت میگوید این که شه با ماست
هوش مصنوعی: وقتی همانند سگی از سمت راست صدا زد، گویی میگوید که این شخص پادشاهی است که در کنار ما قرار دارد.
خاک بو کرد آن و گفت که هانزیر این است مخزن سلطان
هوش مصنوعی: خاک بوی خوشی را حس کرد و گفت: زیر این زمین، گنجینهای از پادشاه نهفته است.
وان دگر بر سرا فکند کمندگرچه بود آن سرا عظیم بلند
هوش مصنوعی: و دیگری دام خود را بر سر او افکند، هرچند آن سرزمین بسیار بلند و وسیع باشد.
نقب زن نقب زد در آن مخزنزر برون کرد و اطلس و ادکن
هوش مصنوعی: کسی با دقت و تلاش به جستجوی گنجینهای نفیس رفت و از آنجا طلا و پارچههای با ارزش بیرون آورد.
هر یکی هر چه خواستند از آنبرگرفتند و داشتند نهان
هوش مصنوعی: هر کسی هر چیزی که میخواست، از آن برداشت و به طور پنهانی حفظ کرد.
پادشه چون مقامشان رادیدخویشتن را از آن نفر دزدید
هوش مصنوعی: پادشاه وقتی جایگاه آنها را مشاهده کرد، حس کرد که خود را از آن مقام دور کرده است.
بامدادان نشست بر سر تختگفت احوال دزد و مخزن و رخت
هوش مصنوعی: صبح زود، بر روی تخت نشسته و درباره وضعیت دزد، خزانه و لباسها صحبت کرد.
پس بفرمود شه بسرهنگانکه فلان جا روید زو ترهان
هوش مصنوعی: پادشاه به سربازانش دستور داد که به مکانی مشخص بروند و از آنجا دور شوند.
هر که آنجاست جمله را گیریددست بندید و عذر مپذیرید
هوش مصنوعی: هر کسی که آنجا حضور دارد، همه را بگیرید و به آنها وابسته شوید و هیچگونه عذری را نپذیرید.
در زمان جمله را بیاوردنددست بسته بشاه بسپردند
هوش مصنوعی: در زمان مشخصی، افراد را با دستهای بسته آوردند و به پادشاه entreg کردند.
آنکه شب هرکرا که میدید اوبامدادش همیشناخت ز رو
هوش مصنوعی: کسی که در شب هر فردی را میدید، صبح روز بعد هم او را به خوبی میشناخت و میتوانست او را تشخیص دهد.
دید بر تخت شاه را و شناختگفت با ما نه دوش این میتاخت
هوش مصنوعی: دیدن پادشاه بر تخت و شناخت او باعث شد که بگوید دیشب این مینا (نوشیدنی) را نمینوشید.
آنکه او داشت خاصیت در ریشهست این و از اوست این تشویش
هوش مصنوعی: آن کسی که ویژگی خاصی در ریش دارد، همینطور از اوست که این نگرانی و اضطراب به وجود میآید.
رو بشه کرد و گفت ای سلطانهرچه گفتیم جمله کردیم آن
هوش مصنوعی: به او روی بیاور و بگو ای پادشاه، هرچه که گفتیم، همه را عملی کردیم.
وقت آن شد که ریش جنبانیزین بلامان بلطف برهانی
هوش مصنوعی: زمان آن رسیده است که بزرگان و نامآوران از قدرت و شجاعت خود استفاده کنند و دیگران را با نیکی و دلگرمی هدایت کنند.
کرد آزاد شاهشان از جودهیچ خلفی نکرد در موعود
هوش مصنوعی: پادشاهان از بخشش و generosity خود هیچ انتظاری از دشمنان نداشتند و در عمل به وعدههای خود صادق بودند.
بلکه بخشید مال و خلعتشانبر سری آن شه عظیم الشان
هوش مصنوعی: او به مردم بخششهایی از مال و لباسهای با ارزش خود را هدیه داد، بر سر آن پادشاه بزرگ و با اعتبار.
شاه حق است در لباس بشرنیست پوشیده زو نه خیر و نه شر
هوش مصنوعی: پادشاهی حقیقی در قالب انسان است و نیکی و بدی از او پنهان نیست.
هست با ما در آنچه ما هستیمهر یکی گر بلند و گرپستیم
هوش مصنوعی: در آنچه ما هستیم، هر کدام از ما، چه در موقعیت بالا و چه در موقعیت پایین، در کنار هم هستیم.
سر جمله بر او چو خور پیداستاز بد و نیک و از فزون وز کاست
هوش مصنوعی: در ابتدا، چهره او روشن و واضح است و از تمام خوبیها و بدیها، و همچنین از افزایش و کاهشها، نمایان است.
وهو معکم شنو تو بی تأویلفهم کن در گذر ز قال و ز قیل
هوش مصنوعی: او با شماست، شنیدهاید؛ پس بدون شرح اضافی، به معنی اصلی توجه کنید و از حواشی خالص شوید.
خلق هستند همچو آن دزدانهر یکی را فنی است نیک بدان
هوش مصنوعی: مردم شبیه دزدان هستند، هر یک مهارتی دارند که آن را به خوبی میشناسند.
آن فنون را گر آورم بشمارگفتگویم شود قوی بسیار
هوش مصنوعی: اگر این مهارتها را با هم جمع کنم، صحبتهایم خیلی قوی و تأثیرگذار خواهد شد.
هیچ آن دستگیر کس نشودکار کس پیش از آن فنون نرود
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به کسی کمک کند یا مشکلی از او را حل کند، مگر اینکه پیش از آن، مهارت و تخصص لازم را داشته باشد.
لیک فنی که باشد از دیدههمچو آن تیز بین بگزیده
هوش مصنوعی: اما وجودی که از نگاه به دور است، مانند آن کسی که بسیار تیزبین و دقیق است، انتخاب شده است.
کو چو شب دیده بود آن شه راروز بشناخت روی چون مه را
هوش مصنوعی: او مانند شب، آن پادشاه را مشاهده کرده بود و اکنون در روز، چهرهاش را همچون ماه میشناسد.
برهانید دید او همه راآن ضعیفان خوار چون رمه را
هوش مصنوعی: او با نگاه خود، همه را به ضعف و حقارت میکشد، مانند گلهای که به راحتی زیر نظر نگهداری میشود.
همچنین هر کسی که حق را دیددر تن آب و گل ورا بگزید
هوش مصنوعی: هر کسی که حقیقت را در زندگی مادی و دنیوی مشاهده کند، باید آن را انتخاب کند و به سمت آن برود.
در جهان شب آنکه دیده و راستدید حق را اگرچه در بشر است
هوش مصنوعی: در این دنیا، کسی که با چشم حقیقت را میبیند و درست میبیند، حتی اگر در میان انسانها باشد، در شب تاریک دنیا به خوبی نمایان میشود.
چون ببیند برون ار آب و گلشهم گزیند بعشق جان ودلش
هوش مصنوعی: وقتی که او ببیند از آب و گل بیرون، عشق و دلش را انتخاب میکند.
روز حشر و جزا جز او حق رانشناسد کسی دگر آنجا
هوش مصنوعی: در روز قیامت و روز حساب، هیچ کس غیر از او (خدا) حق را نخواهد شناخت.
چون محمد شفیع گردد اوعاصیان را جهاند اوزان جو
هوش مصنوعی: زمانی که محمد به عنوان شفیع بر عاصیان فردا حکومت کند، آنها را به سوی سعادت و نجات هدایت میکند.
دستگیر همه شود آن روزنهلدشان در آتش و تف و سوز
هوش مصنوعی: در آن روز، همه در آتش و درد و عذاب گرفتار خواهند شد.
همه را از جحیم برهانددر سرای نعیم بنشاند
هوش مصنوعی: همه را از آتش جهنم نجات دهد و درشتای خوشبختی و آسایش قرار دهد.
بینوایان از او غنی گردندهمه چون آسمان سنی گردند
هوش مصنوعی: فقرای این سرزمین به برکت او ثروتمند میشوند، چون آسمان پرستاره و روشن میگردد.
گرچه ناراند جمله نور شوندورچه دیواند رشگ حور شوند
هوش مصنوعی: اگرچه همهی آنها انسانهای عادی هستند، اما میتوانند به نور و روشنی تبدیل شوند و حتی اگر دیوانه به نظر برسند، میتوانند حسادت حوریان را به همراه داشته باشند.
قدر فهم شماست این سخنمورنه از حال او چو شرح کنم
هوش مصنوعی: این سخن بر اساس سطح درک و فهم شما بیان شده است، وگرنه اگر بخواهم حال او را درست توصیف کنم، باید بسیار بیشتر از این بگویم.
که چها بخشد او بخلق جهانزهره درد گر آورم بزبان
هوش مصنوعی: او که زیبایی و شگفتیهای جهان را به انسانها بخشیده، اگر من درد و رنجی را بیان کنم، چه تأثیری خواهد داشت؟
همه را همچو خود کند والابرد از لای نفی در الا
هوش مصنوعی: همه را مانند خود میسازد و آنچه را که نهی کرده، بهواسطه تواناییاش به تأسیس میآورد.
همه گردند حاکم مطلقحکم جمله روان شود چون حق
هوش مصنوعی: همه به حاکمیت مطلق میرسند و بر اساس جملهای که حق است، همه چیز نظم و آرامش مییابد.
پس یقین شد که اصل چشم بودکه بدان کار خلق پیش رود
هوش مصنوعی: پس روشن شد که چشم، اساس و بنیان کارهاست، چرا که از طریق آن، خلق و تولید انجام میشود.
هر کرا پیشوا شود دیدهاو بود در جهان پسندیده
هوش مصنوعی: هر کس که رهبری و پیشوایی را بر عهده بگیرد، دیدگاه و نگرش او در دنیا را مورد قبول و پسند قرار میدهند.
خنک آن کس که دامنش گیردپند او را بعشق بپذیرد
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که نصیحت دیگران را بپذیرد و با عشق و علاقه آن را در زندگیاش به کار گیرد.
مقتدای خودش کند از جانندهد زو دمی بهر دو جهان
هوش مصنوعی: مردی که خود را به رهبری میگمارد، هرگز جانش را برای اوچه به حال دو جهان نمیدهد.
دایم از دل بود مراقب اوتا برد هر دم از مواهب او
هوش مصنوعی: دل همیشه در حال توجه به اوست و هر لحظه از نعمتهایش بهرهمند میشود.
هوس او کشد هوسها راشکند مرغ جان قفس ها را
هوش مصنوعی: میل و خواسته او باعث میشود که تمامی خواستهها را نادیده بگیرد و روح آزادش مانند پرندهای از قفسهای محدودیت بیرون بیاید.
غیر را سر برد بخنجر لاره برد بی حجاب در الا
هوش مصنوعی: دیگری را با خنجر از میان برداشت و بیپوشش در راه او رفت.
هر هوس پرده ایست اندر توتا ندری کجا کنی سر تو
هوش مصنوعی: هر آرزو و خواستهای که در وجود توست، مانند پردهای است که مانع میشود ندانی در کدام مسیر باید روی خود را بچرخانی.
ملک دنیا و تخت ادهم وارترک کن رو بملک عقبی آر
هوش مصنوعی: دنیا و موقعیتهای مادی را رها کن و به فکر سعادت و موفقیت در زندگی پس از مرگ باش.