بخش ۱۶۷ - در بیان آنکه عالم چون کوهی است. و افعال و اقوال آدمیان چون صداها که بشخص وا میگردد بدی را بدی و نیکی را نیکی که انالانضیع اجرمن احسن عملا
هوش مصنوعی: این متن به تشریح مفهوم اعمال و نتایج آنها میپردازد. نویسنده بیان میکند که اعمال انسانها همچون صدا هستند؛ هر عملی به خودش جزا میدهد. بنابراین، اعمال خوب بهشت را میسازند و اعمال بد دوزخ را. او به رابطه بین خیر و شر اشاره میکند و میگوید که انسان باید آگاه باشد که اعمالش چه نتایجی به همراه دارد. همچنین، بینش عمیقتری از خود و حقیقت را مطرح میکند و میگوید که با رهایی از خودمحوری، میتوان به عشق و حقیقت دست یافت. در نهایت، او از وجود دو نوع حیات صحبت میکند: حیات دنیوی که محدود و زودگذر است و حیات روحانی که پایدار و عمیقتر از زندگی مادی است.
این جزا را تو چون صدا میدانکز که آید بوقت بانگ و فغان
هوش مصنوعی: تو این پاداش را همانند صدایی میدانی که در زمان فریاد و ناله به گوش میرسد، اما نمیدانی از کجا میآید.
گر بود بانگ سخت هم ز صدابانگ سخت آیدت بگاه ندا
هوش مصنوعی: اگر صدای ناهنجاری به گوش برسد، در زمان ندا و فراخوانی، همان صدا به تو خواهد رسید.
غرش شیر را صدا از کوهلایق غرشش رسد بشکوه
هوش مصنوعی: صدای غرش شیر از دل کوه بلند میشود، که شایستهی این شکوه و قدرت است.
بانگ روباه را مناسب اوهم صدا باشد ای رفیق نکو
هوش مصنوعی: دوستان خوب، باید صدای روباه را طوری تنظیم کنیم که با خود او هماهنگ باشد.
مثل بانگهاست این اعمالکه ز ما صادر است در هر حال
هوش مصنوعی: اعمال ما مانند صداهایی هستند که از ما خارج میشوند و در هر موقعیتی ایجاد میشوند.
ور بگوئی اگر عظیم بودهم جزا از خدا عظیم شود
هوش مصنوعی: اگر بگویی که محبت بزرگ است، باید بپذیری که پاداش آن نیز از جانب خداوند بزرگ و عظیم خواهد بود.
ور میانه رسد میانه جزاور بود اندک اندک است سزا
هوش مصنوعی: اگر در میانه کار به انصاف و پاداش برسیم، هرچقدر هم که کم باشد، سزاوار پاداش خواهیم بود.
در بدی نیز همچنین میدانپس بخویش آو سوی بد کم ران
هوش مصنوعی: در مورد بدی نیز اینگونه است که باید خود را از آن دور نگهدارید و به سوی خوبیها برگردید.
حق از اعمال خوب ساخت بهشتدوزخ از فعلهای زشت سرشت
هوش مصنوعی: خداوند به وسیله اعمال نیک، بهشت را شکل داد و با اعمال زشت، دوزخ را ایجاد کرد.
اصل هر دو توئی نکو بنگرزاد از خیرت آن و این از شر
هوش مصنوعی: هر دو طرف ماجرا تویی، به خوبی نگاه کن، یکی از نیکوییهای تو زاده شده و دیگری از نادرستیها.
زان سبب در بهشت شاخ و شجرزنده و ناطق اند همچو بشر
هوش مصنوعی: از آنجا که در بهشت، درختان و گیاهان زنده و گویایند، مانند آدمیان عمل میکنند.
کز عملهای زنده ساخته شدوز دم مؤمنان فراخته شد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اعمال خوب و زنده، به کمک تلاش و ایمان مؤمنان شکل گرفته و به وجود آمدهاند. در واقع، شباهت این اعمال به زندگی و پویایی نشاندهنده اثرات مثبت ایمان و کوشش مؤمنان است.
سنگ و خشتش ز طاعت و ذکر استدر وبامش ز جوشش و فکر است
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که ساختمان با سنگ و خشت خود نماد اطاعت و یاد خداست، و بر روی بام آن نیز نشانهای از جوشش اندیشه و تفکر وجود دارد.
لاجرم زنده و سخن گوی استدر و بامی که اندر آن کوی است
هوش مصنوعی: بنابراین، هر بنا و ساختمان در آن مکان، زنده و سخنگو به نظر میرسد.
گر نخواهی تو خویش را مغبونعمر را کن بذکر حق مقرون
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی خودت را در زندگیات زیانبار ببینی، عمرت را به یاد خداوند سپری کن.
چند سوی هوا و نفس رویچند دلشاد در جحیم شوی
هوش مصنوعی: چند بار به سمت آسمان و روح بروی، چند دل شاد را در آتش جهنم ببینی.
چون که گردی تو عاقبت بیداربانگ و افغان کنی ز غم بسیار
هوش مصنوعی: زمانی که تو در نهایت به هوش میآیی، از غمهای فراوان خود فریاد و نالهای بلند میکنی.
دست خائی چو ظالمان در حشربودت خوف بی امان درنشر
هوش مصنوعی: اگر دست تو مانند ظالمان باشد در روز قیامت، باید از ترس بیپایان در نشر اعمالت در امان نباشی.
ناله ات آن زمان ندارد سودچون که اینجات درد و ناله نبود
هوش مصنوعی: وقتی که در اینجا هیچ دردی و نالهای نیست، نالهات هیچ فایدهای ندارد.
در زمینی که غله روید از آنتخم ننداختی ز جهل بدان
هوش مصنوعی: در زمینی که محصول خوبی دارد، تو به خاطر نادانی تخمی نكاشتی.
کز یکت صد هزار برداریمست از کیمیاش زر داری
هوش مصنوعی: اگر از یک وجود واحد جوانههای بینهایت برگیری، از سحر و جادو آن به ثروت میرسی.
در زمینی که تخم برنایدچون بکاری ترا چه بر زاید
هوش مصنوعی: در زمینی که بذر نرود و رشد نکند، چه انتظاری میتوان داشت که نتیجهای خوبی حاصل شود؟
خود بجد اندر آن همیکاریاز چنان کاشتن چه برداری
هوش مصنوعی: اگر به سختی و تلاش خود در کارهای مشترک ادامه دهی، نتیجهی آن چه خواهد بود؟
تا ک ی از جهل باد پیمائیباده پیما که تا بیاسائی
هوش مصنوعی: تا زمانی که از نادانی آزاد شوی و به آرامش برسی، همچنان مشغول نوشیدن و لذت بردن از زندگی باش.
بادۀ عشق را ز مردان جوملکت و سروری ز سلطان جو
هوش مصنوعی: از مردان به دنبال شراب عشق باش و از پادشاهان، جلال و قدرت بخواه.
چشمۀ باده خود ولی خداستظل او در جهان هما آساست
هوش مصنوعی: منبع شراب واقعی تنها خداوند است و سایه او در جهان مانند آسمان است.
لیک او را بچشم حس منگرمشمارش تو همچو خویش بشر
هوش مصنوعی: اما به او با چشم حس نگاه نکن و او را مانند خودت حساب نکن.
کز ملایک ز لطف پنهان استدل و جانهای زنده را جان است
هوش مصنوعی: برای دل و جانهای زنده، وجودی ناشناخته و پنهان از نیکیهای فرشتگان است.
سر حق است و سر بود پنهاننیست او را مقام و نام و نشان
هوش مصنوعی: اصل حقیقت در دسترس است و مقامات، نامها و نشانههایش پنهان نیستند.
بر سر هرچه تو نهی انگشتکرده باشی بسوی آن شه پشت
هوش مصنوعی: هر چیزی که تو به آن اشاره کنی، آن شه (عاشق) نیز به سمت آن خواهد رفت.
تا که هستی بهوش از او دوریمست مشمار خود که مخموری
هوش مصنوعی: تا وقتی که هوشیار هستی، از او دوری کن و خودت را مست ندان، چرا که مستی تو حالتی دلخواه نیست.
رو فنا شو ز خویش تا بینیکه تو جانی و نور هر دینی
هوش مصنوعی: برای آنکه متوجه شوی و حقیقت وجودی خود را درک کنی، باید از خودخواهی و منیت خود دور شوی. در این صورت است که میتوانی به آگاهی و نور حقیقی دست یابی.
خودی تست پرده ورنی یارهست با تو چو در زبان گفتار
هوش مصنوعی: خودت همان پردهای است که تو را از یار دور میکند. یار در کنار توست، فقط زمانی که با زبان سخن بگویی، او را احساس میکنی.
هوش در بیهشی است مردان رابی ز جان دیده اند جانان را
هوش مصنوعی: مردان واقعی در زمان بیهوشی و غفلت، از زیبایی و حقیقت جانان بهرهمند میشوند.
هوشیاری است پردۀ عشاقمانع آن کنار و وصل و تلاق
هوش مصنوعی: آگاهی و هوشیاری، پردهای است که بین عاشقان میکشد و مانع از رسیدن و پیوند آنها میشود.
زان سبب با خودی که کژ نظریاز رخ خوب یار بی خبری
هوش مصنوعی: به خاطر این که خودت را با نگاه نادرست به چهره زیبا و دلربای او آشنا نکردهای، از زیبایی او بیخبر هستی.
می نخوردی از آن تو هشیاریبند خویشی نه بند دلداری
هوش مصنوعی: اگر میخواهی آزاد و هشیار باشی، نباید به تعلقات و وابستگیهایت دل ببندی.
آنکه او گشت قابل دیدارنیست شد زو نماند هیچ آثار
هوش مصنوعی: آن کسی که قابل مشاهده شد، دیگر نمیتوان او را دید و نشانهای از او باقی نمانده است.
چونکه رویش بدید شد بیهوشدل او صید گشت چون خرگوش
هوش مصنوعی: زمانی که او را دید، دلش بیتاب شد و مانند خرگوش، به سادگی به دام عشق افتاد.
شد شکار چنان امیر شکارگشت از تیغ غمزه هاش افکار
هوش مصنوعی: شکارچی در دام عشق گرفتار شد، به طوری که افکارش به تیرهای تیز غمزه دچار شده است.
هر که عاشق نگشت حیوان استگر بتن زنده است بیجان است
هوش مصنوعی: هر کسی که عاشق نشود، در حقیقت مانند یک حیوان است. حتی اگر بدنش زنده باشد، روح و احساساتش مرده است.
جان بی عشق را مخوانش جانکز بخار تن است او جنبان
هوش مصنوعی: آدمی که عشق را در زندگی تجربه نکرده، واقعاً نمیتوان او را زنده نامید؛ زیرا زندگیاش تنها به حرکت جسمش وابسته است و روحش درگیر عشق نیست.
تا تنش قایم است جنبد اوچون تنش مرد از او حیات مجو
هوش مصنوعی: تا زمانی که بدن او زنده است، او نیز حرکت میکند. اما هنگامی که بدنش مرد، دیگر حیات او را نخواهی یافت.
چند روز است این حیات جهانخویش را زین حیات زود جهان
هوش مصنوعی: چند روزی است که زندگیام را با این زندگی گذرای دنیا مقایسه میکنم.
تا بیابی جز این حیات حیاتکاین بود پیش آن حیات ممات
هوش مصنوعی: برای اینکه به زندگی واقعی و ابدی پی ببری، باید بفهمی که این زندگی دنیا در مقایسه با آن زندگی، مردگی است.
یک حیات لطیف پایندهفارغ از رفته و ز آینده
هوش مصنوعی: یک زندگی نرم و پایدار، بینگرانی از گذشته و آینده.
وصف ماضی و حال مستقبلاین جهانی است تا بوقت اجل
هوش مصنوعی: زندگی و وقایع گذشته و حال، در این دنیا وجود دارند تا زمانی که مرگ فرا برسد.
آن و این در جهان اجسام استورنه آنجا نه نقش و نی نام است
هوش مصنوعی: در این جهان مادی، ما چیزها و نامها را میشناسیم، اما در دنیای دیگر، نه چیزی وجود دارد و نه نامی برای آن.
بی پس و پیش و بی یسار و یمینبی ز بالا و زیر و شک و یقین
هوش مصنوعی: بدون هیچ گونه محدودیت و ترتیب خاصی، نه از بالا و نه از پایین، نه با شک و نه با یقین.
در جهانهای روح کن سیرانمست و بیخویش و واله و حیران
هوش مصنوعی: در جهانهای روح، گردش کنید و به حالت مستی و بیخود بودن ادامه دهید، در حالی که حیران و شگفتزدهاید.
چون که گردی از این صفتها پاکهمه بر پات سر نهند افلاک
هوش مصنوعی: وقتی که از این ویژگیها پاک شوید، همه موجودات آسمانی به پاهای شما سر مینهند و به شما احترام میگذارند.
چه جهانها که بعد از آن بینیروی بیچون حق عیان بینی
هوش مصنوعی: بعد از این دنیا، چه جهانهای دیگری را خواهی دید که در آن، حقیقت بدون هیچ شکی نمایان است.
بروی بی فنا بقاف بقاشاه مرغان شوی تو چون عنقا
هوش مصنوعی: به سر زمین جاودانی پرواز کن و چون مرغی افسانهای به مقام بلند و ملکوتی دست یاب.
نیک و بد را تو جزو خود بینیخویش را کل بی عدد بینی
هوش مصنوعی: خود را از خوبی و بدی جدا نکن و آنها را جزئی از وجود خود بدان. تو باید خود را به صورت یک کل و بینهایت تصور کنی.
عقل جزوی شود بپیشت خوارچون که با عقل کل بود سر و کار
هوش مصنوعی: زمانی که عقل جزئی در مقابل عقل کل قرار میگیرد، به نظر بیارزش میآید؛ زیرا عقل کل از بینش و درک جامعتری برخوردار است.
دو جهان را یکی گهر بینیدر حقیقت نه خیر و شر بینی
هوش مصنوعی: اگر به عمق وجود بنگری، خواهی دید که دو جهان ظاهری، در واقع یک حقیقت واحدند و در این حقیقت، خیر و شر به معنای واقعی جدا از هم وجود ندارند.
دیدن یک دو احولی باشدآن که یک بین بود ولی باشد
هوش مصنوعی: دیدن یکدیگر نیازمند حالتی است، مثل حالتی که فقط یک نفر با وجود دارد، اما در واقع دو نفر در کنار هم هستند.