شمارهٔ ۵۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره دعوت به شادی و رهایی از زهد و تعهدات دینی است. شاعر از ساقی میخواهد که شراب بیاورد و اشاره میکند که عشق و معشوقه، او را از محدودیتها و ریاکاریهای قبلی آزاد کرده است. او به زندگی در میکده و نوشیدن شراب تاکید میکند و میگوید که در این مسیر، نباید جز مستی باشد. در نهایت، شعر به جست و خیز و خوشی در زندگی اشاره دارد و از آتش زنده بودن یاد میکند.
ای ساقی می بیار پیوستکان یار عزیز توبه بشکست
هوش مصنوعی: ای ساقی، برایم شراب بیاور، زیرا دوست گرامی من وعدهاش را شکست و دیگر به راه راست برنگشت.
برخاست ز جای زهد و دعویدر میکده با نگار بنشست
هوش مصنوعی: زهد و ادعای خود را کنار گذاشت و به همراه معشوق در میکده نشسته است.
بنهاد ز سر ریا و طاماتاز صومعه ناگهان برون جست
هوش مصنوعی: او به خاطر ریا و دروغهای پیچیده از صومعه بیرون آمد.
بگشاد ز پای بند تکلیفزنار مغانه بر میان بست
هوش مصنوعی: زنار مغانه را به دور کمرش بست و از قید و بند وظایف آزاد شد.
می خورد و مرا بگفت می خورتا بتوانی مباش جز مست
هوش مصنوعی: نوشیدنی میل کن و به من بگو نوشیدنی بنوش تا بتوانی به جز حال مستی نباشی.
اندر ره نیستی همی روآتش در زن بهر چه زی هست
هوش مصنوعی: در مسیر نیستی قدم بردار و آتش اشتیاق را در دل برپا کن، برای چه چیزی که در زندگی وجود دارد.