شمارهٔ ۸۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف حال و هوای انسانی عارف و پیری میپردازد که از تعلقات دنیوی و خودخواهی جدا شده است. او در خرابات مست به سر میبرد و به نظر میرسد که مردم به حال او گریه میکنند. شاعر از او میپرسد که چرا در چنین حالتی است و پیر در پاسخ به او میگوید که حال او از نظر دیگران ممکن است منکر باشد، اما در واقع این حالت ناشی از درک عمیقتری از حقیقت است. همچنین، شاعر به تفاوت وجود و عدم میپردازد و میگوید که هر کس که در مسیر آگاهی گام بردارد، حقیقت را به شکل متفاوتی درک میکند. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که شناخت و اتحاد با حقیقت، انسان را به درک عمیقتری از دین و مذهب میرساند و در غیر این صورت، به کفر تعبیر خواهد شد.
در کوی ما، که مسکنِ خوبان سعتریستاز باقیات مردان، پیری قلندریست
هوش مصنوعی: در محله ما، که محل زندگی نیکان و خوبان است، از یادگارهای انسانهای بزرگ، یک سالخوردهی آزاداندیش وجود دارد.
پیری که از مقام منیّت تنش جداستپیری که از بقای بقیّت دلش بریست
هوش مصنوعی: پیرمردی که از خودخواهی و منیت فاصله گرفته و آزاد شده است، دیگر به چیزهای بیارزش قلبی وابسته نیست و از باقیماندههای دلبستگیها رهاست.
تا روز، دوش، مستِ خرابات اوفتاده بودبر صورتی که خلق، بَرو بر، همی گریست
هوش مصنوعی: تا روز گذشته، در حال مستی در خرابات بود و به حالتی افتاده بود که مردم بر او اشک میریختند.
گفتم «ورا ببینم، که این سخت منکرست»گفتا که «حالِ منکَری از شرط منکِریست»
هوش مصنوعی: گفتم که این فرد را ببینم، چون او واقعاً انکار میکند. پاسخ داد که حالتی که من دارم ناشی از شرایط انکار کردن است.
گفتم «گر این حدیث درست است پس چراست؟کاندر وجود معنی با خلق داوریست»
هوش مصنوعی: من گفتم: اگر این حرف راست است، پس چرا چنین است؟ چون در وجود معنی، نیازی به قضاوت و نظر دیگران نیست.
گفت «آن وجودِ فعل بُوَد کاندرو تو رابا غیر داوری ز پی فضل و برتریست»
هوش مصنوعی: او گفت: «وجودِ واقعی تو باید با دیگران قضاوت نشود، زیرا این قضاوت ناشی از فضل و برتری است.»
آن کس که دیو بود چو آمد درین طریقبنگر به راستی که کنون خاصه چون پَریست
هوش مصنوعی: هر کس که در راه بدی و شرارت قدم بگذارد، باید توجه کند که اکنون در چه وضعیتی قرار دارد، چرا که او مانند موجودی روحانی و لطیف شده است.
دستِ هنر نهاد کُله بر سر خِردهر تکمه از کلاهش دینارِ جعفریست
هوش مصنوعی: دست هنرمند بر سر عقل گذاشته و هر دکمه کلاه او به ارزش دینار جعفری میباشد.
گفتم «دل سنایی از کفر آگه است»گفت «این نه از شمارِ سخنهای سرسریست»
هوش مصنوعی: من به او گفتم که دل سنایی به حقیقتِ کفر واقف است. او در پاسخ گفت که این تنها یک حرف بیمحتوا و سطحی نیست.
در حقِّ اتحاد حقیقت به حقِ حقچون تو نهای حقیقتِ اسلام کافریست
هوش مصنوعی: اگر حقیقت واقعی اتحاد را درک نکنی، و آن را به درستی نیابی، پس حقیقت اسلام برای تو کفر محسوب خواهد شد.