شمارهٔ ۸۶
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و درد جدایی است. شاعر به معشوقش میگوید که قلبش را به او سپرده و حالا او با بردن دل و جانش او را در عذاب و ناراحتی گذاشته است. شاعر از معشوقش انتقاد میکند که با ناپایداری و بیوفاییاش، وفاهایی که او کرده را جفا کرده است. در کل، این شعر به احساسات عمیق و عذابی که از جدایی و عشق ناتمام ناشی میشود، میپردازد.
نگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور بادبه دست هجر بسپردی خدایم بر تو داور باد
هوش مصنوعی: عزیزم، دل مرا دزدیدی، امیدوارم خداوند بر تو نگریسته و تو را یاری کند. در دست جدایی مرا سپردی، خدایا، بر تو رحمت باد.
وفاهایی که من کردم مکافاتش جفا آمدبتا بس ناجوانمردی خدایم بر تو داور باد
هوش مصنوعی: من به خاطر وفاهایی که انجام دادم، با بیوفایی و بیرحمی روبرو شدم. ای بت مظهر زیبایی، نیکو نیست که چنین ناجوانمردانه با من رفتار کردی. خداوندا، قضاوتت درباره من باشد.
به تو من زان سپردم دل نگارا تا مرا باشیچو دل بردی و جان بردی خدایم بر تو داور باد
هوش مصنوعی: من دل و جانم را به تو سپردم، ای محبوب، تا تو نیز برای من باشی؛ چون دل و جانم را از من گرفتی. پروردگاهم، بر تو قاضی و داور باد.
زدی اندر دل و جانم ز عشقت آتش هجراندمار از من برآوردی خدایم بر تو داور باد
هوش مصنوعی: عشق تو در دل و جانم شعلهور شده و غم جداییات مرا به شدت آزرده است. خداوند بر تو قضاوت کند.