شمارهٔ ۱۱۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر غم و اندوه عاشق است که دچار دگرگردی و احساس تنهایی میشود. شاعر میگوید که اگرچه دنیا پر از زیباییها و خوبرویان است، اما او در عشق خود غمگین و رنجور است. وجود محبوبش برای او ضروریست و وقتی به او نمیرسد، دلتنگیاش بیشتر میشود. همچنین شاعر به این نکته اشاره میکند که در زندگی هر کسی، رنج و بلا وجود دارد و این طبیعی است. در نهایت، او از دیگران میخواهد تا به عشق او احترام بگذارند و آن را خطا نپندارند، زیرا عشق و غم آن جزء جداییناپذیر زندگی است.
دگر گردی روا باشد دلم غمگین چرا باشدجهان پر خوبرویانند آن کن کت روا باشد
هوش مصنوعی: اگر تو شاد و خوشحال باشی، چرا دل من باید غمگین باشد؟ جهان پر از زیباییها و زیبا رویان است، پس چرا من نباید به خوشیها بپردازم؟
ترا گر من بوم شاید وگر نه هم روا باشدترا چون من فراوانند مرا چون تو کجا باشد
هوش مصنوعی: اگر تو را من لایق بدانم، خوب است. و اگر نه، باز هم ضرری ندارد. چرا که کسانی مانند تو برای من بسیارند، اما کسی مانند من برای تو پیدا نمیشود.
جفاهای تو نزد من مکافاتش به جا باشدولیکن آن کند هر کس که از اصلش سزا باشد
هوش مصنوعی: دردهایی که تو به من میزنی، عواقبش را میپذیرم، اما این را بدان که هر کسی طبق لیاقت و اصل خود، باید با عواقب عملش مواجه شود.
نگویند ای مسلمانان هرانکو مبتلا باشدنباشد مبتلا الا خداوند بلا باشد
هوش مصنوعی: نفرمایید ای مسلمانان کسی که به بلا گرفتار است، هیچ کس جز خدا نیست که او را در این حال مبتلا کرده باشد.
چنین گیرم که این عالم همه یکسر ترا باشدنه آخر هر فرازی را نشیبی در قفا باشد
هوش مصنوعی: من اینطور تصور میکنم که این جهان به طور کامل مال توست و هر بلندیای در آن با یک نشیبی در پشتش همراه است.
سنایی از غم عشقت سنایی گشت ای دلبرمگویید ای مسلمانان خطا باشد خطا باشد
هوش مصنوعی: سنایی به خاطر غم عشق تو به حالت دلسوختهای افتاده است. ای معشوق، ای دلبر! دیگر به مسلمانان نگوید که این خطا است، این خطا نیست.