شمارهٔ ۱۱۸
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و غم است. شاعر میگوید هر دلی که غم ندارد، از عشق بیبهره است. او عشق معشوق را انتخاب کرده و امیدوار است که غم نداشته باشد. او همچنین به ارتباط بین جانان و جهان اشاره میکند و میگوید که دیدن محبوبش باعث میشود که غم او کم رنگ شود. در نهایت، او تأکید میکند که تا زمانی که عشق در دلش باشد، غم و اندوه نخواهد داشت.
هر دل که قرین غم نباشداز عشق بر او رقم نباشد
هوش مصنوعی: هر دلی که غم و اندوهی نداشته باشد، عشق در آن وجود نخواهد داشت.
من عشق تو اختیار کردمشاید که مرا درم نباشد
هوش مصنوعی: من عشق تو را برگزیدم تا شاید در من چیزی از عشق تو وجود داشته باشد.
زیرا که درم هم از جهانستجانان و جهان بهم نباشد
هوش مصنوعی: چرا که پول هم از جانان در این جهان است و اگر جهان نباشد، پول هم دیگر وجود نخواهد داشت.
با دیدن رویت ای نگارینگویی که غمت ز غم نباشد
هوش مصنوعی: وقتی که چهره زیبایت را میبینم، به نظر میرسد که غم و اندوهی وجود ندارد.
تا در دل من نشسته باشیهرگز دل من دژم نباشد
هوش مصنوعی: وقتی که در دل من حضور داشته باشی، هیچگاه دل من غمگین نخواهد بود.
پیوسته در آن بود سناییتا جز به تو متهم نباشد
هوش مصنوعی: همیشه سنایی در این حالت بود که جز تو به کسی یا چیزی متعهد نباشد.