شمارهٔ ۱۲۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نکاتی درباره عشق و دوستی اشاره میکند. او میگوید که نباید به هر دلیلی از دوست بیزار شد و از یار به خاطر زخمها و دردها دلگیر گشت. اگر قصد داری که در عشق موفق باشی، نباید به سادگی خود را از دردها و رنجها دور کنی. در عشق باید با آرامش و صبر عمل کرد و از خود نترسی و به دشمنی نپردازی. همچنین، اگر میخواهی زندگی بیدردسر داشته باشی، باید از عشق آگاهانه فاصله نگیری و با هوشیاری و عشق ورزی، از خود فرار نکنی. در نهایت، نشانهای از عشق واقعی این است که هرگز از وجود خود و عشق آن خدشهدار نشوید.
از دوست به هر جوری بیزار نباید شداز یار به هر زخمی افگار نباید شد
هوش مصنوعی: نباید از دوست به هیچ دلیلی دلسرد شد و هیچگاه نباید به خاطر زخمهایی که از یار میخوریم، از او فاصله گرفت.
ور جان و دل و دین را افگار نخواهی کردبا عشق خوش شوخی در کار نباید شد
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی جان و دل و دیانت را به درد بیاوری، باید با عشق و شوخی درست رفتار کنی و جدی نباشی.
گر زان که چو عیاران از عهده برون ناییدلدادهٔ آن چابک عیار نباید شد
هوش مصنوعی: اگر از پس کارهای سخت و مشکلات برنمیآیی، نباید به دل دلباختهی آن انسان چابک و کاردان بیفتی.
هر گه که به ترک جان آسان نتوانی گفتپس عاشق آن دلبر خونخوار نباید شد
هوش مصنوعی: هر بار که نتوانی به راحتی از دل و جان خود بگذری، پس نباید به عشق آن معشوق بیرحم دلبسته شوی.
چون سوختن دل را تن در نتوان دادناز لاف به رعنایی در نار نباید شد
هوش مصنوعی: وقتی دل آدمی میسوزد، نمیتواند خود را در ظاهر زیبا جلوهگر کند. در آتش غم و ناراحتی، نمیتوان به بهانه زیباییهای تصنعی، به خوبیهای واقعی دست یافت.
خواهی که بیآسایی مانند سنایی توهرگز ز می عشقش هشیار نباید شد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در زندگی آسایش داشته باشی و در آرامش باشی، مانند سنایی، هیچگاه نباید از عشق و شوری که به آن داری غافل شوی.
خواهی که خبر یابی از خود ز نگار خودالا ز وجود خود بیزار نباید شد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از حال و احوال خود باخبر شوی، باید به محبت و زیباییهای وجود خود توجه کنی و از هیچ جنبهای از وجودت متنفر نباشی.