شمارهٔ ۱۳۵
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به بیان عواطف و تجربیات شاعر در مورد عشق و ارتباطات معنوی او میپردازد. شاعر میگوید که دلش به محبت و دوستی با یک نفر خاص است و عشق را مانند سیمرغی در دل خود جا داده است. او به خدای خود اشاره میکند و شرایط دشوار و مکرهایی را که در مسیرش قرار گرفته را توصیف میکند. او همچنین از مقام و طاعت خود در آسمانها و انتظارش از بهشت صحبت میکند، در حالی که به خاطر یک اشتباه یا سوءتفاهم، به او لعنت میشود. شاعر در نهایت بیان میکند که عشق و ارتباطش با خداوند، گناهی ندارد و او تنها به دنبال حقیقت و عشق واقعی است.
با او دلم به مهر و مودت یگانه بودسیمرغ عشق را دل من آشیانه بود
هوش مصنوعی: دل من فقط به عشق و محبت او وابسته بود و مانند یک سیمرغ، در دل من عشق به او جایی ویژه داشت.
بر درگهم ز جمع فرشته سپاه بودعرش مجید جاه مرا آستانه بود
هوش مصنوعی: در برابر من گروهی از فرشتگان ایستادهاند و عرش بلند و باعظمت خداوند مقام و جایگاه من به حساب میآید.
در راه من نهاد نهان دام مکر خویشآدم میان حلقهٔ آن دام دانه بود
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، او به طور پنهانی تلهای از فریب و نیرنگ گذاشته است و آدمی در میانهٔ این تله، همچون دانهای است که در آنجا قرار دارد.
میخواست تا نشانهٔ لعنت کند مراکرد آنچه خواست آدم خاکی بهانه بود
هوش مصنوعی: او میخواست که مرا مورد ننگ و لعنت قرار دهد، اما آنچه که انجام داد بهانهای برای من بود.
بودم معلم ملکوت اندر آسمانامید من به خلد برین جاودانه بود
هوش مصنوعی: من در عوالم بالای آسمان معلم بودم و آرزوی من در بهشت پایدار و ابدی بود.
هفصد هزار سال به طاعت ببودهاموز طاعتم هزار هزاران خزانه بود
هوش مصنوعی: مدتهای طولانی را در خدمت و عبادت گذراندهام و از این عبادت، ثروتهای بسیار زیادی به دست آوردهام.
در لوح خواندهام که یکی لعنتی شودبودم گمان به هر کس و بر خود گمان نبود
هوش مصنوعی: در نوشتهای خواندهام که یک نفر در آینده لعنتی خواهد شد، اما من به هر کسی مشکوک بودم و به خودم شک نکردم.
آدم ز خاک بود من از نور پاک اوگفتم یگانه من بوم و او یگانه بود
هوش مصنوعی: انسان از خاک ساخته شده، اما من از نور خالص او هستم. من گفتم که او یگانه است و خودم نیز یگانه بودم.
گفتند مالکان که نکردی تو سجدهایچون کردمی که با منش این در میانه بود
هوش مصنوعی: گفتند صاحبان زمین که چرا تو برای من سجده نکردی، در حالی که من با تو در این موضوع در میانه هستم.
جانا بیا و تکیه به طاعات خود مکنکاین بیت بهر بینش اهل زمانه بود
هوش مصنوعی: ای جانم، پیش نیار به انجام دادن عبادتهای خود تکیه نکن، چون این شعر برای درک و شناخت اهل زمانه است.
دانستم عاقبت که به ما از قضا رسیدصد چشمه آن زمان ز دو چشمم روانه بود
هوش مصنوعی: در نهایت متوجه شدم که سرنوشت ما به هیچ وجه خوب نیست و در آن زمان، اشکهایم مانند صد چشمه از چشمانم سرازیر بود.
ای عاقلان عشق مرا هم گناه نیستره یافتن به جانبشان بی رضا نبود
هوش مصنوعی: ای کسانی که عاقلید، عشق من هم گناهی ندارد. پیدا کردن مسیر به سوی آنان بدون رضایت خودشان نیست.