شمارهٔ ۱۳۹
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی درد و رنج عشق و نیاز به معشوق است. شاعر در آن از کنشهای معشوقش گلایه دارد و بیان میکند که برای داشتن عشق راستین، نیاز به توجه و محبت است. او اشاره میکند که اگر طعم وصال نمیچشد، حداقل باید یک بار در کنار محبوبش باشد. این احساسات عمیق به نوعی خواستهای از معشوق برای نشان دادن احترام و محبت است. شاعر همچنین به بیداری شبانه و غم دل عاشقان اشاره میکند و خواهان این است که معشوق به دل او توجه کند و او را درک کند. در نهایت، او به این نکته میرسد که بیمهری معشوق برای او مانند زهر است و برای به دست آوردن عشق، باید سختیهای زیادی را تحمل کند.
ترا باری چو من گر یار بایدازین به مر مرا تیمار باید
هوش مصنوعی: اگر کسی مثل من بخواهد که تو را دوست داشته باشد، از این به بعد باید به من توجه بیشتری بکند.
اگر بیمار باشد ور نباشدمر این دل را یکی دلدار باید
هوش مصنوعی: اگر دل بیمار باشد یا سالم، همیشه نیاز به یک محبوب و معشوق وجود دارد.
اگر ممکن نباشد وصل باریبسالی در یکی دیدار باید
هوش مصنوعی: اگر نتوانیم همیشه با هم باشیم، پس باید در یک دیدار کوتاه همدیگر را ملاقات کنیم.
بیازردی مرا وانگه تو گوییچه کردی کز منت آزار باید
هوش مصنوعی: تو مرا آزردهای و بعد سؤال میکنی چه کردی که لازم است از تو رنج ببرم.
مرا گویی که بیداری همه شبدو چشم عاشقان بیدار باید
هوش مصنوعی: میگویی که عاشقان باید تمام شب را بیدار باشند و مراقب یکدیگر.
چو من وصل جمال دوست جویممرا دیده پر از زنگار باید
هوش مصنوعی: برای رسیدن به زیبایی معشوق، باید دوری و موانع را کنار بگذارم و چشمم را از آلودگیها پاک کنم.
چه کردی بستدی آن دل کز آن دلمرا در عشق صد خروار باید
هوش مصنوعی: چگونه دل تو را به دست آوردم که از آن دل، برای عشق خودم نیاز به مقدار زیادی دارم؟
مرا طعنه زنی گویی دلیرادلی بستان چرا بیکار باید
هوش مصنوعی: تو مرا نیش میزنی، گویی که دلیری، اما چرا باید بیکار بمانم؟
دل خسته چه قیمت دارد ای دوستکه چندین با منت گفتار باید
هوش مصنوعی: دل خستهی من چه ارزشی دارد، ای دوست، وقتی که برای بیان احساساتم باید بارها با منت و حقطلبی صحبت کنم.
طمع برداشتم از دل ولیکنمر این جان را یکی زنهار باید
هوش مصنوعی: از دل امیدها را کنار گذاشتم، اما برای این جانم نیاز به یک محافظت دارم.
همه خون کرد باید در دل خویشهر آنکس را که چون تو یار باید
هوش مصنوعی: هر کسی که باید یاری مثل تو داشته باشد، باید در دل خود غم و اندوهی عمیق احساس کند.
ایا نیکوتر از عمر و جوانینکو رو را نکو کردار باید
هوش مصنوعی: آیا کسی بهتر از جوانی با ظاهر زیبا و کردار نیکو وجود دارد؟
مرا دیدار تو باید ولیکنترا یارا همی دینار باید
هوش مصنوعی: من به دیدار تو نیاز دارم، اما تو نیز باید توانایی و امکاناتی برای این دیدار داشته باشی.
مرا دینار بی مهرست رخسارچنین زر مر ترا بسیار باید
هوش مصنوعی: صورت زیبا و دلنشین تو، همچون دیناری با ارزش و بدون مهر است. برای اینکه تو را به خوبی بشناسم و به یاد داشته باشم، نیاز دارم که از تو چیزهای زیادی ببینم و با تو آشنا شوم.
اگر خواهی به خون دل کنی نقشولیکن نقش را پرگار باید
هوش مصنوعی: اگر میخواهی با دلسوزی و رنج خود، تصوری زیبا بسازی، باید ابتدا ابزار مناسب و راهی درست برای این کار پیدا کنی.