شمارهٔ ۱۴۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی و دلربایی معشوق صحبت میکند و به شبی که گذرانده اشاره دارد. او از مستی و شوق عشق میگوید و از معشوق میخواهد که با باده و شادی او را خوشحال کند. تصویرگری از عشق و درد دل در شعر دیده میشود و شاعر به مشکلات عشق و هجرت اشاره میکند. او به زیبایی معشوق تعظیم میکند و میگوید که هیچکس به اندازه او در عشق زار و نزار نیست.
لشکر شب رفت و صبح اندر رسیدخیز و مهرویا فراز آور نبید
هوش مصنوعی: لشکر شب رفته و صبح نابهنگام آمده است. برخیز و جام می شادی را به دست آور.
چشم مست پر خمارت باز کنکز نشاطت صبرم از دل بر پرید
هوش مصنوعی: چشم زیبا و دلربایت را باز کن، زیرا شادی و سرزندگیات باعث شده صبر و حوصلهام از دل خارج شود.
مطرب سرمست را آواز دهچون ز میخانه عصیر اندر رسید
هوش مصنوعی: آواز مطرب سرمست را بخوان، چون بوی عطر شراب از میخانه به مشام میرسد.
پر مکن جام ای صنم امشب چو دوشکت همه جامه چکانه بر چکید
هوش مصنوعی: ای معشوق، امشب مانند شب گذشته، جام را پر نکن، زیرا همه لباسها به خاطر شراب پخش شده است.
نیست گویی آن حکایت راستیخون دل بر گرد چشم ما دوید
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که داستان واقعی، به تصویر کشیدن غم و اندوهی است که در دل ما موج میزند و مانند اشکهایی که دور چشممان میچرخند، حس تاریکی و درد را بازگو میکند.
کیست کز عشقت نه بر خاک اوفتادکیست کز هجرت نه جامه بر درید
هوش مصنوعی: کیست که به خاطر عشق تو به خاک نیفتاده باشد؟ و کیست که به خاطر جدایی از تو، لباسش را ندریده باشد؟
چون خطت طغرای شاهنشاه یافتاز فنا خط گردد عالم بر کشید
هوش مصنوعی: وقتی خط زیبای تو، مانند امضای شاهانهای درخشید، باعث شد که دنیا از نابودی نجات یابد و بسط پیدا کند.
از سنایی زارتر در عشق کیستیا چو تو دلبر به زیبایی که دید
هوش مصنوعی: هیچکس در عشق، به اندازه سنایی نیست و هیچکس به زیبایی تو، دلبر اینجا وجود ندارد.