شمارهٔ ۱۵۷
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عواطف عاشقانه و درد ناشی از عشق و جدایی است. شاعر از غم عشق معشوق میگوید و بیان میکند که با وجود بیزاری از جفاها، همچنان به عشق او وابسته است. دل او در اندوه و محنت دچار عذاب است و برای رضایت معشوق، خود را فدای او میکند. شاعر زیبایی معشوق را با شب و روز مقایسه میکند و میگوید که هر لحظه در تنهایی و عشق او بیدار است. عشق و غم او به شکلی عمیق زندگیاش را تحت تاثیر قرار داده و او را در حالت خمار و مستی نگه داشته است. در نهایت، او به حسرت وصال معشوق اشاره میکند و خود را در باغ عشق مملو از غم و شادی توصیف میکند.
جانا ز غم عشق تو من زارم من زاراز تودهٔ سیسنبر در بارم در بار
هوش مصنوعی: عزیزم، به خاطر عشق تو در حال درد و غم هستم. من از شدت این احساس به حال و روز ناگواری افتادهام.
هر چند که بیزار شدم من ز جفاهاتزین مایهٔ بیزاری بیزارم بیزار
هوش مصنوعی: هرچند از بدیها و رفتارهای ناپسند تو متنفر هستم، اما از این حس تنفر هم به طور کلی بیزارم.
تا در کف اندوه بماندست دل منزین محنت و اندوه بر آزارم آزار
هوش مصنوعی: دل من به خاطر این مشکلات و غمها در حال رنج و ناراحتی است و همچنان در این عذاب باقی مانده.
از بهر رضای دل تو از دل و از جانای دوست به جان تو که آوارم آوار
هوش مصنوعی: به خاطر خوشنودی تو و محبت تو، از جان و دل خود میگذرم، ای دوست؛ برای تو حاضرم هر چه را که دارم فدای تو کنم.
ای روی تو چون روز و دو زلفین تو چون شبپیوسته شب از عشق تو بیدارم بیدار
هوش مصنوعی: ای چهرهات مانند روز روشن و دو گیسوی تو همچون شب تار، همیشه به خاطر عشق تو بیدار و شادابم.
ای نقطهٔ خوبی و نکویی به همه وقتگردندهٔ عشق تو چو پرگارم پرگار
هوش مصنوعی: تو بهترین و نیکوترین نقطهای، همیشه در عشق تو گردش میکنم؛ مانند پرگاری که به دور یک نقطه میچرخد.
پیکار نیم از غمت ای ماه شب و روزبر درگه سودای تو بر کارم بر کار
هوش مصنوعی: نیمهٔ شب و روز، به خاطر غم تو در حال جنگم و در درگاه عشق تو، هر لحظه در حال فعالیت و کار هستم.
در کعبهٔ تیمار اگر چند مقیممای یار چنان دان که به خمارم خمار
هوش مصنوعی: اگرچه در مکان مقدس و امنی همچون کعبه زندگی میکنم، اما بدان که من در حالت مستی و شیدایی از عشق به تو هستم.
از عشوهٔ عشق تو اگر مست شدم مستاز خوردن اندوه تو هشیارم هشیار
هوش مصنوعی: اگر به دلیل زیبایی و محبت تو دلبسته و سرمست شدم، باید بگویم که در عین حال از غم و اندوه تو نیز آگاه و بیدارم.
از هجر تو نزدیک سنایی چو رخ تواندر چمن عشق به گلزارم گلزار
هوش مصنوعی: از دوری تو، بیصبر و شیدا شدم؛ چهرهات مانند گل در باغ عشق، مرا به وجد میآورد.