شمارهٔ ۱۵۸
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و رنج عاشقانی میپردازد که از دوری معشوق و مشکلات زندگی رنج میبرند. شاعر از دیگران میخواهد که آنها را کوچک نشمارند، زیرا آنها دلی شکسته و قلبی زجرکشیده دارند. او میگوید که دیگر رنج و غم نمیخواهد و فقط کافی است که روزگار بر آنها سخت گذشته است. غم و ناله آنها حالا به نوعی حلال شده است، همانطور که نوشیدن شادی حرام شده است. در نهایت، شاعر ابراز میکند که به هیچکسی نیازی ندارند و فقط در پی آرامشی برای روزهای خود هستند.
ما را مدار خوار که ما عاشقیم و زاربیمار و دلفگار و جدامانده از نگار
هوش مصنوعی: ما را تحقیر نکن که ما عاشقیم و در رنج و درد به سر میبریم، دلمان غمگین است و از معشوقمان دوریم.
ما را مگوی سرو که ما رنج دیدهایماز گشت آسمان وز آسیب روزگار
هوش مصنوعی: ما را از زیباییهای ظاهری نگو، زیرا ما به خاطر تلخیهای زندگی و سختیهای زمانه رنجیدهایم.
زین صعبتر چه باشد زین بیشتر که هست؟!بیماری و غریبی و تیمار و هجر یار
هوش مصنوعی: چقدر سختتر از این میتواند باشد؟ بیماری، بیکسی، مراقبت و دوری از محبوب.
رنج دگر مخواه و برینبَر فزون مجویما را بس است اینکه بر او آمدهست کار
هوش مصنوعی: دیگر از درد و رنج درخواست نکن و در این موضوع بیشتر از این فکر نکن، ما همین که این مشکل بر ما آمده کافی است.
بر ما حلال گشت غم و ناله و خروشچونان که شد حرام می نوش خوشگوار
هوش مصنوعی: غم و ناله و فریاد برای ما دیگر جایز شد، همچنان که نوشیدن آن شراب خوشگوار دیگر ممنوع گشت.
ما را به نزد هیچ کسی زینهار نیستخواهیم زینهار به روزی هزار بار
هوش مصنوعی: ما از هیچ کس ترسی نداریم و فقط از خداوند کمک میخواهیم، حتی اگر به هزار بار در روز نیاز باشد.