شمارهٔ ۱۶۲
هوش مصنوعی: شعر در توصیف عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. شاعر از زخمههای دو مار که نماد عشق و شیدایی است، آغاز میکند و به شعلهور بودن عشق در دلها اشاره میکند. او معشوق را همچون شمعی در دلها و پروانهای در آتش عشق میبیند. هر جا نشانی از معشوق باشد، دلها و سپاه عاشقان به آنجا میشتابند و عشق او بر جهانیان اثر گذاشته است.
شاعر همچنین از مقایسه معشوق با یوسف و ماه سخن به میان میآورد و به زیبایی او در تمام جهان اشاره میکند. او به این نکته میپردازد که هر کس عاشق معشوق باشد، از تمام دنیا بینیاز است و در عشق هیچ چیز پایدار نیست. در پایان، شاعر به عشق عمیق خود و همهی عاشقان اشاره میکند و میگوید که عشق به معشوق فراتر از آن است که بتوان آن را در کلمات محدود کرد.
ای نهاده بر گل از مشک سیه پیچان دو مارهین که از عالم برآورد آن دو مار تو دمار
هوش مصنوعی: ای کسی که بر گلهای خوشبو، پیچکهای سیاه را افکندهای، مواظب باش که آن دو مار میتوانند دمار از روزگار تو درآورند.
روی تو در هر دلی افروخته شمع و چراغزلف تو در هر تنی جان سوخته پروانهوار
هوش مصنوعی: نور چهرهات در دلهای مردم مانند شمع میدرخشد و تارهای موی تو همچون پروانهای جانسوز در تنها است.
هر کجا بوییست خطت تاخته آنجا سپاههر کجا رنگیست خالت ساخته آنجا قرار
هوش مصنوعی: هر جایی که بوی خوشی باشد، خط تو نشان از حضور آنجا دارد و هر جایی که رنگ و زیبایی تو هست، جایی است که آرامش و قرار در آن برقرار است.
آتش عشقت ببرده عالمی را آبرویباد هجرانت نشانده کشوری را خاکسار
هوش مصنوعی: آتش عشق تو باعث شده که دنیای زیادی خراب شود و بر اثر جداییات، آبروی منطقهای به خطر افتاده است.
تا ترا بر یاسمین رست از بنفشه برگ موردعاشقان را زعفران رست از سمن بر لالهزار
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو به یاسمین رسیدی و از بنفشه جدا شدی، برگهای مورد عاشقان از زعفران رشد کردند و از سمن، گلهای لاله در باغها روییدند.
یوسف عصر ار نهای پس چون که اندر عشق توخونفشان یعقوب بینم هر زمانی صدهزار
هوش مصنوعی: اگر تو یوسف زمانه نیستی، پس چرا هر لحظه مانند یعقوب، که در عشق تو گریان است، با دل هزاران درد و غم را میبینم؟
ماه را مانی غلط کردم که مر خورشید رانورمند از خاک پای تست نورانی عذار
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر اشاره دارد به زیبایی و درخشندگی چهره کسی که او را توصیف میکند. او به این نکته اشاره میکند که نورانی بودن صورت آن فرد، به اندازهای است که به راحتی میتوان آن را با نور خورشید مقایسه کرد. همچنین، او به تأثیر زیبایی این فرد بر زندگیاش اشاره میکند و از این میگوید که زیبایی او همچون نور خورشید، زندگی را روشن و پرنور کرده است.
قیروان عشوه بگذارند غواصان دهرگر نهنگ عشق تو بخرامد از دریای قار
هوش مصنوعی: اُنگِشتنمایی را برای غواصان زمان به نمایش میگذارند، اگر عشق تو مانند نهنگی در دریا پرسه بزند.
گر براندازی نقاب از روی روح افزای خودرخت بردارد ز کیهان زحمت لیل و نهار
هوش مصنوعی: اگر پرده را از روی زیبایی روحنواز خود برداری، تمام سختیهای شب و روز از بین میرود.
هر که بر روی تو باشد عاشق ای جان جهانبا جهان جان نباشد بود او را هیچ کار
هوش مصنوعی: هر کسی که در عشق تو باشد، ای نور جان، دیگر به هیچ چیز از این دنیا اهمیت نمیدهد و هیچ کاری برایش ارزش ندارد.
عالم کون و فساد از کفر و دین آراستهستعالم عشق از دل بریان و چشم اشکبار
هوش مصنوعی: جهان مادی و فانی به لحاظ اعتقادات و دینها شکل گرفته است، اما جهان عشق بر پایه دلهای داغدار و چشمان اشکآلود بنا شده است.
در جهان عشق ازین رمز و حکایت هیچ نیستکاین مزخرفپیکران گویند بر سرهای دار
هوش مصنوعی: در دنیای عشق، هیچچیز از این داستان و راز وجود ندارد که این بیخودگویان بر سر دار (مجازاتی) بیان میکنند.
وای اگر دستی برآرد در جهان انصاف تودر همه صحرای جان یک تن نماند پایدار
هوش مصنوعی: اگر در جهان عدالت و انصاف برپا شود، هیچکس در میدان زندگی نمیتواند پایدار بماند.
بر تو کس در مینگنجد تالی الا الله چو لاحاجبی دارد کشیده تیغ در ایوان نار
هوش مصنوعی: به هیچکس نمیتوان نسبت به تو چیزی را نسبت داد، مگر اینکه خدا باشد، چرا که تو به قدری بیحجاب و آزاد هستی که همچون شمشیری کشیده در آستانه جهنم به نظر میرسی.
لاف گویان اناالله را ببین در عشق خویشبر بساط عشق بنهاده جبین اختیار
هوش مصنوعی: افراد فخر فروش و خودپسند را ببین که در عشق خود چقدر ادعا دارند. آنان سر در سجده عشق گذاشته و خود را در اختیار آن قرار دادهاند.
من نه تنها عاشقم بر تو که بر هفت آسمانکشته هست از عشق تو چندان که ناید در شمار
هوش مصنوعی: من فقط به تو عشق نمیورزم، بلکه به وسعت آسمانها به خاطر عشق به تو جان دادهام، بهقدری که نمیتوانم آن را بشمارم.
من شناسم مر ترا کز هفتمین چرخ آمدمبچهٔ عشق ترا پرورده بر دوش و کنار
هوش مصنوعی: من تو را میشناسم، زیرا از آسمان هفتم آمدهام و عشق تو را به دوش کشیدهام و از کنار تو به پرورش آن پرداختهام.