شمارهٔ ۱۷۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به یک پسر جوان اشاره میکند و از زیباییهای او سخن میگوید. او نماد ماه و سرو است و شاعر حسرت دارد که چگونه با وجود این زیباییها دل و هوش آدمی به وی معطوف شده است. شاعر از او میخواهد که به جفا و اذیت کردن ادامه ندهد و بر وفاداری و محبت تمرکز کند. همچنین از پسر میخواهد که از تلخیها دوری کند و به آرامش و سکوت پناه ببرد. در نهایت، شاعر به عشق و زیباییهای خاصی که با وجود او در زندگیاش وجود دارد اشاره میکند.
حلقهٔ زلف تو در گوش ای پسرعالمی افگنده در جوش ای پسر
هوش مصنوعی: حلقهٔ موهای تو مانند یک زنجیر در گوش است و جهان را به هیجان آورده است، ای پسر.
کیست در عالم که بیند مر تو راکش به جا ماند دل و هوش ای پسر
هوش مصنوعی: کیست در این دنیا که بتواند تو را ببیند؟ کسی که دل و عقلش در جایی دیگر مانده باشد، ای پسر!
هم تویی ماه قدحگیر ای غلامهم تویی سرو قباپوش ای پسر
هوش مصنوعی: ای پسر، تو هم مانند ماهی که در جام نشستهای، زیبایی و هم چون سرو که لباس زیبا به تن دارد، خوشنما هستی.
سرو در بر دارم و مه در کنارچون تو را دارم در آغوش ای پسر
هوش مصنوعی: من در آغوشم سرو و ماه را دارم، چون تو را در کنارم دارم، ای پسر.
بر جفا کاری چه کوشی ای غلامبر وفاداری همی کوش ای پسر
هوش مصنوعی: ای پسر، چرا به ظلم و بیوفایی ادامه میدهی؟ بهتر است بر وفاداری و دلسوزی تلاش کنی.
امشب ای دلبر به دام آویختیکز برم بگریختی دوش ای پسر
هوش مصنوعی: امشب ای محبوب، تو مرا در دام عشق گرفتار کردهای، در حالی که دیشب از من فرار کردی، ای پسر.
بوسهٔ نوشین همی بخش از عقیقبادهٔ نوشین همی نوش ای پسر
هوش مصنوعی: بوسهای شیرین به تو میدهم و از شراب خوشمزه به تو مینوشانم، ای پسر.
کم کن این آزار و این بدها مجویمیر داد اینجاست خاموش ای پسر
هوش مصنوعی: این آزار و مشکلات را کم کن و به دنبال چیزهای بد نباش. میر (معلم یا راهنما) اینجا حضور دارد، پس ای پسر، ساکت باش.