شمارهٔ ۲۷۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر بهنوعی از حال و هوای عاشقانه و بیدلی خود صحبت میکند. او میگوید که در عشق به مشکلات و بلاها تن داده و از عقل و هوش خود فاصله گرفته است. با اینکه دل را به معشوق سپرده، اما همچنان بیدلی و سادگی را در خود حفظ کرده است. شاعر بر این باور است که حتی اگر دشمنان با آنان بدی کنند، آنها همچنان نیکوکار و آزادمنش باقی خواهند ماند. در نهایت، او تأکید میکند که وفاداری و صداقت شان در مقابل بدیها، نشاندهندهی پاکی و بزرگواری شخصیتشان است.
ما را میفگنید که ما اوفتادهایمدر کار عشق تن به بلاها نهادهایم
هوش مصنوعی: در مورد ما میگویند که در عشق دچار مشکل شدهایم و به خاطر آن، خود را به مشکلات و دشواریها سپردهایم.
آهستگی مجوی تو از ماورای هوشکاکنون به شغل بی دلی اندر فتادهایم
هوش مصنوعی: به آرامی جستجو نکن، زیرا ما از مرزهایی فراتر از فهم و درک فرود آمدهایم و اکنون در کار نداشتن دل گرفتار شدهایم.
ما بیدلیم و بیدل هر چه کند رواستدل را به یادگار به معشوق دادهایم
هوش مصنوعی: ما بدون دل هستیم و هرچه پیش بیاید، برای ما قابل قبول است. دل خود را به یادگاری به معشوق سپردهایم.
از ما بهر حدیث به آزار چون کشدما مردمان بی دل و بی مکر و سادهایم
هوش مصنوعی: اگر کسی برای گفتگو یا بیان حرفی به ما آزار برساند، باید بدانیم که ما انسانها دلسوز و بیمکر هستیم و سادهدل هستیم.
خصمان ما اگر در خوبی ببستهاندما در وفاش چندین درها گشادهایم
هوش مصنوعی: اگر دشمنان ما در خوبی و نیکی نقشه کشیدهاند، ما در برابر وفاداری خود، درهای زیادی را گشودهایم.
گر بد کنند با ما ما نیکویی کنیمزیرا که پاک نسبت و آزاده زادهایم
هوش مصنوعی: اگر با ما بدی کنند، ما به آنها خوبی خواهیم کرد، زیرا ما از نسب پاک و خانوادهای آزاد زاده شدهایم.