شمارهٔ ۲۷۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دلدادگی خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که وقتی به کوی محبوبش رسیدند، در صف دلسوختگان نامگذاری شدند و با آتش عشق آن محبوب سوخته و در میخانه آرام گرفتند. شاعر به دوری از مدرسه و عبادتگاهها اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه به جستجوی محبت و خوشی در میخانه پرداختهاند. او همچنین از آرامش و خوشیهای موقتی در کنار محبوبش یاد میکند و در نهایت به این نکته اشاره میکند که این روزها ارتباطش با عشق بریده شده و این هم از ناملایمات زمانه است.
تا ما به سر کوی تو آرام گرفتیماندر صف دلسوختگان نام گرفتیم
هوش مصنوعی: وقتی ما در کنار خیابان تو آرامش یافتیم، در میان افرادی که دلشان سوخته بود، خود را معرفی کردیم و به جمع آنها پیوستیم.
در آتش تیمار تو تا سوخته گشتیمدر کنج خرابات می خام گرفتیم
هوش مصنوعی: در اثر محبت و عشق تو به شدت رنج کشیدیم و جانمان را سوزاندیم، اما در گوشهای از این خرابات، به نوشیدن شراب روی آوردیم.
از مدرسه و صومعه کردیم کنارهدر میکده و مصطبه آرام گرفتیم
هوش مصنوعی: ما از محیطهای آموزشی و مذهبی دور شدیم و در کنار میخانه و محل نشستن به آرامش رسیدیم.
خال و کله تو صنما دانه و دامستما در طلب دانه ره دام گرفتیم
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و خصوصیات ویژهات، مانند دانهای هستی که در دام دیگری قرار گرفتهای. ما در جستجوی آن دانه، به دام تو گرفتار شدهایم.
یک چند به آسایش وصل تو به هر وقتاز بادهٔ آسوده همی جام گرفتیم
هوش مصنوعی: برای مدتی، به خاطر آرامش وصل تو، در هر زمانی از بادهٔ راحتی جامی نوشیدیم.
امروز چه ار صحبت ما گشت بریدهاین نیز هم از صحبت ایام گرفتیم
هوش مصنوعی: امروز صحبت ما به جایی نرسید و مانند دیروز از گفتگوهای زمان برداشت کردیم.