شمارهٔ ۲۸۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر تجربیات مختلفی از زندگی معنوی و عرفانی را توصیف میکند. او از دیدن فوطهها و فوطهپوشها، شنیدن ذکر و تسبیح، و گذراندن وقت در خانقاه و کنار زاهدان صحبت میکند. شاعر همزمان از حوادث و چالشهای زندگی، همچون محنت و شربتهای معنوی، یاد میکند. اما در نهایت به این نتیجه میرسد که از تمام این تجربیات تنها نشاط بازار زندگی را یافته و رنگی از حقیقت ندیده است. پس تصمیم میگیرد که همنشینی با کسی از خرابات را انتخاب کند و در کنار او به آرامش برسد. در نهایت، او و یارش به نوعی از یکدیگر جدا نیستند و احساس نزدیکی و همدلی دارند.
ما فوطه و فوطه پوش دیدیمتسبیح مراییان شنیدیم
هوش مصنوعی: ما افرادی را دیدیم که به ظاهری آراسته و شیک بودند و همچنین در مورد دعا و عبادت به صحبت پرداختند.
بر مسند زاهدان گذشتیمدر عالم عالمان دویدیم
هوش مصنوعی: ما در مسیر زندگی از դիր زاهدان عبور کردیم و در دنیای دانشمندان پیش رفتیم.
هم ساکن خانقاه بودیمهم خرقهٔ صوفیان دریدیم
هوش مصنوعی: ما همزمان در خانقاه زندگی میکردیم و لباس روحانیان صوفی را نیز پاره کردیم.
هم محنت قال و قیل بردیمهم شربت طیلسان چشیدیم
هوش مصنوعی: ما هم درد و رنج گفتگوهای بیپایان را تحمل کردیم و هم طعم لذیذ شراب را چشیدیم.
از اینهمه جز نشاط بازاررنگی به حقیقتی ندیدیم
هوش مصنوعی: از تمام این شلوغی و شادابی بازار، به جز خوشحالی و سرگرمی چیزی واقعی ندیدیم.
بگزیدیم یاری از خراباتبا او به مراد آرمیدیم
هوش مصنوعی: ما از میان مکانهای پر از فساد و بیکاری، یاری را انتخاب کردیم و با او به آرزوی خود رسیدیم.
دل بر غم روی او فگندیمسر بر خط رای او کشیدیم
هوش مصنوعی: دل خود را در غم دیدن او گذاشتیم و سر خود را به نشانه اطاعت و احترام به خواست او خم کردیم.
او نیست کسی و ما نه بس کسزین روی به یکدگر سریدیم
هوش مصنوعی: او کسی نیست و ما هم خیلیها نیستیم، از این رو به یکدیگر نزدیک شدیم.