شمارهٔ ۳۲۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از باد میخواهد که به کوی محبوبش برود و او را از حال شاعر آگاه کند. شاعر به محبوبش میگوید که اگر به او واقف است، باید به او توجهی کند. او همچنین از خشک شدن دلش به دلیل دوری معشوق صحبت میکند و خواستار احیای عشق از طریق وصال است. در انتها، شاعر از محبوبش میخواهد که اگر نیکی به او نمیکند، حداقل با او همدلی کند.
ای باد به کوی او گذر کنمعشوق مرا ز من خبر کن
هوش مصنوعی: ای باد، وقتی از کوی محبوبم عبور میکنی، لطفاً برای او از حال و روز من بگو.
با دلبر من بگو که جانادر عاشق خود یکی نظر کن
هوش مصنوعی: به محبوب من بگو که ای جان، یک نگاه به عاشق خود بینداز.
چوبی که ز هجر تو بود خشکاز آب وصال خویش تر کن
هوش مصنوعی: چوبی که به خاطر دوری تو خشک شده است، آن را با آبی که ناشی از وصال و نزدیکی توست، سیراب کن.
صد دفتر هجر حفظ کردییک صفحه ز وصل هم ز بر کن
هوش مصنوعی: میتوانی سالها به یاد جدایی و دوری بپردازی، اما یک صفحه از عشق و وصال را هم به خاطر بسپار.
ور نیک نمیکنی به جایمبا من صنما تو سر به سر کن
هوش مصنوعی: اگر به من نیکی نمیکنی، لااقل با من به طور برابر رفتار کن، ای معشوق.