شمارهٔ ۳۶۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوق خود میگوید که اگر از عشق خسته شدهاست، بیدرنگ نزد او بیاید. او به اهمیت عشق و دلدادگی اشاره میکند و میگوید حتی اگر در سختیها غرق شود، معشوق باید او را رها نکند. شاعر همچنین بیان میکند که اگر در یاد معشوق دچار تشنگی شود، معشوق باید او را سیراب کند و در نهایت، اگر معشوق به بهشت برود، از او میخواهد که دستش را بگیرد و او را به آنجا ببرد. این شعر حاکی از عمیقترین احساسات عاشقانه و وابستگی عاطفی است.
گر خسته دل همی نپسندی بیار روتیمار عاشقی ز رهی باز دار رو
هوش مصنوعی: اگر دلbroken به حال خود راضی نیستی، بیا و به عشق شکیبایی کن و از راهی که میروی، بازگرد.
گر من گیاه سبزم و تو ابر نوبهارهل تا گیه بجوشد بر من بهار رو
هوش مصنوعی: اگر من گیاه سبز و تو ابر نوبهاری باشی، بگذار تا باران بر من ببارد و بهار به من زندگی ببخشد.
پس گر به رود جیحون غرقه شوم در آبغرقه بمان مرا تو و کشتی مدار رو
هوش مصنوعی: اگر در رود جیحون غرق شوم، از من غافل نشو و از من دور نشو، بگذار در آب بمانم.
ور من به یاد تو شوم از تشنگی هلاکهل تا شوم هلاک تو آبم میار رو
هوش مصنوعی: اگر من از شدت دلتنگی و یاد تو به مرگ برسم، تو برای من آب نیاور.
گر در بهشت باقی و تنها تو میرویما را تو دست گیر و به مالک سپار رو
هوش مصنوعی: اگر در بهشت به تنهایی میروی، تو از ما غافل نشو و ما را به دست خدا بسپار.