شمارهٔ ۳۶۵
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی خواهش و درخواست از خواب و مهر و همچنین دعوت به رهایی از دغدغهها و گرفتاریهاست. شاعر از خواب میخواهد که از چشمش دور شود و از عشق میخواهد که در دلش افزوده شود. او همچنین به دیدگانش میگوید که خون میریزند و از آنها خواسته تا از حالت خود خارج شوند. شاعر به سمت تحول و آتش زدن صفات منفی خود میرود و از عاجز شدن از هستی خود سخن میگوید. او اشاره به آزادی و رهایی درونی دارد و همچنین به رندی و عیبها در زندگی اشاره میکند. در آخر، او به عدم نمازخوانی در مسجد و دعوت به مسیر خاصی اشاره میکند.
ای خواب ز چشم من برون شوای مهر درین دلم فزون شو
هوش مصنوعی: ای خواب، از چشمانم دور شو و ای ماه، در دل من بیشتر نور افکن.
ای دیده تو خون ناب میریزای قد کشیده سرنگون شو
هوش مصنوعی: ای چشم، تو هم از دیدن درد و رنج، اشک بریز و حالتی خمیده و غمگین به خود بگیر.
آتش به صفات خویش در زناز هستی خویشتن برون شو
هوش مصنوعی: آتش در ویژگیهای خود را ترک کن و از وجود واقعی خود رها شو.
زان سگ بچهای به کتف برگیرناگاه به رستهٔ درون شو
هوش مصنوعی: از آن سگ که بچهای دارد، ناگهان او را بر کتف خود بزن و به درون جمعیت برو.
میگیر درم قفا همی خوربا رندی و عیبها عیون شو
هوش مصنوعی: خودت را از ناپسندی دور نگهدار و با جوانمردی و طنازی زندگی کن. زشتیها را فراموش کن و به زیباییها نگاه کن.
کر مسجد را همی نخوانیبا مهتر تونیان بتون شو
هوش مصنوعی: در این بیت به معنای این است که اگر به دنبال راهی برای ارتباط با دیگران هستی، بهتر است که به صورت مستقیم و با صداقت عمل کنی. به جای اینکه به صورت غیرمستقیم و با واسطه با آنها صحبت کنی، بهتر است خودت به سراغشان بروی و با آنها ارتباط برقرار کنی.