شمارهٔ ۳۷۵
هوش مصنوعی: شاعر از معشوق خود به عنوان ماه نو یاد میکند و زیبایی او را ستایش میکند. او به دوری و بیتوجهی معشوق اشاره میکند و از اینکه او را از دور تنها مینگرد و به او نزدیک نمیشود، ابراز ناراحتی میکند. در ادامه، شاعر از زیباییهای معشوق میگوید و خواهان نزدیکتر شدن به اوست. همچنین به احساس عشق و شوریدگی خود اشاره کرده و خود را درگیر عشق معشوق میداند.
ای من مه نو به روی تو دیدهواندر تو ماه نو بخندیده
هوش مصنوعی: ای محبوب من، همچون ماه نو که بر چهرهات مینگرد و در زیباییات میخندد.
تو نیز ز بیم خصم اندر مناز دور نگاه کرده دزدیده
هوش مصنوعی: تو هم از دور به من نگاه کردهای و از ترس دشمن، پنهانی نظاره میکنی.
بنموده فلک مه نو و خود رادر زیر سیاه ابر پوشیده
هوش مصنوعی: آسمان ماه نو را نشان داده، ولی خودش را زیر ابرهای تیره پنهان کرده است.
تو نیز مه چهارده بنمایبردار ز روی زلف ژولیده
هوش مصنوعی: به تو نیز پیشنهاد میکنم که همانند ماه تمام، زیباییات را به نمایش بگذاری و از گیسوی پریشان خود پردهبرداری کنی.
کی باشد کی که در تو آویزمچون در زر و سیم مرد نادیده
هوش مصنوعی: کیست که مانند طلا و نقره، در تو به دام بیفتد، چون کسی که تو را نمیشناسد؟
تو روی مرا به ناخنان خستهمن دو لب تو به بوسه خاییده
هوش مصنوعی: چهرهات مرا به یاد ناخنهای خستهام میاندازد و لبهای تو به بوسهای آغشته است.
ای تو چو پری و من ز عشق توخود را لقبی نهاده شوریده
هوش مصنوعی: تو مانند یک پری هستی و من از عشق تو به خود لقب دیوانهای دادهام.