شمارهٔ ۳۹۲
هوش مصنوعی: این شعر به احساس درد و جدایی عاشق از معشوق میپردازد. شاعر از معشوق میخواهد که به او خیال خوشی بفرستد، حتی اگر خودش نیاید. او در قمار عشق هشدار میدهد که نباید در اولین اقدام ظلم کند. شاعر به بیگانگی معشوق اشاره کرده و از احساس آشنایی خود نسبت به او سخن میگوید. او میداند که بین آنها جدایی وجود دارد و این جدایی باعث تاریکی و غم او شده است. شاعر با نگرانی به فساد و ریا در جامعه اشاره میکند و بیان میکند که هر که به معشوق بیاحترامی کند، در واقع خود را بیجان کرده است. او در نهایت از معشوق میخواهد که از جفا و بیرحمی دست بردارد و به عاشق خود رحم کند.
ای پیشهٔ تو جفانماییدر بند چه چیزی و کجایی
هوش مصنوعی: ای پیشهٔ تو، نشان دادن نیرنگ و فریب است، تو در چه چیزی گرفتار شدهای و اکنون در کجا هستی؟
باری یک شب خیال بفرستگر ز آنکه تو خود همی نیایی
هوش مصنوعی: در یک شب، فقط خیال تو را بفرست، حتی اگر خودت نیایی.
در باختن قمار با دوستدست اولین مکن دغایی
هوش مصنوعی: هرگز در باختن قمار با دوست، اولین قدم را به سمت شکایت برندار.
بیگانگی ای نگار بگذارچون با تو فتادم آشنایی
هوش مصنوعی: عزیزم، بیا این احساس بیگانگی را کنار بگذاریم و به آشنایی که بین ما به وجود آمده، افتخار کنیم.
دانم که تو نه حریفی و منآخر نه که از برم جدایی
هوش مصنوعی: میدانم که تو رقیب من نیستی و من هم در پایان از تو دور نخواهم شد.
تاریکی هجر چند بینمنادیده به وصل روشنایی
هوش مصنوعی: در تاریکی دوری از تو، لحظهها را حس میکنم و به روشنی وصال تو فکر میکنم.
ای حسن خوش تو کرده کاسدبازار روای پارسایی
هوش مصنوعی: ای حسن، تو باعث شدهای که بازار پارسایی کساد شود.
وی روی کش تو کرده فاسداندیشهٔ مردم ریایی
هوش مصنوعی: چهره تو باعث شده که افکار مردم دورو و ریاکار به هم بریزد و خراب شود.
بی جان بادا هرآنکه گویددلداری را تو ناسزایی
هوش مصنوعی: هر کس که به کسی که دلدار و محبت دارد بیاحترامی کند، بیجان و بیمعناست.
زین بیش مکن جفا و بیدادبر عاشق خویشتن: سنایی
هوش مصنوعی: دیگر بر عاشق خود ظلم و بیمهری نکن.