شمارهٔ ۳۹۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوقش که زیبایی خاصی دارد، یاد میکند و به تأثیرات عشق و زیبایی او بر دل و روحش اشاره میکند. او به تصویرسازیهای قوی از زیبایی معشوق و همچنین درد و سختیهایی که به خاطر عشق و جدایی متحمل شده، میپردازد. محبت و جفا را به صورت نرد باختن و گرد بلا بر سرش توصیف میکند که نشانگر تضاد عشق و آزار است.
غالیه بر عاج برآمیختیمورچه از عاج برانگیختی
هوش مصنوعی: با چاشنیهای معطر و خوشبو بر روی استخوانهای عاج، مورچه را به حرکت درآوردی.
بر گل سرخ ای صنم دلربایرغم مرا مشک سیه بیختی
هوش مصنوعی: ای معشوقه زیبا، بر روی گل سرخ من، دلی را که دوست داشتی، با عطر سیاه خود آغشته کردی.
روز فروزنده به روی و مرابا شب تاریک برآمیختی
هوش مصنوعی: تو با چهره درخشان خود روز را برای من روشن کردی و شب تاریک را از زندگیام برداشت کردی.
اشک رخ من چو عقیق و زرستتا شبه از سیم درآویختی
هوش مصنوعی: اشکهای چهرهام مانند عقیق و طلاست، تا زمانی که شب را با زنجیری از نقره تزیین کردی.
با دل من نرد جفا باختیبر سر من گرد بلا بیختی
هوش مصنوعی: تو با دل من بازی نکن و بر من سختی نیاوردهای، چون بر سر من باران مصیبت ریختی.