شمارهٔ ۴۰۱
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و دشواریهای زندگی میپردازد. شاعر، سنایی، با اشاره به مشکلات و ناکامیهای روزگار، از عشق و زیباییهای آن صحبت میکند. او به وجود گرفتاریش در دنیا و همچنین تمنای وصال معشوق اشاره میکند. با توصیف حال خود، میگوید که در میانهی فراق و غم، امید دیدار معشوق در دلش نشسته است. در نهایت، سنایی به جایگاه خود و عشق در زندگیاش اشاره کرده و نشان میدهد که هر چه در زندگی با سختی مواجه شود، عشق او را تسلی میدهد و به او انگیزه میبخشد.
اگر در کوی قلاشی مرا یکبار بارستیمرا بر دل درین عالم همه دشخوار خوارستی
هوش مصنوعی: اگر در محلهای که آشفته و بینظم است، یک بار تو را ببینم، تمام سختیها و مشکلات این دنیا را بر دل من مینشانی.
ار این ناسازگار ایام با من سازگارستیسرو کارم همیشه با می و ورد و قمارستی
هوش مصنوعی: اگر این روزگار سخت و ناسازگار به من سازگار باشد، همیشه درگیر می و ذکر و قمار هستم.
اگر نه محنت این نامساعد روزگارستیمرا با زهد و قرایی و مستوری چکارستی
هوش مصنوعی: اگر نمیبود این روزهای سخت و دردناک، من با نماز و عبادت و زندگی مخفیام چه کار میکردم؟
اگر در پارسایی خود مر او را دوستارستیسنایی را به ماه نو نسیم نوبهارستی
هوش مصنوعی: اگر در دیانت و پاکی خود به من علاقهمند بودی، سنایی را مانند ماه نو در نسیم بهار دوست میداشتی.
هرانکو در دلست او را کنون اندر کنارستیدلش همواره شادستی و کارش چون نگارستی
هوش مصنوعی: هرکس که در دلش چیزی دارد، اکنون در کنار اوست و دلش همیشه شاد است و کارش مانند نگارهای زیباست.
دلیل صدق او دایم سنایی را بهارستینهان وصل او دایم بر او آشکارستی
هوش مصنوعی: صداقت او همیشه با سنایی (شاعر) در بهار پنهان است و پیوسته ارتباط او به روشنی بر او نمایان است.
اگر از غم دل مسکین عاشق را قرارستیجهنم پیش چشم سر سریر شهریارستی
هوش مصنوعی: اگر تو با غم عشق یک مسکین سر و کار نداشته باشی، آتش جهنم هم در برابر تو بیاهمیت خواهد بود.
گل از هجران اقطارش میان کارزارستیدل از امید دیدارش میان مرغزارستی
هوش مصنوعی: گل ناشی از دوری و جدایی، در وسط میدان نبردی است که دل از امید دیدن معشوق در میانه سبزهزارها خالی است.
مرا هفتم درک با او بدان دارالقرارستیسماوات العلی بی او حمیم هفت نارستی
هوش مصنوعی: من در سرزمین آرامش، هفتمین مرحله را با او پشت سر گذاشتم؛ در آسمانهای بلند، با او در آتشهایی هفتگانه شراکت دارم.
چرا گویی سنایی این گر او را خود شکارستیز دست سینهٔ کبک دری او را در آرستی
هوش مصنوعی: چرا میگویی سنایی، اگر او را خودت به طرز ماهرانهای شکار کنی، میتوانی دل او را که مانند سینهٔ کبک دری است به دست آوری؟
اگر شخص سنایی را جهان سفله یارستیچو دیگر مدبران دایم به گردون بر سوارستی
هوش مصنوعی: اگر سنایی را در این دنیای ناچیز یاری نکنند، پس سایر تدبیرکنندگان نیز همیشه بر آسمان سوار خواهند بود.