قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در نصیحت و ترک تملق از خلق گوید
هوش مصنوعی: این شعر به مسأله فقر، ناامیدی و گذر عمر انسانها میپردازد. شاعر به بهای مادیات (سیم) و ترس از دست دادن آن (بیم) اشاره میکند و میگوید که زندگی در عین فقر، معضل بزرگی است. او بیان میکند که امید به ثروت و نعمت میتواند زندگی را معنا بخشد، اما این امید در دنیای ناپایدار به مسألهای محال تبدیل میشود.
شاعر همچنین به تأثیرات زمانه بر انسانها و حسرت آنها بر ازدسترفتن عمر و فرصتها میپردازد. تصویر میکند که در زندگی هرکسی باید در نظر داشته باشد که همه مسافر این دنیا هستند و هیچچیز دائمی نیست. در نهایت، شاعر از خداوند درخواست Hilfe و راهنمایی میکند تا از دام ناامیدی و ناپایداری رها شود.
تا کی ز هر کسی ز پی سیم بیم ماوز بیم سیم گشته ندامت ندیم ما
هوش مصنوعی: دیگر چقدر باید نگران نظر دیگران باشیم و از دغدغههای مالی و مادی رنج ببریم؟ ما از این نگرانیها خسته شدهایم و حالا باید برای خودمان زندگی کنیم.
تا هست سیم با ما بیمست یار اوچون سیم رفت از پی او رفت بیم ما
هوش مصنوعی: تا زمانی که ثروت و دارایی با ماست، از دوری یار خود ناامید نیستیم، اما وقتی ثروت از دست میرود، دیگر امیدی به او نداریم و احساس ناامیدی میکنیم.
آیند هر دو باهم و هر دو بهم روندگویی برادرند بهم سیم و بیم ما
هوش مصنوعی: هر دو به سوی هم میآیند و به سمت یکدیگر میروند، انگار که برادر یکدیگر هستند و ما از این رابطه احساس نگرانی و دوستی داریم.
ای آنکه مفلسیست بلای عظیم توسیمست ویحک اصل بلای عظیم ما
هوش مصنوعی: ای کسی که در فقر و تنگدستی گرفتار شدید، بلا و مصیبت بزرگ شما پول و ثروت است. وای بر ما که اساس و ریشه مشکل ما همین بلای بزرگ است.
بهتر بدان که هست تمنای تو محالسیمست گویی اصل نشاط و نعیم ما
هوش مصنوعی: بدان که آرزوی تو غیرممکن است، زیرا به نوعی، زندگی شادی و خوشی ما به آن وابسته است.
گر ما همه سیاه گلیمیم طرفه نیستسیم سپید کرده سیاه این گلیم ما
هوش مصنوعی: اگر ما همه گلیم سیاه باشیم، تعجبی ندارد؛ اما اینکه روی این گلیم سیاه، نوار سفیدی دیده میشود، کار جالبی است.
ای از نعیم کرده لباس خود از نسیجهان تا ز روی کبر نباشی ندیم ما
هوش مصنوعی: ای کسی که از نعمتها لباس برتن کردهای، حواست باشد که به خاطر غرور و تکبر، از دوستان ما نباشی.
گر آگهی ز کار و گرنه شکایتستاین دلق پاره پاره و تسبیح نیم ما
هوش مصنوعی: اگر از حال و روز ما خبر داشته باشی، مشکلی نیست؛ اما اگر خبر نداشته باشی، این وضعیت نگرانکننده است. این لباس پاره و تسبیح نیمهکاره حکایت از حالتی ناخوشایند دارد.
گویی برهنه پایان بر من حسد برندهر گه که بنگرند به کفش ادیم ما
هوش مصنوعی: انگار که همواره در معرض حسد دیگران هستم، هر بار که به دستهای بینظم و نامرتب من نگاه میکنند.
در حسرت نسیم صباییم ای بساکآرد صبا نسیم و نیارد نسیم ما
هوش مصنوعی: ما در آرزوی نسیم صبحگاهی هستیم و چه بسا که آن نسیم بیاید و ما را در حسرت باقی بگذارد.
امروز خفتهایم چو اصحاب کهف لیکفردا ز گور باشد «کهف» و «رقیم» ما
هوش مصنوعی: ما امروز در خواب و غفلت به سر میبریم مانند اصحاب کهف، اما فردا بیدار خواهیم شد و داستانهای ما نیز همچون داستان کهف و رقیم از دل تاریخ برخواهد خاست.
عالم چو منزلست و خلایق مسافرنددر وی مزورست مقام و مقیم ما
هوش مصنوعی: جهان مانند یک منزل است و مردم در آن همچون مسافرانی هستند. در این دنیا مقام و منزلگاه واقعی وجود ندارد و تنها ساکنانی موقت هستیم.
هست این جهان چو تیم فلک همچو تیم بدارما غلهدار آز و امل هم قسیم ما
هوش مصنوعی: این دنیا مانند یک میدان بزرگ است و ما در آن همانند تماشاچیانی هستیم که در حال برداشت محصولات آرزوها و خواستههایمان هستیم.
تیمار تیم داشتن از ما حماقتستتیمار دارد آنکه به ما داد تیم ما
هوش مصنوعی: تیمار و مراقبت از شیوه زندگی ما احمقانه است، زیرا تنها کسی که میتواند از ما مراقبت کند، کسی است که به ما زندگی و هویت داده است.
ما از زمانه عمر و بقا وام کردهایمای وای ما که هست زمانه غریم ما
هوش مصنوعی: ما از دنیا و زندگی چیزی قرض گرفتهایم و افسوس که زمانهای که در آن زندگی میکنیم، پر از ناملایمات و آشفتگی است.
در وصف این زمانهٔ ناپایدار شومبشنو که مختصر مثلی زد حکیم ما
هوش مصنوعی: در این زمانهٔ ناپایدار و ناپسند، حکیم ما با یک مثل کوتاه به خوبی وضعیت را توصیف کرده است.
گفتا: زمانه ما را مانند دایهایستبسته در و امید رضیع و فطیم ما
هوش مصنوعی: او گفت: دوران ما مانند دایهای است که ما را در آغوش گرفته و تنها به امید پرورش و سعادت ماست.
چون مدتی برآید بر ما عدو شوداز بعد آنکه بود صدیق و حمیم ما
هوش مصنوعی: زمانی که مدتی بگذرد، دشمنی که تا پیش از این نزدیک و مهربان ما بود، به دشمنی تبدیل میشود.
گرداند او به دست شب و روز و ماه و سالچون دال منحنی الف مستقیم ما
هوش مصنوعی: روز و شب، ماه و سال مانند یک دایره اطراف او میچرخند، همانطور که حرف دال به دور حرف الف راست و مستقیم میچرخد.
ز اول به مهر دل همه را او به پروردمانند مادران شفیق و رحیم ما
هوش مصنوعی: از آغاز، عشق و محبت او به تمام مخلوقات مانند مادری مهربان و دلسوز نسبت به فرزندانش، همواره وجود داشته است.
آن گه فرو برد به زمین بیجنایتیاین قامت مقوم و جسم جسیم ما
هوش مصنوعی: پس از اینکه این بدن قوی و استوار ما بدون هیچ خطایی به زیر خاک فرو میرود.
این مفتخر به حشمت و تعظیم و رای خویشیاد آر زیر خاک عظام رمیم ما
هوش مصنوعی: این شخص به بزرگی و احترام و برنامهریزی خود افتخار میکند. یادآوری کن که ما زیر خاک به صورت استخوانهای بیجان هستیم.
پیوسته پیش چشم همی دار عنقریباندامهای کوفتهٔ چون هشیم ما
هوش مصنوعی: همواره در برابر چشم، به زودی جسمهای خسته و فرسودهٔ ما را مانند هشیارانی قرار بده.
گویی سفیه بود فلان شاید ار بمردچون آن سفیه مرد نمیرد حکیم ما
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که آن شخص نادان بود، شاید اگر او بمیرد، چون آن نادان میمیرد، حکیم ما نیز نمیمیرد.
ما زیر خاک خفته و میراثخوار ماداده به باد خرمنهای قدیم ما
هوش مصنوعی: ما در زیر خاک خوابیدهایم و ارثیهدار ما، اموال و دستاوردهای گذشتهمان را به راحتی به هدر داده است.
گویی ز بعد ما چه کنند و کجا روندفرزندکان و دخترکان یتیم ما
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که دیگران چه توجهی به حال و روز فرزندان بیسرپرست ما خواهند داشت و اینکه آنها به کجا خواهند رفت.
خود یاد ناوری که چه کردند و چون شدندآن مادران و آن پدران قدیم ما
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که چگونه پدران و مادران قدیم ما با چه سختیهایی روبرو شدند و چه کارهایی انجام دادند.
شد عقل ما عقیم ز بس با تغافلیمفریاد ازبن تغافل و عقل عقیم ما
هوش مصنوعی: عقل ما به خاطر آن که از واقعیتها غافل هستیم، ناتوان و بیثمر شده است. از این غفلت و ناتوانی عقلمان باید فریاد بزنیم.
پندار کز تولد عقلست لامحالاین طرفه بنگرید به نفس لئیم ما
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زایش و پیدایش عقل امکانپذیر نیست. حالا به خودتان نگاه کنید و ببینید که چقدر نفس پست و زشتی دارید.
گر جنت و جحیم ندیدی ببین که هستشغل و فراغ جنت ما و جحیم ما
هوش مصنوعی: اگر به بهشت و دوزخ نرسیدهای، نگاهی به کار و سرگرمی ما بینداز که همان بهشت و دوزخ ماست.
ریحان روح ما چو فراغست و فارغیمشغولیست و شغل عذاب الیم ما
هوش مصنوعی: ریحان و گل خوشبو، نشاندهنده روح و نشاط ما هستند، اما در عین حال، در حالی که ما در حال استراحت و آرامشیم، مشغله و دردهای آزاردهندهای نیز همراه ماست.
سرگشته شد سنایی یارب تو رهنمایای رهنمای خلق و خدای علیم ما
هوش مصنوعی: سنایی در این بیت به حالت سردرگمی خود اشاره میکند و از خداوند میخواهد که او را هدایت کند. او از خدا به عنوان رهنمای مردم و دانای مطلق یاد میکند و به دنبال راهنمایی در مسیر زندگیاش است.
ما را اگر چه ذمیمست تو مگیریارب به فضل خویش به فعل ذمیم ما
هوش مصنوعی: خداوندا، اگرچه ما انسانهای بدی هستیم و کارهای زشت انجام میدهیم، لطف خود را از ما دریغ نکن و به خاطر اعمال ناپسند ما، ما را نزد خود نپذیر.
ظفر ظفر تو نیز مکن در عنای مرگبر قهر و رجم نفس ز دیو رجیم ما
هوش مصنوعی: هرگز به پیروزی خود مغرور نشو و در برابر مرگ از خشم و تندی نفس خود بپرهیز، زیرا ما در برابر دیو زشت و پلید به مصاف میرویم.