قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - این قصیدهٔ را امام علی بن هیصم در مدح سنایی گفته است
هوش مصنوعی: این شعر درباره بزرگترین فضائل و جمال معصومانه شخصی با نام سنایی است. شاعر به وصف عظمت و نورانیت اخلاقی او میپردازد و میگوید که اگرچه این شخص از خاک است، اما فضائل او از نور کلی نشات میگیرد. او انتقاد میکند از کسانی که عظمت و ارزش این شخصیت را نمیدانند و اینکه کلمات او سرشار از قوت و ثروت معنوی است. شاعر همچنین از فضل و دانایی این شخص در شهر هرات سخن میگوید و معتقد است که وجود او مظهر سعادت و الهام الهی است. در پایان، شاعر از عشق و وفای خود به این بزرگوار سخن میگوید و از خداوند برای او بقا و عزت میطلبد.
سنایی سنای خرد را سزاستجمالش جهان را جمال و بهاست
هوش مصنوعی: سنایی به خرد و دانایی ارج مینهد و زیبایی او را برتر از همه زیباییها میداند، چرا که جمال او به کل جهان جلوهی خاصی میبخشد و ارزش و بهای ویژهای دارد.
اگر شخصش از خاک دارد مزاجپس اخلاق او نور کلی چراست
هوش مصنوعی: اگر فردی از خاک و طبیعت مادی تشکیل شده باشد، پس ویژگیهای اخلاقی او میتواند از نور و رحمت الهی نشأت بگیرد.
چنو در بزرگان بزرگی که دیدچنو از عزیزان عزیزی کجاست
هوش مصنوعی: در میان بزرگانی که با عظمت و شکوه هستند چه نشانی وجود دارد، و از میان عزیزان و افراد گرامی، کجا میتوان یادی از آنها کرد؟
اگر خاطرش را به وقت سخنکسی عالم عقل خواند سزاست
هوش مصنوعی: اگر هنگام صحبت کسی به او اهمیت بدهد و به نظراتش توجه کند، سزاوار است که به عنوان یک فرد با فهم و عقل شناخته شود.
عجب زان که با او کند شاعرینداند که این رای محض خطاست
هوش مصنوعی: به تعجب میآید که شاعری که نمیداند چگونه باید با او رفتار کند، این گونه بیملاحظه به او میپردازد و این یک نظر کاملاً اشتباه است.
کجا نور باشد چه جای ظلامکجا ماه باشد چه جای سهاست
هوش مصنوعی: کجا نور وجود دارد، آنجا جایی برای تاریکی نیست و کجا ماه در آسمان است، آنجا جایی برای ستارهها نیست.
همه لفظ او قوت جانست و بسهمه شعر او فضل را کیمیاست
هوش مصنوعی: تمام سخنان او جانافزا و تنها به همین دلیل است و تمام اشعار او نشاندهندهی فضیلت و ارزشمند هستند.
ز انوارش امروز شهر هراتچو برج قمر پر شعاع و ضیاست
هوش مصنوعی: امروز شهر هرات به خاطر نورهایش، مانند ماه کامل و تابان است.
ز ازهار فضلش همین خطه رااگر مقعد صدق خوانم رواست
هوش مصنوعی: فضایل او را به قدری بزرگ میدانم که اگر این سرزمین را به عنوان نقطه حقیقت و صداقت بشناسم، منطقی خواهد بود.
بصورت بدیدم که وی را ز حقمددهای بیغایت و منتهاست
هوش مصنوعی: چهرهای را دیدم که از حق، کمکها و نعمات بیپایان و بینهایتی به او داده شده است.
مقدر چنین بود کاندر وجودز اعداد رفع نهایت خطاست
هوش مصنوعی: سرنوشت به گونهای رقم خورده است که در وجود، هرگاه به اعداد نظر میکنیم، بیانگر این است که رسیدن به پایان یا حد نهایی، خطا و غیرممکن است.
الا یا بزرگی که احوال توهمه بر سعادت کلی گواست
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، باید گفت که وضعیت و احوال تو همگی نشانهای از سعادت و خوشبختی همگانی است.
ترا ز ایزد پاک الهام صدقدر اقوال و افعال یکسر عطاست
هوش مصنوعی: خداوند پاک، الهام صدق در گفتار و کردار تو را به طور کامل به تو عطا کرده است.
اگر چند تقصیر من ظاهرستدلم بستهٔ بند مهر و وفاست
هوش مصنوعی: اگرچه من برخی اشتباهات و نقصها دارم، اما قلبم به محبت و وفاداری وابسته است.
چو جان و دل از مایهٔ اتصالمدد یافت رسم تکلف رواست
هوش مصنوعی: اگر جان و دل از منبع و پیوندی قوی یاری بگیرند، آنگاه برقراری رابطه و تلاش برای نزدیکتر شدن به یکدیگر قابل قبول است.
ثنای تو گویم بهر انجمننکوتر ز هرچیز مدح و ثناست
هوش مصنوعی: من به خاطر تو در جمع دوستان، به هر چیزی که شایسته تو باشد، ستایش و مدح میگویم.
همی تا کثافت بود خاک راهمی تا لطافت نصیب هواست
هوش مصنوعی: تا زمانی که زمین آلوده و کثیف است، هوا هم لطافتی نخواهد داشت.
بقا بادت اندر نعیم مقیمبقای تو عز و شرف را بقاست
هوش مصنوعی: حضور تو در خوشی و نعمت باقی باشد. ماندگاری تو به عزت و احترام وابسته است و همین ماندگاری باعث اعتبار تو خواهد بود.