قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در تزییفِ علمای دنیاجوی گفته شد
هوش مصنوعی: این شعر از سنایی به نقد دنیا و دلبستگیهای دنیوی میپردازد. شاعر از انسان میخواهد که از بند جسم و جان رها شود و به معنای عمیقتری در زندگی دست یابد. او به تذکر میدهد که هوی و هوس، حرص و کبر، انسان را در گناه و عذاب گرفتار میکند.
سنایی تأکید میکند که دین و علم واقعی نباید تحتالشعاع دنیا قرار گیرد و انسان باید از زیباییها و لذتهای زودگذر دنیا بگذرد تا به حقیقت و معرفت دست یابد. در نهایت، او به این نکته میرسد که عشق و معرفت حقیقی از پاکی دل و دوری از آتش هوی و هوس ناشی میشود و انسان با پیروی از این ارزشها میتواند از قیدهای دنیوی رها شود.
ای سنایی! ز جسم و جان تا چند؟برگذر زین دو بینوا در بند
هوش مصنوعی: ای سنایی! تا چه زمانی به جسم و جان اینطرف و آنطرف میروی؟ از این دو موجود بیچاره و در بند بگذر.
از پیِ چشمزخمِ خوشچشمیهر دو را خوش بسوز همچو سپند
هوش مصنوعی: به خاطر تأثیر نگاه زیبا و دلربای کسی، باید هر دو نفر را مانند آتش بسوزانی.
چه کنی تو ز آب و آتش یادچه کنی تو ز باد و خاک نَوَند
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که به یاد آب و آتش باشی یا به فکر باد و خاک؟
چه کنی بود خود که بود تو بودکه تو را در امید و بیم افکند
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که چه کار میتوانی بکنی، وقتی که خودت هم جزئی از شرایطی هستی که تو را در وضعیت امید و ترس قرار داده است. به عبارتی، انسان در بسیاری از مسائل زندگی تحت تأثیر عوامل و شرایطی است که خودش نیز در آن نقش دارد.
تا بُوی در نگارخانهٔ "کُن"نرهی هرگز از بیوس و بَسند
هوش مصنوعی: هرگز از بوی خوش دنیای عشق و زیبایی دور نشوید، زیرا این بویی است که همیشه شما را به یاد محبوبتان میاندازد و از تنهایی نجات میدهد.
چون گذشتی ز "کاف" و "نون" رستیاز قُلِ قاف و لامِ دانشمند
هوش مصنوعی: زمانی که از مرزهای محدود و مفاهیم ابتدایی عبور کنی، به آزادی و شناختی عمیقتر دست پیدا خواهی کرد که فراتر از دانستههای عادی است.
همه از حرص و شهوت من و تستعِلم و اِقرار و دعوی و سوگند
هوش مصنوعی: تمامی این چیزهایی که ما داریم، مثل علم، ادعا، سوگند و اقرار، به خاطر حرص و خواستههای من و توست.
از همه فقر رستی ار گردیهمچو لقمان به لقمهای خرسند
هوش مصنوعی: اگر مثل لقمان، به یک لقمه نان راضی باشی، از تمام فقرها و مشکلات رهایی مییابی.
نزد من، قبله دوست: عقل و هویهر چه زین هردو بگذری ترفند،
هوش مصنوعی: عقل و تمایلات شخصی، در نزد من، همیشه به سوی دوست من هدایت میشوند. هر چیزی که از این دو فراتر برود، فریب و نیرنگ است.
مَهبطِ این یکی نشیبِ نشیبمَصعدِ آن دگر بلندِ بلند
هوش مصنوعی: محل قرارگیری این یکی در پایینترین نقطه و مکان آن دیگری در بالاترین ارتفاع است.
مقصد ما چو اوست، پس در دینره چه هفتاد و دو، چه هفتصد و اند
هوش مصنوعی: هدف ما همان خداوند است، بنابراین در مسیر دین، چه هفتاد و دو فرقه، چه هفتصد و بیشتر، اهمیتی ندارد.
چو تو در مصحف از هوی نگرینقش قرآن تو را کند در بند،
هوش مصنوعی: زمانی که تو به دنیا و خواستههای خود نگاه میکنی، این نقش و نگار زندگیات ممکن است تو را به زنجیر کشد.
ور ز زردشت، بی هوی شنویزنده گرداندت، چو قرآن، زَند
هوش مصنوعی: اگر از زرتشت چیزی بشنوی، تو را زنده میکند، همانطور که قرآن انسان را زنده میسازد.
طمع و حرص و بخل و شهوت و خشمحسد و کبر و حِقدِ بَد پیوند
هوش مصنوعی: طمع، حرص، بخل، شهوت، خشم، حسد، کبر و کینه همه از ویژگیهای منفی و بد هستند که به هم مرتبط هستند و میتوانند به انسان آسیب برسانند.
هفت درْ دوزخند در تنِ توساخته نفسشان درو دربند،
هوش مصنوعی: هفت در بهشت هستند که در وجود تو ساخته شدهاند و نفسشان تو را در بند کرده است.
هین که در دست توست قفل امروزدرِ هر هفت محکم اندر بند
هوش مصنوعی: ببین که امروز کلید موفقیت و پیشرفت در دستان توست و تو میتوانی با آن، تمامی موانع و دشواریها را برطرف کنی. هر بند و محدودیتی که بر سر راهت وجود دارد، به راحتی قابل گشودن است.
همه ره آتش است، شاخزنانکه ابد بیخ آن نداند کَند
هوش مصنوعی: تمام راهها به آتش ختم میشود و هر کسی که سعی کند از آن دوری کند، نمیداند که در نهایت به کجا میرسد.
مِلکِ اویی از آن همیترسیتو شوی مالک ار پذیری پند
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی، میتوانی به ملک او دست پیدا کنی، اما اگر بخواهی که مالک شوی، باید به نصیحتها گوش فرا دهی.
آن نه بینی همی که مالک رانکند هیچ آتشیش گزند؟
هوش مصنوعی: آیا نمیبینی که مالک هیچوقت آسیب نمیبیند و هیچ آتش و خطری به او نمیرسد؟
دین به دنیا مده که هیچ هُمایندهد پر به پرنیان و پرند
هوش مصنوعی: به دنیا و امیال مادی خود توجه نکنید، زیرا در این دنیا چیزی ارزشمند و پایدار وجود ندارد که شما را به اوج برساند و به پرواز درآورد.
دین فروشی همی که تا سازیبارگی نقرهخِنْک و زین زرکَند
هوش مصنوعی: کسی که برای سود و منفعت خود دین را به فروش میگذارد و به خاطر پول، اصول و ارزشهای مذهبی را زیر پا میگذارد، در حقیقت بار سنگینی از مسئولیت را به دوش میکشد و از معنویات دور میشود.
خر چنان شد که در گرفتن اوساخت باید ز زلف حور کمند؟
هوش مصنوعی: خر به گونهای شده که برای به دام انداختن او، باید از زلف حوری کمند استفاده کرد؟
گویی: "از بهر حشمت عِلم استاینهمه طمطراق خِنک و سمند"
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که این همه خودنمایی و بزرگمنشی به خاطر مقام و علم است. خوشا به حال کسی که از علم و دانش برخوردار باشد.
عِلم ازین بارنامه مستغنی استتو برو بر بروت خویش مخند!
هوش مصنوعی: دانش و علم به این نامه نیازی ندارد، تو خود را از این حرفها آزاد کن و به خواستههای خودت توجه کن.
مهرهٔ گردنِ خرِ دجّالاز پی عِقد، بر مسیح مبند
هوش مصنوعی: اجازه نده که شیطانی همچون دجال، تو را به سمت مسیحیت بکشد، حتی اگر به جلوهای فریبنده و زیبا باشد.
از پی قوت و قوّتِ دلِ گرگجگر یوسفان عصر، مَرَند
هوش مصنوعی: به دنبال تامین قدرت و استحکام قلب و روحی از گرگهای جگرسوز و بیرحم در روزگار یوسفان به سر میبرند.
کفشِ عیسی مدُزد و از اطلسخرِ او را مساز پشماگند
هوش مصنوعی: این جمله به مفهوم این است که از چیزهای گرانبها و ارزشمند دیگران سوءاستفاده نکن و به حریم خصوصی و اموال مردم احترام بگذار. در واقع، به دنبال چیزی نباش که متعلق به دیگران است و خود را به دردسر نینداز.
شهوتت خوش همی نمایاندمِهرِ جاه و زر و زن و فرزند
هوش مصنوعی: تمایلات و خواستههای تو به زیبایی عشق به مقام، ثروت، زنان و فرزندان را نشان میدهد.
کی بود کاین نقاب بردارندتا بدانی تو طعم زهر از قند
هوش مصنوعی: چه کسی است که پرده را کنار بزند تا تو بفهمی طعم زهر چگونه است، در حالی که طعم قند را تجربه میکنی؟
چند ازین لاف و بارنامهٔ تو؟در چنین منزلی کثیف و نژند
هوش مصنوعی: چند تا از این ادعاها و نوشتههای تو ارزش دارند؟ در چنین مکان کثیف و بدبختی.
بارمایه گُزین که درگذرداین همه بارنامه روزی چند
هوش مصنوعی: انتخاب مرغوب را انجام بده، چرا که در گذر زمان، تمام این نوشتهها و اسناد نمیتوانند پایدار بمانند.