قصیدهٔ شمارهٔ ۷۳ - مناقشهٔ مرد دهری با بوحنیفه
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر به عظمت و مقام علمی امام ابو حنیفه میپردازد و او را به عنوان یک پیشوای بزرگ دین اسلام معرفی میکند. امام ابو حنیفه به عنوان کسی شناخته میشود که با علم و دانش خود، دین محمد (ص) را برای جامعه روشن کرده است. شاعر به جدلها و بحثهای میان ملحدان و مومنان اشاره میکند و با آوردن دلایلی منطقی، سعی در اثبات وجود خدا و قدرت او دارد.
شاعر به نقل قولهایی از امام علی (ع) و بحثهای او با مخالفان اشاره میکند و در نهایت به قدرت علم و عقل برای دفاع از دین اسلام تاکید میکند. در انتها، شاعر بر لزوم آگاهی و دفاع از دین تأکید میکند و از مخاطبان میخواهد که به دانش امامان و به ویژه ابو حنیفه احترام بگذارند و از او الگو بگیرند.
ای خردمند موحد پاک دین هوشیارا زامام دین حق یک حجت از من گوش دار
هوش مصنوعی: ای انسان باهوش و مؤمن، از امام دین حق، یک دلیل و نشانهای را که از من میشنوی، در نظر داشته باش و توجه کن.
آن امامی کو ز حجت بیخ بدعت را بکندنخل دین در بوستان علم زو آمد به بار
هوش مصنوعی: امامی که با دلایل و نشانههای خود، بدعتها را ریشهکن میکند و درخت دین را در باغ علم به ثمر میرساند، از اوست که به وجود آمده و به بار نشسته است.
آنک در پیش صحابان فضل او گفتی رسولتا قیامت داد علمش کار خلقان را قرار
هوش مصنوعی: در برابر دوستانش از علم و فضل او سخن گفتی که او مانند پیامبری است که تا قیامت دانشش موجب ساماندهی به کارهای مردم خواهد بود.
شمع جنت خواند عمر را نبی یکبار و بسبوحنیفه را چراغ امتان گفت او سه بار
هوش مصنوعی: عمر را پیامبر یک بار به عنوان شمع بهشت معرفی کرد، اما بوحنیفه سه بار او را چراغ امتها خطاب کرد.
گفت بوبکر: ای محمد زین دو فاضلتر کدام؟گفت: عمر آنکه دین حق بدو شد آشکار
هوش مصنوعی: بوبکر از محمد پرسید: ای محمد، از این دو کدامیک از آنها بیشتر فضیلت دارد؟ محمد پاسخ داد: عمر، زیرا دین حق به واسطه او نمایان شد.
چون پدید آمد به کوفه بوحنیفه تاج دینآنکه شد از علم او دین محمد آشکار
هوش مصنوعی: وقتی بوحنیفه در کوفه ظاهر شد، برای دین مانند تاجی بود که علم او موجب روشن شدن دین محمد شد.
گفت گردد امتم هفتاد و سه فرقت بهماهل جنت زان یکی و مرجع دیگر به نار
هوش مصنوعی: پیامبر فرمود که امت من به هفتاد و سه فرقه تقسیم خواهند شد. از این تعدد، تنها یک فرقه به بهشت میرود و دیگر فرقهها به آتش دوزخ خواهند رفت.
بوحنیفه سرور آن قوم اهل جنتستملحد اهل هوا از وی شود مقهور و خوار
هوش مصنوعی: ابوحنیفه، پیشوای آن گروه از اهل بهشت است، در حالی که ملحدان و کسانی که به دنبال هوسهای خود هستند، از او شکستخورده و در برابرش خوار و ذلیل میشوند.
معنی سه بار گفتن بوحنیفه را چراغماضی و مستقبل و حال از علومش در حجار
هوش مصنوعی: بوحنیفه سه بار بر اهمیت زمانها تأکید کرده است: گذشته، آینده و حال. او از دانش خود در زمینه زمانها صحبت میکند و آن را مانند چراغی میداند که مسیر را روشن میکند.
اینک رفت و اینکه آید و آنکه بیند روی اوهر سه را زو روشنایی هر سه را علمش حصار
هوش مصنوعی: در اینجا توضیح داده میشود که فردی رفت و ممکن است بازگردد، و کسی که روی او را میبیند، از نور او بهرهمند میشود. همچنین، علم و دانش او نیز مانند حفاظی برای هر سه نفر در نظر گرفته شده است.
دهریی آمد به نزدیک خلیفه ناگهانبغض دینی مبغضی شوخی پلیدی نابکار
هوش مصنوعی: یک فرد کافر به نزد خلیفه آمد و ناگهان در دلش حس بدی از دین ایجاد شد و جوکهای زشتی دربارهٔ آن مطرح کرد.
این چه بدست از شریعت بر تنت گفت ای امیریافتستی پادشاهی خوش خور و بی غم گذار
هوش مصنوعی: این چه حرفی است که از شریعت بر تنت میگوید، ای امیر؟ آیا خوشبختی و آرامش را در زندگی پادشاهی بدست آوردی؟ زندگی را شاد بگذران و از غم دور باش.
روزه و عقد و نکاح و دور بودن از مرادحج و غزو و عمره و این امرهای بی شمار
هوش مصنوعی: این خطوط اشاره به انجام عبادتها و مناسک دینی دارد که میتوان به روزه، ازدواج، و سفرهای مذهبی مانند حج و عمره اشاره کرد. همچنین به دور بودن از هدفها و آرزوهای انسانی در زندگی نیز پرداخته شده است. به طور کلی، در این متن از تنوع فراوانی از کارهای دینی و انسانی سخن میرود.
خویشتن رنجه چه داری چون به عالم ننگریتا بدانی کین قدیمست و ندارد کردگار
هوش مصنوعی: خود را ناراحت نکن، چون وقتی به دنیا نگاه کنی میفهمی که این مسائل قدیمیاند و خداوند هیچ تاثیری در آنها ندارد.
گفت رسم شرع و سنت جمله تزویر و ریاستسر به سر گیتی قدیمست و ندارد کردگار
هوش مصنوعی: میگوید که قانونها و آداب مذهبی به نوعی فریب و ریاست برای کنترل مردم است و این موضوع در تاریخ بشر همواره وجود داشته و خداوند نیز در این مورد تغییری ایجاد نکرده است.
آمدی تو بیخبر و ز خویش رفتی بی خبرنامد از رفته یکی از ما برفته صدهزار
هوش مصنوعی: تو بدون اینکه از حال و روز ما باخبر باشی آمدی و بدون اینکه از ما چیزی بفهمی رفتی. هیچ یک از ما هم در این میان هیچ خبری از همدیگر نداشتیم و مثل اینکه صدها نفر از ما از دنیا رفتهاند.
هست عالم چون چراگاهی و ما چون منزلیچون برفت این منزلی گیرد دگر کس مرغزار
هوش مصنوعی: این دنیا مثل یک چراگاه است و ما در آن مانند مسافران موقتی هستیم. زمانی که ما از اینجا میرویم، دیگران به جای ما در این زمین خواهند بود.
طبع و اخشیج هیولا را شناسیم اصل کونهر کرا این منکر آید عقل او گیرد غبار
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به بررسی طبیعت و ماهیت وجود میپردازد و اشاره میکند که اگر کسی نتواند با روح و جوهر اصلی جهان آشنا شود، عقل او ناتوان خواهد ماند و به مانند غباری در بیخبری خواهد بود. به این معنا که درک عمیق از واقعیت نیاز به شناخت صحیح از وجود و طبیعت دارد و بدون این شناخت، انسان نمیتواند به حقیقت دست یابد.
خانهای دیدم به یونان در حجر کرده به نقشصورت افلاک و تاریخ بنایش بر کنار
هوش مصنوعی: خانهای را در یونان مشاهده کردم که به زیبایی با تصویرهای آسمانی و نشانههای زمان تزیین شده بود و تاریخ ساخت آن در کنارش نوشته شده بود.
نسر واقع در حمل کنده که تاریخ این به دستکی بگوید این به دست کس شناسد این شمار
هوش مصنوعی: پرندهای که در آشیانهاش نشسته، از کجا میداند که چه زمانی تخمگذاری کرده است؟ تنها کسی که میتواند این را بفهمد، خود آن پرنده است.
کو منجم کو محاسب گو بیا معلوم کنابتدا پیدا کن و مر انتها را حجت آر
هوش مصنوعی: کیست آن منجم و حسابگر که بیاید و به ما نشان دهد این آغاز و پایان چیست؟ باید دلیل و برهان بیاورد.
آنکه گفت از گاه آدم پنج و پانصد بیش نیستنسر واقع در حمل چون کردهاند آنجا نگار
هوش مصنوعی: کسی که میگوید از زمان آدم تنها پنجصد سال گذشته، چگونه میتواند زیبایی را که در وجود یک نوزاد در حال رشد وجود دارد، درک کند؟
اینهمه زرق و فسونست و دروغ و شعبدهحیلت و نیرنگ داند این سخن را هوشیار
هوش مصنوعی: این همه فریب، دروغ و تظاهر است و کسی که هوشیار باشد، به خوبی میداند که پشت این حرفها چه پنهان است.
گفت امیرالمومنین ای مرد پر دعوی بباشتا بیاید آن امام راستین فخر دیار
هوش مصنوعی: امامالمؤمنین به مردی که ادعای زیادی دارد میگوید: صبر کن تا آن امام واقعی که مایه افتخار کشور است، ظهور کند.
گر بتابی روی از او گردی هزیمت از سخنبر سر دارت کنم تا از تو گیرند اعتبار
هوش مصنوعی: اگر از او روی برگردانی، به زودی شکست میخوری. من سخنانم را به تو میگویم تا از تو اعتبار بگیرند.
گر ز تو نعمان هزیمت گیرد و گردد خموشمعمتد گردی مرا و هم تو باشی میر و مار
هوش مصنوعی: اگر نعمان از تو شکست بخورد و ساکت شود، تو هم میتوانی مانند او باشی، در حالی که من و تو هر دو در برابر ناملایمات ایستادهایم.
چاکری را نامزد کرد او که نعمان را بخوانتا کند او این جدل در پیش تخت شهریار
هوش مصنوعی: او تصمیم گرفت که چاکری را نامزد کند و از نعمان بخواهد تا این جدل را در برابر شاه مطرح کند.
رفت قاصد چون بدید آن کان علم و فضل راگفت: آمد ملحدی در پیش خسرو بادسار
هوش مصنوعی: وقتی قاصد آن علم و فضل را دید، گفت: ملحدی در پیش پادشاه آمده است.
می چنین گوید که زرقست این مسلمانی و فنخود شریعت چون ردایی کش نه پودست و نه تار
هوش مصنوعی: این میگوید که این مسلمان بودن تنها ظاهری است و اگر به شریعتش نگاه کنیم، مانند ردایی است که نه بافت و نه رشتهای دارد. به عبارتی، عمق و حقیقتی در آن وجود ندارد و تنها یک نمای خارجی و بدون محتوا است.
گفت امیرالمومنین: تا حاضر آید پیش اودین ایزد را و شرع مصطفا را پشت و یار
هوش مصنوعی: امیرالمومنین فرمود: تا زمانی که دین خدا و قوانین پیامبر بر اساس حق و انصاف در برابر او قرار گیرد.
گفت قاصد را امام دین چو بگزارم نمازپیش میرالمومنین آیم ورا گو: چشم دار
هوش مصنوعی: فرستاده امام دین گفت: وقتی نماز را به جا آوردم و به پیشوای مؤمنان رسیدم، به او بگو: منتظر بمان.
تا نماز شما نامد بوحنیفه پیش شاهچیره گشته دهری آنجا شاه بد در انتظار
هوش مصنوعی: تا زمانی که نماز شما به پایان نرسد، بوحنیفه (یکی از شخصیتهای مهم اسلامی) در برابر شاه و زمانهای که به او سلطه دارد، حاضر نخواهد شد. آنجا هم شاه بدی منتظر است.
هر زمان گفتی به شه آن ملحد بطال شوم:می بترسد از من او زان شد نهان از اضطرار
هوش مصنوعی: هر وقت به شاه بگویی که من به بیدینی و بیعملی خواهم پرداخت، آن ملحد از من میترسد و به همین خاطر، از ترس مجبور میشود پنهان شود.
کیست در گیتی که یارد گفت با من زین سخنکیست در عالم که او از من ندارد الحذار
هوش مصنوعی: کیست در این دنیا که جرأت کند با من درباره این موضوع صحبت کند؟ و در کل عالم، آیا کسی هست که از من بر حذر باشد؟
گفت: شاها می بفرما تا بیارندم به پیشمطربان خوش لقای خوب روی نامدار
هوش مصنوعی: او گفت: ای شاه، دستور بده تا مرا به حضور هنرمندان خوشچهره و مشهور بیاورند.
آنک میدارند روزه گوید ار او راست مزدساغری میبایدم معشوق زیبا در کنار
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از این است که اگر روزهای باشد، او باید پاداشی را بپذیرد که به خاطر نوشیدن شراب از عشق معشوق زیبا است. به عبارت دیگر، در کنار محبوب، آنچه که از شیرینی و لذت میآید، ارزش بیشتری دارد.
او چه داند روزه و طاعات عید و حج و غزوعید او هر روز باشد روزه او را در چه کار
هوش مصنوعی: او چه میداند روزه، عبادات عید، حج و جنگ؛ عید واقعی او هر روز است و روزهاش در چه کارهایی است.
اندرین بودند ناگاهی درآمد مرد دینشاد گشت از وی خلیفه دهر یک درماندهوار
هوش مصنوعی: یک روز، ناگهان مردی دیندار در میان مردم ظاهر شد و خلیفهای که در آن زمان حکومت میکرد، از دیدن او خوشحال شد، زیرا او به نوعی در سختی و مشکلی به سر میبرد.
گفتش از خجلت که: ای نعمان چرا دیر آمدیداد نعمانش جوابی پر معانی مردوار
هوش مصنوعی: او از خجالت گفت: ای نعمان، چرا دیر آمدی؟ نعمان به او پاسخی داد که پر از معانی عمیق و مردانه بود.
گفت: حالی چو شنیدم امر شه برخاستمرخ نهادم سوی قصر و تخت شاه تاجدار
هوش مصنوعی: او گفت: وقتی که دستور پادشاه را شنیدم، برخواستم و روی خود را به سمت قصر و تخت پادشاه تاجدار کردم.
چون رسیدم بر کران دجله کشتی رفته بودبود نخلی منکر آنجا تختهایش بر قطار
هوش مصنوعی: وقتی به کناره دجله رسیدم، کشتی رفته بود و من در آنجا نخلهایی را دیدم که تختهایشان به صف ایستاده بود.
درهم آمد کشتئی شد درزهایش ناپدیداز سر نخل آمدش لیف و درو شد صد مرار
هوش مصنوعی: در هم تنیده شدن محصولات باعث شد تا شکافها و فاصلهها ناپدید شوند. از بالای نخل، برگهایی به سمت او آمد و او را به شکلهای مختلف درآورد.
حلقههای آهنین دیدم ز سنگ آمد بروناندر آمد دو مرار و کشتئی شد پایدار
هوش مصنوعی: دیدم که حلقههای آهنی از سنگ بیرون آمدهاند و دو بار وارد شدند و به طور پایدار کشتیده شدند.
کشتی آن گه پیش آمد من نشستم اندروآمد و بنشست آن گه بر کران جویبار
هوش مصنوعی: وقتی کشتی به سوی من نزدیک شد، من سوار شدم و او نیز در کنارم نشسته و سپس به کنارهی جویبار رسیدیم.
پیشم آمد تا بدو اندر نشستم دیر شدزین سبب تا خیرم افتاد ای پسر معذور دار
هوش مصنوعی: به نزد او رفتم و نشستم، اما به دلیل تأخیر، کار من به خوبی پیش نرفت. بنابراین، پسرم، مرا عذر بگذار.
گفت ملحد: شرم داری بو حنیفه زین دروغحجتی آورده ای کین کس ندارد استوار
هوش مصنوعی: میگوید ملحد: آیا از این دروغ شرم نمیکنی؟ که دلیلی که آوردهای، هیچ کس را محکم و ثابت نمیکند.
گفت آن گه بو حنیفه آن امام دین حقمر امیرالمومنین را که: ای امیر باوقار
هوش مصنوعی: آن وقت بو حنیفه، امام دین حق، به امیرالمؤمنین گفت: ای امیر باوقار.
خصم میگوید که صانع نیست عالم بد قدیماین ز طبعست و هیولا نیست این را کردگار
هوش مصنوعی: دشمن میگوید که این جهان قدیم و موجودات آن تنها ناشی از طبیعت و بدون وجود خالق است.
آن گهٔ منکر همی گردد که مصنوعات راصانعی باید مگر دیوانه است این گوش دار
هوش مصنوعی: زمانی که انکار کنندگان وجود خداوند و سازندهای برای جهان، بر این باورند که آثار و مصنوعات زندگی بدون وجود یک خالق خلق شدهاند، نشان از نادانی آنهاست. در واقع، این دیدگاه تنها از ذهنی ناآگاه برمیآید.
تختهای را منکری کت صانعی باید قدیممی نداری استوارم من روا دارم مدار
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که این شعر به نوعی به مسائل فلسفی و اخلاقی اشاره دارد. میتوان گفت که صحبت از این است که باید بر اصول قدیمی و استوار پایبند بود و حق را در مدار خود به رسمیت شناخت. این به نوعی نشان دهنده اهمیت استواری در اعتقادات و رفتارهاست و این که باید با رویکردی متعهدانه به زندگی و روابط خود ادامه دهیم.
ای سگ زندیق کافر خربط میشوم دونمی نبینی فوق و تحت و کوه و صحرا و بحار
هوش مصنوعی: ای موجود ناپاک و کافر، من چنان در روی زمین گم و نابود میشوم که تو نمیتوانی درک کنی. من در همه جا هستم، در دل کوهها، دشتها و دریاها.
گاه ابرو گه گشاده گاه خشک و گاه نمگاه برف و گاه باران گاه روشن گاه تار
هوش مصنوعی: گاهی ابروها در حالتهای مختلفی قرار میگیرند؛ بعضی وقتها باز و بعضی وقتها بسته هستند. گاهی هم خشک و گاهی مرطوباند. میتواند برف ببارد یا باران بیفتد، و همچنین گاهی هوا روشن است و گاهی تاریک.
می نبینی بر فلک این خسرو سیارگانماه و انجم را ازو روشن همی دارد چو نار
هوش مصنوعی: در آسمان، ماه و ستارهها به واسطهی نور او روشن میشوند. مانند اینکه یک آتش بزرگ، همهجا را روشن میکند.
هفت کوکب بر فلک گشته مبین در زمیندر ده و دو برج پیدا گشته در لیل و نهار
هوش مصنوعی: هفت سیاره در آسمان دیده میشوند، و در زمین نیز در دوازده برج مشخص شدهاند که در شب و روز قابل مشاهده هستند.
ماه در افزایش و نقصان و خود بر حال خویشسوی مصنوعات شو آن گه صنایع کن نظار
هوش مصنوعی: ماه همیشه در حال تغییر است و باید به حال خود توجه کنی. وقتی که به آثار و دستساختهایت نگاه کردی، آنگاه میتوانی هنر و صنایع و خلاقیت خود را به نمایش بگذاری.
ای سگ کافر به خود اندر نگه کن ساعتیتا ببینی قدرتش مومن شوی ای دلفگار
هوش مصنوعی: ای سگی که کافر هستی، لحظهای به خودت نگاه کن تا قدرت خداوند را ببینی و به ایمان درآیی. ای دلسپرده!
قدرت حق عجز تو بر رنگ مویت ظاهرستمی کند آزادی موی سیه کافوروار
هوش مصنوعی: قدرت الهی ناتوانی تو را در رنگ مویت نشان میدهد و باعث میشود که موی سیاه تو به رنگ کافور جلوه کند.
قطرهای آب آمد اندر کوزهای کش سرنگونصورتی زیبا پدید آورد از وی بیعوار
هوش مصنوعی: یک قطره آب درون کوزهای افتاد و باعث شد تا تصویری زیبا و بینقص شکل بگیرد.
آدمی در روشنایی صنعتش پیدا کندکار صانع بر خلاف این بود اندیشه دار
هوش مصنوعی: انسان با تواناییهای خود میتواند آثار خالق را ببیند، اما باید از القاهای نادرست دوری کند و به تفکر درست بپردازد.
در سه تاریکی نگارد صورتی چون آدمیآن گهٔ بر وی پدید آرد خط و زلف و عذار
هوش مصنوعی: در سه حالت تاریکی، صورتی شبیه به انسان نقش میبندد و سپس بر روی آن، خطوط و مو و چهرهای ظاهر میشود.
نطق گویایی و بینایی و سمع آرد پدیدهفت چشمه در بدستی استخوان باده بار
هوش مصنوعی: این مصراع به توصیف قدرتهای ادراکی انسان اشاره دارد. به نوعی میگوید که بیان روشن، دید و شنیدن، افکار و احساسات را در وجود انسان به وجود میآورند. همچنین به تأثیر عمیق این حسها بر وجود و احساسات انسانی اشاره میکند، بهگونهای که میتوانند به عمق روح و جان انسان نیز نفوذ کنند.
آب چشمت شور کرد و آب گوشت تلخ و خوارآب بینی منقبض و آب دهانت نوش بار
هوش مصنوعی: اشکهای چشمت شور شده و گوشتت تلخ و بد مزه است. بینیات بسته و دهانت مانند نوشیدنیست.
آب چشمت شور از آن آمد که به گنده شودگر نباشد تلخ زی وی راه یابد مور و مار
هوش مصنوعی: چشمانت از گریه شور و نمناک شده است چون اگر تلخ نباشد، مور و مار میتوانند به سادگی از آن عبور کنند.
در دهانت آب خوش آمد تا بدانی طعم چیستچند گویم زین دلایل کن برین بر اختصار
هوش مصنوعی: در دهان تو آب خوشمزهای است تا طعم آن را بچشی. چه بگویم از این دلایل؟ مختصر بگویم.
صانعی باید حکیم و قادر و قایم به ذاتتا پدید آید ز صنع وی بتان قندهار
هوش مصنوعی: برای اینکه موجودات زیبا و شگفت انگیز مانند بتهای قندهار خلق شوند، باید صانع (خالق) دارای حکمت، توانایی و وجود مستقل باشد.
طبع نادان کی پدید آرد حکیم و فیلسوفعقل از تو کی پذیرد این سخن را بر مدار
هوش مصنوعی: جایگاه فهم و دانش، تنها به افراد با خرد و دانا اختصاص دارد و انسانهای نادان قادر به تولید اندیشههای عمیق نیستند. به همین خاطر، نمیتوان انتظار داشت که عقلی سطحی بتواند از گفتارهای عمیق و فلسفی بهرهبرداری کند.
این مخالف طبعها با یکدگر چون ساختندآب و آتش خاک و باد ای ملحدک حجت بیار
هوش مصنوعی: این افراد که با طبع های متفاوتی دارند، چگونه میتوانند با یکدیگر همآهنگ شوند، مثل آب و آتش، خاک و باد. ای شخص بیدین، دلیل خود را بیاور.
آنچه میگوید بدیدم من به یونان خانهایاین چه حجت باشد آنجا صورتی کردست کار
هوش مصنوعی: من در یونان چیزی را دیدم که به نظر بیانگر واقعیتی است. حالا چه دلیلی دارد برای این که آنجا ما را به وجود چنین چیزی متهم کنند؟
رو بگو ایزد یکی قایم به ذات و لم یزلقادر معطی و دانا خالق بر و بحار
هوش مصنوعی: خداوندی وجود دارد که همیشه پایدار و بینهایت است، قادر و بخشنده، آگاه و خالق زمین و دریاها.
ما نبودیم او پدید آوردمان از چار طبعمحدث آمد چار طبع و چار فصل روزگار
هوش مصنوعی: ما در واقع وجود نداشتیم، او (خدا یا عالم هستی) ما را از چهار عنصر و طبیعت آفرید. به همین دلیل، چهار عنصر و چهار فصل در دنیای ما به وجود آمدهاند.
بگرو ای ملحد به قرآن «قل هوالله» یادگیرچند باشد بر سرت از جهل و کفر و شک فسار
هوش مصنوعی: ای ملحد، به قرآن توجه کن و آیه «بگو او خداست» را بیاموز. تا کی باید به خاطر جهل و کفر و تردید، بر سر خود فشار بیاوری؟
چون شنید این حجت از وی دهر یک خاموش گشتکرد هر یک خوار او را پس بکردندش به دار
هوش مصنوعی: وقتی دهر این دلیل را از او شنید، سکوت کرد و هر یک از مردم او را خوار شمردند و در نهایت او را به دار آویختند.
گفت نعمان ای خلیفه بعد ازین چونین مکنملحدان را پیش خود منشان ازین پس زینهار
هوش مصنوعی: نعمان به خلیفه گفت که از این پس چنین نکن و ملحدان را در حضور خودت راه نده. از این به بعد مراقب باش.
ابن عم مصطفایی تیغ ازو میراث تستمیزن اکنون بر سر ملحد چو حیدر ذوالفقار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که به فردی که از خانواده پیامبر و به خصوص از نسل اوست (ابن عم مصطفی به معنای پسرعمو یا فرزند عموی پیامبر) باید اجازه داده شود تا از قدرت و مقام خود بهرهمند شود. اکنون زمان آن فرا رسیده که همانند حضرت علی (که با نام حیدر نیز معروف است) با قدرت و دقت به مقابله با کافران و مخالفان بپردازد و از حق و حقیقت دفاع کند.
هر چه فرماید ترا قرآن و اخبار رسولاندر آن آویز ملحد را ز مجلس دور دار
هوش مصنوعی: هر چه در قرآن و احادیث پیامبر گفته شده، باید به آن عمل کنی و ملحدان را از جمع خود دور کن.
گفت: پذرفتم ز تو ای حجت دین خدایشاد باش ای بوحنیفه ای امام بردبار
هوش مصنوعی: گفت: من از تو قبول کردم ای نماینده دین خدا. خوشحال باش ای بوحنیفه، ای پیشوای صبور.
ای سنایی شکر این دانی که نتوانی گزارددین اسلام و امام عالم و پرهیزگار
هوش مصنوعی: ای سنایی، خوب میدانی که نمیتوان دین اسلام و امامان را نادیده گرفت و در برابر آنها سکوت کرد.
گر سنایی مستجب گردد به آتش بی گمانزین مناقب رسته گردد ای برادر گوش دار
هوش مصنوعی: اگر سنایی به خاطر ویژگیهایش در آتش بماند، مطمئناً از این مقامها و شایستگیها دور خواهد شد. بنابراین ای برادر، به این نکته توجه کن.