قصیدهٔ شمارهٔ ۷۵ - موعظه و نصیحت در اجتناب از زخارف دنیا
هوش مصنوعی: این شعر در وصف عاشقان و جستجوی حقیقت بیان شده و به بررسی احوالات انسانی و معنوی میپردازد. شاعر به عشق و محبت اشاره کرده و از دردها و رنجهای ناشی از وابستگی به دنیای مادی میگوید. او بیان میکند که عشق حقیقی میتواند انسان را از بند ظلمت و موانع دنیوی رهایی بخشد. همچنین، شاعر از ناپایداری دنیا و مال و ثروت صحبت کرده و تأکید میکند که خدای واقعی یگانه و قهار است. در نهایت، او مردم را به رهایی از وابستگیهای مادی و روی آوردن به عشق و خلوص دعوت کرده و اهمیت روحانی بودن را برجسته میسازد.
طلب ای عاشقان خوش رفتارطرب ای شاهدان شیرینکار
هوش مصنوعی: ای عاشقان، در جستجوی خوشی و شادمانی باشید؛ ای معشوقان، به زیباییها و لذتها توجه کنید.
تا کی از خانه هین ره صحراتا کی از کعبه هین در خمار
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی در خانه بمانی و از راه صحرا دوری کنی؟ تا کی از کعبه و مکانی مقدس دوری و در حال خواب و غفلت باشی؟
زین سپس دست ما و دامن دوستبعد از این گوش ما و حلقهٔ یار
هوش مصنوعی: از این پس ما در دست دوست خواهیم بود و دامن او را خواهیم گرفت، و گوش ما شنوندهٔ رازهای یار خواهد بود.
در جهان شاهدی و ما فارغدر قدح جرعهای و ما هشیار
هوش مصنوعی: در این جهان تو موجودی هستی که به نظاره نشستهای و ما غرق در نوشیدن یک جام هستیم و در حال هوشیاری به سر میبریم.
خیز تا ز آب روی بنشانیمگَرد این خاک تودهٔ غدار
هوش مصنوعی: بیا تا با آب صورت این خاک ناپاک را شسته و پاک کنیم.
پس به جاروب «لا» فرو روبیمکوکب از صحن گنبد دوار
منظور جاروب «لا» همان «لا اله الله» است که در واقع نشان توحید است و توحید را به یک جاروب تشبیه کرده که نفس را از هرآنچه غیر از خداست پاک می کند.
ترکتازی کنیم و درشکنیمنفس رنگی مزاج را بازار
هوش مصنوعی: بیایید با شور و شوق به فعالیت بپردازیم و تنوع انسانها را بهخوبی بشناسیم.
وز پی آنکه تا تمام شویمپای بر سر نهیم دایرهوار
هوش مصنوعی: برای آنکه به کمال برسیم، باید بر مشکلات و موانع غلبه کنیم و همچون دایرهای در حال چرخش به سمت جلو حرکت کنیم.
تا ز خود بشنود نه از من و تولمن الملک واحد القهار
هوش مصنوعی: تا زمانی که هر کسی تنها خود را بشناسد و از دیگران و افکارشان دوری کند، او به حقیقتی دست پیدا خواهد کرد که همگان در یک پادشاهی یگانه و قهار قرار دارند.
ای هواهای تو هوا انگیزوی خدایان تو خدای آزار
هوش مصنوعی: ای شوق تو همچون هوای دلانگیز، و ای معبود تو، خدای سختگیری و آزار.
قفس تنگ چرخ و طبع و حواسپر و بالت گسست از بن و بار
هوش مصنوعی: زندگی و دنیای مادی محدود و تنگ است و هرچه انسان تلاش کند، از آن گرفتار نمیتواند رها شود و نخواهد توانست پرواز کند و آزادی را تجربه کند.
گرت باید کزین قفس برهیباز ده وام هفت و پنج و چهار
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از این قفس رهایی یابی، باید وامهایی که بدهکار هستی را پرداخت کنی؛ و آنها هفت، پنج و چهار هستند.
آفرینش نثار فرق تواَندبَرْمَچین خون خسان ز راه نثار
هوش مصنوعی: آفرینش زیبایی و عظمت تو را به سرانگشتان هدیه کرده است و به خاطر تو، خون کسانی که در راه عشق قربانی شدهاند، نثار میشود.
چرخ و اجرام ساکنان تواَندتو از ایشان طمع مدار مدار
هوش مصنوعی: در اینجا به ما گفته میشود که اجرام آسمانی و سیارات، موجودات ساکن در عالم هستند و باید بدانیم که نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که از آنها چیزی به دست آوریم یا به نوعی به ما خدمت کنند. به عبارتی، باید از وابستگی به طبیعت و سرنوشتهای آن پرهیز کنیم.
حلقه در گوش چرخ و انجم کنتا دهندت به بندگی اقرار
هوش مصنوعی: گوشی به حلقهی دور زمین و ستارهها بسپار تا از تو پذیرش بندگی و اطاعت کنند.
ورنه بر چارسوی کون و فسادگاه بیمار بین و گه تیمار
هوش مصنوعی: در غیر این صورت، در تمام جهان و در میان مشکلات، گاهی بیمار را ببین و گاهی به او رسیدگی کن.
گاهت اندر مزارعت فکندجرم کیوان چو خوک در شدیار
هوش مصنوعی: گاهی در مزارع تو، لکهای مانند لکهی کیوان، مثل خوکی که در آنجا افتاده باشد، دیده میشود.
گه کند اورمزدت از سر زهدزین جهان سیر و زان جهان ناهار
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، اورمزد (خدا) تو را از زهد و رنج این جهان جدا میکند و به دنیایی دیگر میبرد که در آن آرامش و خوشی فراوان است.
گاه بَربَنددت به تهمت تیغدست بهرام چون قلم زنار
هوش مصنوعی: در برخی مواقع، به دلیل اتهاماتی که به تو وارد میشود، ممکن است احساس کنی که تحت فشار و سختی قرار داری، مانند بندهای که به خاطر اتهاماتی مجبور به تحمل سختی میشود. این وضعیت میتواند به اندازهای دشوار باشد که منظرهاش مثل زنجیری بر گردن تو حس شود.
گاه مهرت نماید از سر کینمر ترا در خیال زر عیار
هوش مصنوعی: گاهی عشق تو بر اثر کینه از دل من به تصویر زرین و باارزشی مینماید.
گاه ناهید لولی رعناکندت بادسار و باده گسار
هوش مصنوعی: گاهی بهاری از شادی و زیبایی تو را چون نیلوفر شاداب و سرزنده میکند، مانند وزش نسیمی ملایم و همراه با بادهگساری.
گه کند تیر چرخت از سر امنچون کمان گوشه کشته و زهوار
هوش مصنوعی: هر از چندی تیر سلاح تو به سوی هدف نشانه میگیرد و ناگهان از نقطهای امن به سمت او پرتاب میشود، مانند کماندار که تیر را از گوشهای آماده میکند.
گه کند ماه نقشت اندر دلدر خزر هندو در حبش بلغار
هوش مصنوعی: گاهی ماه، تصویر تو را در دل دریاهای خزر، هند، حبش و بلغار منعکس میکند.
گه ترا بَرکَند اثیر از توتا تهی زو شوی چو دود شرار
هوش مصنوعی: زمانی میآید که تو از همه چیز رها میشوی و مانند دود در هوا پخش میگردی، زمانی که اثرت از بین رفته باشد.
گاه بادت کند ز آز و نیازروح پر نار و روی چون گلنار
هوش مصنوعی: گاهی پیش میآید که نیازها و آرزوها، روح تو را به سوی ناراحتی و غم میکشاند، مانند حالتی که گلی سرخ در وضعیتی نگرانکننده قرار دارد.
گاه آب لئیم دون همتجاهل و کاهلت کند به بحار
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، آب ناپاک و بیارزش میتواند انسانهای کمهمت و نادان را به بزرگترین دریاها برساند، حتی اگر خودشان ندانند.
گاه خاک فسرده از تاثیربر تو ویران کند ده و آثار
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، خاک مرده و پژمرده میتواند بر تو اثر بگذارد و روستایی که در آن زندگی میکنی را ویران کند و نشانههایی از آن را باقی بگذارد.
با چنین چار پایبند بودسوی هفت آسمان شدن دشوار
هوش مصنوعی: با داشتن چنین زنجیرهایی، رسیدن به جایی بالاتر از این دنیا سخت و دشوار است.
چند از این آب و خاک و آتش و باداین دی و تیر و آن تموز و بهار
هوش مصنوعی: چند بار باید از عناصر طبیعت مثل آب، خاک، آتش و باد عبور کرد و به مدت زمانهایی مانند دی، تیر، تموز و بهار فکر کرد؟
بس که نامرد و خشک مغزت کردبوی کافور و مشک و لیل و نهار
هوش مصنوعی: تو چنان بیاحساس و سرد شدی که بویی از خوشی و لطافت زندگی به مشامت نمیرسد.
عمر امسال و پار ضایع کردهر که در بند یار ماند و دیار
هوش مصنوعی: هر کسی که در عشق و وابستگی به معشوق و وطن خود گرفتار مانده، وقت و عمر خود را در سالهای گذشته هدر داده است.
دولتی مردی ار نپریدهستمرغ امسالت از دریچهٔ پار
هوش مصنوعی: اگر مردی بخت و اقبال نداشته باشد، مانند پرندهای است که از دروازهی نوروزی پرواز نمیکند.
شیب گردی به لفظ تازی ریشقیر گردی به لفظ ترکی قار
هوش مصنوعی: اگر با زبان عربی سخن بگویی، مانند گردی که سیاه و تاریک است خواهی شد و اگر با زبان ترکی صحبت کنی، به شکل چیزی تلخ و ناپسند در خواهی آمد.
برگذر زین جهان غرچه فریبدرگذر زین رباط مردمخوار
هوش مصنوعی: از این دنیا بگذر، که فریب در آن کمین کرده و این دنیا، مکانی است که مردم را میدرد و میخورد.
کلبهای کاندرو نخواهی ماندسال عمرت چه ده چه صد چه هزار
هوش مصنوعی: در اینجا به ما میگوید که هیچ کس نمیتواند برای همیشه در زندگیاش باقی بماند. چه مقدار کوتاه یا بلند باشد، بالاخره همه ما روزی باید این دنیا را ترک کنیم. بنابراین، زندگی زودگذر است و نباید فراموش کنیم که در نهایت، مدت زمان زندگیمان مهم نیست بلکه کیفیت و معنا آن اهمیت دارد.
رخت برگیر ازین خراب که هستبام سوراخ و ابر طوفان بار
هوش مصنوعی: از این مکان ویران برو که سقفش شکاف دارد و باران طوفانی در حال باریدن است.
از ورای خرد مگوی سخنوز فرود فلک مجوی قرار
هوش مصنوعی: از فراتر از عقل و فهم خود چیزی نگو و به دنبال آرامش و قرار در چیزهای پست و پایین نباش.
خویشتن را به زیر پی بسپرچون سپردی به دست حق بسپار
هوش مصنوعی: خودت را به زیر پای خود بینداز و humble باش، چون توانستی خود را تسلیم حق کنی.
بود بگذار زان که در ره فقرتن حصارست و بود قفل حصار
هوش مصنوعی: اگر در راه فقر هستی، باید بدان که وجود یک حصار مانع است و درواقع قفل آن حصار نیز به همین منطور است.
نشود در گشاده تا تو به دمبر نیاری ز قفل و پره دمار
هوش مصنوعی: درها تا زمانی که تو قفل و زنجیر را باز نکنی، به رویت گشوده نمیشوند و به آزادی نخواهی رسید.
بود تو شرع بر تواند داشتزان که آن روشنست و بود تو تار
هوش مصنوعی: تو میتوانی بر اساس دستورات و قوانین زندگی کنی، چون آنها واضح و روشن هستند، اما تو نیز میتوانی در تاریکی و ناشناختهها باقی بمانی.
دین نیاید به دست تا بودتبر یمین و یسار یمین و یسار
هوش مصنوعی: دین به وسیله قدرت و ثروت به دست نمیآید؛ بلکه ارزشهای معنوی و اعتقادی مهمتر از دنیای مادی هستند.
نه فقیری چو دین به دنیا کردمر ترا پایمزد و دست افزار
هوش مصنوعی: هیچکس مانند دین دلبسته دنیا نمیشود، تو هم که در این دنیا به دست و پای خود مشغول هستی، در واقع به آنچه که داری وابستهای.
نه فقیهی چو حرص و شهوت کردمر ترا فرع جوی و اصل گذار
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند فقیهانی که به دنبال دنیا و خواستههای نفسانی هستند، به دانش و فهم خود بنازعند، تو باید از مسائل فرعین و جزئیات بگذری و به اصول و بنیادهای اساسی توجه کنی.
ره رها کردهای از آنی گمعز ندانستهای از آنی خوار
هوش مصنوعی: راه را ترک کردهای و به آنچه که نمیدانی دچار شدهای و از آن گرفته شدهای.
مُشک و پِشکت یکیست تا تو همیناک ده را ندانی از عطار
هوش مصنوعی: عطر و بوی خوش مشک و پشم یکسان است، اما تو که به درستی نمیدانی، این را از عطار متوجه نخواهی شد.
دل به صد پاره همچو ناری از آنکخلق را سر شمردهای چو انار
هوش مصنوعی: دل مانند اناری است که به صد تکه تقسیم شده و هر تکهاش نشاندهندهی درد و رنج من است. من به خاطر مردم و به خاطر شمارش آنها، دچارشدهام.
کار اگر رنگ و بوی دارد و بسحبذا چین و فرخا فرخار
هوش مصنوعی: اگر کار زیبایی و جذابیتی دارد، بسیار خوب است که چین و فرخا نیز در آن نقش داشته باشند.
دعوی دل مکن که جز غم حقنبود در حریم دل دَیّار
هوش مصنوعی: در دل خود ادعای عشق و محبت نکن، زیرا در آنجا فقط غم و اندوه وجود دارد و هیچ چیز دیگری نیست.
ده بود آن نه دل که اندر ویگاو و خر باشد و ضیاع و عقار
هوش مصنوعی: آن دل، دلِ واقعی نیست که در آن فقط مال و دارایی و اموال دنیوی مانند گاو و خر وجود داشته باشد.
نیست اندر نگارخانهٔ امرصورت و نقش مومن و کفار
هوش مصنوعی: در گالری وجود، هیچ تصویری از مؤمنان و کافران وجود ندارد.
زان که در قعر بحر الااللهلا نهنگیست کفر و دین اوبار
هوش مصنوعی: به این معناست که در عمق وجود خداوند، هیچ تفاوتی بین ایمان و کفر وجود ندارد. در واقع، همه چیز به یک حقیقت واحد برمیگردد و این تفکیکها در سطح ظاهری ایجاد میشوند.
چه رَوی با کلاه بر منبرچه شوی با زکام در گلزار
هوش مصنوعی: هر کسی در هر شرایطی میتواند بروز و زیبایی خاص خود را داشته باشد، چه آنکه در حالی که کلاهی بر سر دارد در جایی بالا نشسته باشد یا اینکه در میان طبیعتی زیبا و سرسبز در حال بیماری باشد.
تر مزاجی مگرد در سَقلابخشک مغزی مپوی در تاتار
هوش مصنوعی: در ازای تغییر در خلق و خوی خود، در جاهای خشک و بیاحساس نگرد. از جمعزدن با افرادی که انتظارات و انرژی منفی دارند، پرهیز کن.
خود کلاه و سرت حجاب تواَندچه فزایی تو بر کُله دستار
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که خود کلاه و سر تو یک پوشش (حجاب) برای تو هستند و چه نیازی به تزیین بیشتر بر سر خود داری؟
کله آنگه نهی که دَرفِتدتسنگ در کفش و کیک در شلوار
هوش مصنوعی: زمانی که در مشکل و گرفتاری قرار بگیری، معنی واقعی نیک و بد را متوجه میشوی.
علم کز تو ترا بنستاندجهل از آن علم به بود صد بار
هوش مصنوعی: اگر علمی که از تو به دست میآید به جهل منجر شود، بهتر است که صد بار از آن علم دوری کنیم.
آب حیوان چو شد گره در حلقزهر گشت ار چه بود نوش و گوار
هوش مصنوعی: زمانی که آب حیات به گلو گره میخورد، حتی اگر طعم آن شیرین و گوارا باشد، به زهر تبدیل میشود.
نه بدان لعنتست بر ابلیسکو نداند همی یمین ز یسار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که لعنتی که بر ابلیس فرستاده میشود به خاطر نادانی او است، زیرا او نمیداند که راست و چپ چیست. در واقع، این جمله میخواهد به نادانی و اشتباهات ابلیس اشاره کند و نشان میدهد که او از درک درست محروم است.
بل بدان لعنتست کاندر دینعلم داند به علم نکند کار
هوش مصنوعی: هر کس که در دین علم دارد اما از آن علم به درستی استفاده نمیکند و کار درست انجام نمیدهد، سزاوار لعن و نفرین است.
دوری از علم تا ز شهوت و خشمجانت پر پیکرست و پر پیکار
هوش مصنوعی: اگر از علم دور باشی، در دامن شهوت و خشم سیر خواهی کرد و این عوامل باعث میشوند که وجودت پر از تنش و درگیری شود.
نبرند از تو تشنگی و کننداین دهان گنده و آن جگر افگار
هوش مصنوعی: به تو آب نمیدهند و رنج تشنگی را از تو نمیگیرند، اما به جای آن، این دهان بزرگ و آن جگر خسته را درد میآورند.
تشنهٔ جاه و زر مباش که هستجاه و زر آب پارگین و بحار
تشنه مقام و زر مباش که جاه و زر، آب گنداب هستند و دریا.
کی درآید فرشته تا نکنیسگ ز در دور و صورت از دیوار
هوش مصنوعی: کی فرشتهای به درون میآید تا تو سگ را از در بیرون نکنی و صورتت را از دیوار برنگردانی؟
کی در احمد رسی در صدیقعنکبوتی تنیده بر در غار
هوش مصنوعی: چه زمانی به احمد خواهی رسید وقتی که صدیق به مانند عنکبوتی بر در غار تنیده شده است؟
پرده بردار تا فرود آیدهودج کبریا به صفهٔ بار
هوش مصنوعی: پرده را کنار بزن تا نشانههای عظمت و بزرگی به میدان بیایند.
با بخیلی مجوی ره که نبودهیچ دینار مالکی دیندار
هوش مصنوعی: به دنبال کسی که بخیل است نرو، زیرا هیچ富딩ارنیکو یا ثروتی که از روی ایمان به دست آمده باشد، در کار او نیست.
مالک دین نشد کسی که نشداز سر جود مالک دینار
هوش مصنوعی: هیچ کس مالک دین و ایمان نمیشود، مگر آن که با سخاوت و generosity، به مقام اشتراک در ثروت و نعمت برسد.
سرخرویی ز آب جوی مجویزان که زردند اهل دریا بار
هوش مصنوعی: در جستوجوی سرخی و زیبایی از آب جوی نباش، زیرا اهل دریا به دلایلی که به دریا مرتبط است، همیشه زرد و بیرنگند.
گرچه از مال و گندم و یونجههم خزینهت پُرست و هم انبار
هوش مصنوعی: اگرچه انبار تو پر از مال و گندم و یونجه است، اما خزانهات هم باید پر باشد.
بس تفاخر مکن که اندر حشرگندمت گژدمست و مالت مار
هوش مصنوعی: بس از خود بزرگنمایی نکن که در روز قیامت، در حالی که تو در مقابل خداوند قرار میگیری، آزارها و مشکلاتی که بر سر راهت بوده، تو را تحت فشار خواهد گذاشت و داراییهایت نیز برایت مشکلساز میشوند.
مال دادی به باد چون تو همیگل به گوهری خری و خر به خیار
هوش مصنوعی: مالی را که به باد دادی، به مانند این است که تو یک گل را فقط برای خرید یک گوهر میفروشی و در عوض، خر را با خیار معاوضه میکنی.
دولت آن را مدان که دادندتبیش از ابنای جنس استظهار
هوش مصنوعی: نعمت و ثروتی را که به تو دادهاند، ندان که از توان و صلاحیت خودت فراتر است، زیرا این امر به خودت مربوط نیست و باید به درستکاری و شایستگیهایت توجه کنی.
تا تو را یار دولتست نهایدر جهان خدای دولت یار
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو به یار و حامی خود اعتماد داری، در این دنیا خداوندی که بر تو مهر دارد، وجود ندارد.
چون ترا از تو پاک بستاننددولت آن دولتست و کار آن کار
هوش مصنوعی: هرگاه تو را از خودت رها کنند و از وابستگیهای دنیوی خالی کنند، آن زمان به حقیقت خوشبختی و سعادت دست خواهی یافت و کارهای تو به درستی خواهد بود.
چون دو گیتی دو نعل پای تو شدبر سر کوی هر دو را بگذار
هوش مصنوعی: زمانی که دو دنیا به پاهای تو تبدیل شود، در کوچهات هر دو را رها کن.
در طریق رسول دست آویزبر بساط خدای پای افشار
هوش مصنوعی: در راه پیامبر، دستت را بر فرش خدا بگذار و پاهای خود را بر آن قرار ده.
پاک شو بر سپهر همچو مسیحگشته از جان و عقل و تن بیزار
هوش مصنوعی: خود را از پلیدیها پاک کن و مانند مسیح به آسمان برخواهی خاست، در حالی که از جسم و عقل و زندگی مادی فاصله گرفتهای.
همچو نمرود قصد چرخ مکنبا دوتا کرکس و دوتا مردار
هوش مصنوعی: مانند نمرود تلاش نکن که به قدرت آسمانها دست یابی، زیرا فقط با دو لاشه و دو کرکس مواجه خواهی شد.
کز دو بالِ سریش کرده نشدهیچ طرار جعفر طیار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هیچ کس قادر نیست با دو بال خود، به جایگاه بلند و برجسته جعفر طیار برسد. جعفر طیار شخصیتی است که به خاطر شجاعت و مقامش در تاریخ شناخته شده است و در اینجا به نوعی استعدادها و قابلیتهای ویژه او اشاره شده است.
عقل در کوی عشق ره نَبُردتو از آن کور چشم چشم مدار
هوش مصنوعی: عقل در مکان عشق نمیتواند راهی پیدا کند، بنابراین از آنجا که تو خود نمیتوانی ببینی، به چشمدوختن و انتظار نداشته باش.
کاندر اقلیم عشق بیکارندعقلهای تهی رو پر کار
هوش مصنوعی: در سرزمین عشق، عقلهای بدون اندیشه و خالی از محتوا، مشغول به کار و فعالیت هستند.
کی توان گفت سرّ عشق به عقلکی توان سفت سنگ خاره به خار
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند درباره عشق با عقل سخن بگوید، همانطور که نمیتوان سنگ سخت را به یک خاروخس ایجاد کرد.
گر نخواهی که بر تو خندد خلقنقد خوارزم در عراق میار
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی دیگران به تو بخندند، به عراق نرو و از آنجا ارزشها و قدرت خود را به رخ نکش.
راه توحید را به عقل مپویدیدهٔ روح را به خار مخار
هوش مصنوعی: در مسیر شناخت خداوند، تنها بر عقل تکیه نکن. باید از چشم دل و روح خود بهره ببری و از موانع و محدودیتهای ظاهری فراتر روی.
زان که کردهست قهر الااللهعقل را بر دو شاخ لا بردار
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه خداوند غضب کرده، عقل را بر دو راهی قرار دادهاند، بنابراین آن را کنار بگذار.
به خدای ار کسی تواند بودبیخدا از خدای برخوردار
هوش مصنوعی: اگر کسی بتواند بدون خدا زندگی کند، در واقع از نعمتهای الهی بینصیب نخواهد ماند.
هرکه از چوب مرکبی سازدمرکب آسودهدان و مانده سوار
هوش مصنوعی: هر کسی که از چوب مرکب بسازد، او را فردی خویشفرمای بسیار آسا و سوارکاری زبده و با تجربه در نظر بگیر.
نشود دل چو تیر تا نشویبیزبان چون دهانهٔ سوفار
هوش مصنوعی: دل مانند تیر نشود، مگر اینکه بیزبان و خاموش شود، همانطور که دهانهٔ سوفار (ساز) ساکت است.
تا زبانت خَمُش نشد از قولندهد بار نطقت ایزد بار
هوش مصنوعی: تا زمانی که زبانت خاموش نشده، به کسی قول نده و از ایزد بخواه که بر تو دشواری سخن گفتن نگذارد.
تا ز اول خَمُش نشد مریمدر نیامد مسیح در گفتار
هوش مصنوعی: از ابتدا که مریم ساکت بود، مسیح در سخن نیامد.
گرت باید که مرکزی گردیزیر این چرخ دایره کردار
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در زندگی به مرکز توجه و اعتبار برسی، باید زیر این چرخ دایرهای که نشانهی سرنوشت و کار توست، تلاش کنی و فعالیت داشته باشی.
پای برجای باش و سر گردانچون سکون و تحرک پرگار
بر پای استوار باش، در سر هوشیار! مانند پرگار که تکیه دارد و در حرکت است.
در هوای زمانه مرغی نیستچمن عشق را چو بوتیمار
هوش مصنوعی: در این روزگار، هیچ کسی در چمنزار عشق مانند پرندهای خوشنسیم و آزاد وجود ندارد.
زو کس آواز او بنشنودیگر نبودی میان تهی مزمار
هوش مصنوعی: اگر صدای او را از کسی نمیشنیدی، بیشک میدیدی که آن لولهی توخالی فقط یک ساز بیصداست.
قاید و سایق صراطاللهبه ز قرآن مدان و به ز اخبار
هوش مصنوعی: رهبری و راهنمایی در مسیر الهی را بالاتر از قرآن و اخبار ندان.
جز به دست و دل محمد نیستحل و عقد خزانهٔ اسرار
هوش مصنوعی: فقط محمد است که میتواند گرهگشایی و تصمیمگیری در مورد رازهای پنهان را انجام دهد.
چون دلت بر ز نور احمد بودبه یقین دان که ایمنی از نار
هوش مصنوعی: اگر دلت مملو از نور و محبت پیامبر احمد باشد، به یقین بدان که از آتش عذاب ایمن هستی.
خود به صورت نگر که آمنه بودصدف در احمد مختار
هوش مصنوعی: به خود نگاه کن که آمینه (مادر پیامبر) مانند صدفی است در وجود احمد مختار (پیامبر اسلام).
ای به دیدار فتنه چون طاووسوی به گفتار غره چون کفتار
هوش مصنوعی: تو مانند طاووس زیبا و فریبندهای که با زیباییاش توجهها را جلب میکند، ولی در سخن گفتن مانند کفتاری هستی که خودخواهانه و مغرورانه صحبت میکند.
عالمت غافلست و تو غافلخفته را خفته کی کند بیدار
هوش مصنوعی: عالم تو در حالتی است که غافل است و کسی که خود در خواب است، نمیتواند کسی دیگر را بیدار کند.
همه زنهار خوار دین تواَنددین به زنهارشان مده زنهار
هوش مصنوعی: همه کسانی که به تو پناه آوردهاند، در واقع به دین تو احترام نمیگذارند. بنابراین، به آنها به عنوان پناهدهی اعتماد نکن.
غول باشد نه عالم آنکه ازوبشنوی گفت و نشنوی کردار
هوش مصنوعی: کسی که فقط از علم و گفتار دیگران باخبر است، ولی از رفتار و اقدامات آنها بیخبر است، در واقع به اندازه یک غول نادان است و نمیتواند دانشمند واقعی به حساب آید.
بر خود، آن را که پادشاهی نیستبر گیاهیش پادشا مشمار
هوش مصنوعی: به کسی که پادشاهی ندارد، لقب پادشاه ندهید؛ او همانند گیاه بیخاصیت است.
افسری کآن نه دین نهد بر سرخواهَش افسر شمار و خواه افسار
هوش مصنوعی: به خودت مسلط باش و اجازه نده که خواستههایت تو را کنترل کنند. سعی کن بر احساسات و آرزوهایت فرمانروایی کنی، چه به شکل آزادی و چه به شکل محدودیت.
باش وقت معاشرت با خلقهمچو عفو خدای پذرفتار
هوش مصنوعی: در هنگام برقراری ارتباط با مردم، باید مثل عفو خداوند، بخشنده و مهربان باشی.
هر چه نز راه دین خوری و بریدر شمارت کنند روز شمار
هوش مصنوعی: هر چیزی که از مسیر دین انجام دهی و از آن فاصله بگیری، در شمارش روزها تأثیرگذار خواهد بود.
بره و مرغ را بدان ره کشکه به انسان رسند در مقدار
هوش مصنوعی: گوسفند و مرغ را در مسیری هدایت کن که به انسانها برسند و با آنها همجوار شوند.
جز بدین ظلم باشد ار بکُشدبینمازی مسبحی را زار
هوش مصنوعی: به جز این ظلم، اگر کسی بدون نماز، عبادتکنندهای را به ظلم و ستم بکشد، زار و نالان خواهد بود.
نکند عشق، نفسِ زنده قبولنکند باز، موشِ مرده شکار
هوش مصنوعی: مبادا عشق، زندگی و جان تازهای را نپذیرد و دوباره به دنبال چیز بیفایدهای باشد که به پایان رسیده است.
راه عشاق کهسپرد عاشقآه بیمار کهشنود بیمار
هوش مصنوعی: در مسیر عاشقان، عشق به شدت احساس میشود و دلهای بیمار به دردی مشترک دچار میگردند.
از ره ذوق عشق بشناسیآه موسا ز راه موسیقار
هوش مصنوعی: اگر با عشق و احساس عمیق آشنا باشی، میتوانی تن صدا و گریه موسی را از زبان نوازنده آن بشنوی.
بیخ کآنرا نشاند خرسندیشاخ او بینیاز آرد بار
هوش مصنوعی: برخورداری از آرامش و رضایت، انسان را از نیازهای بیمورد بینیاز میکند و زندگی او را خوشبخت میسازد.
عاشقان را ز عشق نبود رنجدیدگان را ز نور نبود نار
هوش مصنوعی: عاشقان از عشق هیچ دردی نمیکشند، مانند اینکه چشمانشان از نور آسیب نمیبینند.
جان عاشق نترسد از شمشیرمرغ محبوس نشکهد ز اشجار
هوش مصنوعی: جان عاشق از خطرات و مشکلات نمیترسد، مانند پرندهای که در قفس است و از درختان نمیهراسد.
زان که بر دست عشق بازانندملکالموت گشته در منقار
هوش مصنوعی: چون عشق در دل عاشقان نمایان است، مرگ در چنگ آنها به حالتی دیگر درآمده است.
گر شعار تو شعر آمده شرعچه کنی صبح کاذب اشعار
هوش مصنوعی: اگر شعار تو به شعر تبدیل شده باشد، پس با عمل خود، صبح نادرست و فریبنده اشعار را زیر پا میگذاری.
روی بنمود صبح صادق شرعخاک زن بر جمال شعر و شعار
هوش مصنوعی: صبح صادق با روشنی و وضوح خود، نمایانگر حقیقت و اصالت است و به زیبایی شعر و پیامهای آن جلوه میبخشد.
بر سر دار دان سر سرهنگدر بن چاه بین تن بندار
هوش مصنوعی: در کنار دار، سر سرهنگ را ببین که در ته چاه، تن او به بند درآمده است.
تا نه بس روزگار خواهی دیدهم سپه مرده هم سپهسالار
هوش مصنوعی: هرگز فراموش نکن که در این دنیا، هم افراد عادی و هم بزرگترین رهبران و فرماندهان ممکن است با یکدیگر به پایان برسند و در نهایت، همه تحت تأثیر شرایط زمان قرار میگیرند.
وارهان خویش را که وارستهستخر وحشی ز نشتر بیطار
هوش مصنوعی: کسی که آزاد و رها شده است، خود را از بندها رهانیده است، مانند اسب وحشی که از تیغ جراح دوری میکند.
هیچ بیچشم دیدی از سر عشقطالب شمع زیر و آینه دار
هوش مصنوعی: آیا تا به حال کسی را دیدهای که به خاطر عشق، شمع را زیر آینه بگذارد و تماشا کند؟
بهر مشتی مُهَوَّس رعنارنج بر جان و دین و دل مگمار
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن دلبر زیبا، زحمت و درد را بر جان و دین و دل خود نگذار.
ای توانگر به کنج خرسندیزین بخیلان کنارهگیر کنار
هوش مصنوعی: ای ثروتمند، در گوشهای از خوشی و رضا زندگی کن و از دور و بر افراد بخیل و خودخواه دوری کن.
یک زمان زین خسان ناموزوناز پی سَختن تو با معیار
هوش مصنوعی: در زمانی از این افراد بیتناسب، به دنبال تو میگشتیم تا براساس ملاکهای تو به سختی تلاش کنیم.
ریش و دامن به دستشان چه دهیچون نهای خصم و نه پذیرفتار
هوش مصنوعی: به آنهایی که در دستشان ریش و دامن دارند، چه چیزی میتوانی بدهی وقتی که نه دشمنی و نه طرد شدنی هستی؟
خواجگان بودهاند پیش از مادر عطا سخت مهر و سست مهار
هوش مصنوعی: در گذشته، بزرگان و افراد با مقام و ثروت پیش از ما به شدت سخاوتمند و بخشنده بودند، اما در عین حال کنترل و مدیریت ضعیفی بر اعمال خود داشتند.
این نجیبان وقت ما همه بازراح خوارند مستراح انبار
هوش مصنوعی: این افراد برجسته در زمان ما، همگی در حال حركت به سمت افلاس و ذلت هستند و وضیعتشان بهگونهای است که به پناهگاهی برای معایب و نقصها تبدیل شدهاند.
جمله از بخل و مُبْخِلی سرمستهمه از شر و ناکسی هشیار
هوش مصنوعی: همه به خاطر خساست و بخیل بودن سرگرم هستند، اما از شر و بدی کسی که دستش از خوبیها کوتاه است، بیدار و آگاهاند.
ای سنایی ازین سگان بگریزگوشهای گیر ازین جهان هموار
هوش مصنوعی: ای سنایی، از این افراد پست دوری کن و جای خلوتی پیدا کن؛ از این دنیای هموار و ساده فاصله بگیر.
زین چنین خواجگان بی معنیردّ افلاک و گفت بیکردار
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم این است که برخی از افراد پر ادعا و بیعمل، از خودشان اهمیت و بزرگی نشان میدهند، در حالی که در واقعیت هیچ کارکرد معناداری ندارند و تنها در فضایی پر از شعار و کلام به سر میبرند.
دامن عافیت بگیر و بپوشمر گریبان آز را رخسار
هوش مصنوعی: از مشکلات و آزمایشات زندگی دوری کن و خود را در پوششی از آرامش قرار بده، تا زیباییات حفظ شود.
میوهای کان به تیر ماه رسدچه طمع داری از مه آزار
هوش مصنوعی: چه انتظاری میتوانی از میوهای داشته باشی که در تیرماه میرسد، وقتی که ماه به شدت ناراحت و آزاردهنده است؟
دل ازینان ببر که بی دریانکشد بار گیر چوبین بار
هوش مصنوعی: دل از کسانی که بیدرد و بیاحساس هستند ببر، زیرا آنها قادر به تحمل سختیها و فشارها نیستند.
همچنین در سرای حکمت و شرعآدمی سیر باش و مردم سار
هوش مصنوعی: در مسیر علم و دین پیش برو و با مردم خوب و صالح معاشرت کن.
هان و هان تا ترا چو خود نکنندمشتی ابلیس ریزهٔ طرار
هوش مصنوعی: بیدار باش! مبادا که تو را مانند یک تکه کوچک از شیطانی درآورند.
چون تو از خمر هیچ کس نخوریکی ترا درد سر دهد خمار
هوش مصنوعی: وقتی تو از شراب هیچ کس نخوردهای، پس هیچکس نمیتواند برایت مشکلی ایجاد کند.
طیرهٔ چون گردی و فسرده و کجطیره از طیر گرد و از طیار
هوش مصنوعی: پرندهای همچون گرد و غبار، پژمرده و کجومعوج است، که از میان پرندگان گرد به وجود آمده و از پروازکنندگان افتاده است.
نشود شسته جز به بیطمعینقشهای گشاد نامهٔ عار
هوش مصنوعی: صرفاً با بیطمعی میتوان ردپاها و نشانههایی را که در زندگی به جا مانده است پاک کرد.
ملک دنیا مجوی و حکمت جویزان که این اندکست و آن بسیار
هوش مصنوعی: دنیا و مقام سلطنت را دنبال نکن و به دنبال حکمت و دانش باش، زیرا دنیا بسیار ناچیز است، در حالی که حکمت بسیار ارزشمند و گرانبهاست.
خدمتی کز تو در وجود آمدهم ثناگوی و هم گنه پندار
هوش مصنوعی: هر کاری که تو انجام دادی، در واقع خدمت و ارزشمندی است، و همواره باید ستایش شود، حتی اگر در نظر بگیریم که ممکن است اشتباهی هم در آن باشد.
در طریقت همین دو باید ورداول الحمد و آخر استغفار
هوش مصنوعی: در مسیر سلوک، دو جمله مهم وجود دارد: ابتدا باید حمد و سپاس خداوند را گفت و در پایان نیز از او طلب آمرزش کرد.
گر سنایی ز یار ناهموارگلهای کرد ازو شگفت مدار
هوش مصنوعی: اگر سنایی از یار خود شکایت کرده، نباید تعجب کنی.
آبرا بین که چون همی نالدهردم از همنشین ناهموار
هوش مصنوعی: ببین که چگونه همیشه از رفیق نادرست و ناهمپیمان ناله میکند.
بر زمین مست همچو من بنشینتا سمایی شوی سنایی وار
هوش مصنوعی: بر زمین بنشین و با حالتی سرمست و شاداب مثل من باش تا بتوانی به عوالم بالا و معنوی دست پیدا کنی، مانند سنایی که در اشعارش به این موضوع اشاره کرده است.