قصیدهٔ شمارهٔ ۷۸ - در مدح خواجه ابو نصر منصور سعید
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به زیباییهای بهار و طبیعت و همچنین به سخاوت و فضائل شخصی به نام منصور بن سعید اشاره دارد. شاعر از شکوفایی گلها و سرسبزی دشتها در این فصل صحبت میکند و تأثیر این زیباییها را بر انسانها و روحیه آنها میستاید.
در بخشی از شعر، شاعر به خوبی و بزرگواری منصور که به خاطر علم و کرامتش مشهور است، اشاره میکند و او را به عنوان مرکزی برای زندگی و نابودی مرگ معرفی میکند. همچنین شاعر بر این نکته تأکید دارد که اگر بذر علم و فضیلت در دلها بکاریم، به روزی به شکوفایی و رشد میرسیم.
به طور کلی، این شعر همزمان با وصف طبیعت به تحسین شخصیتی بزرگ میپردازد که به مردم کمک میکند و با علم و سخاوت خود زندگیها را متحول میسازد.
تا چرخ برگشاد گریبان نوبهاراز لاله بست دامن کهپایهها ازار
هوش مصنوعی: تا زمانی که زمین و آسمان به روی بهار باز شد، لالهها دامن خود را به نشانه شکوفایی و زیبایی گشودند و گلها خود را به نمایش گذاشتند.
چونان نمود کل اثیری اثر به کوهکاجزای او گرفت همه طرف جویبار
هوش مصنوعی: در این بیت به تصویر زیبایی از طبیعت اشاره شده است. به طور کلی، این جمله به ما میگوید که اثر زیبای کوه به گونهای است که تمام اطراف آن جویبارهایی جاری شدهاند. این جویبارها تحت تأثیر زیبایی و بزرگی کوه قرار گرفتهاند و نشاندهنده هماهنگی و ارتباط میان عناصر طبیعی هستند.
از اعتدال و تقویت طبع او ز خاکصد برگ گل بزاد ز یک نوک تیز خار
هوش مصنوعی: با توجه به تعادل و تقویت ذات او، از زمین صد گل بهوجود آمد که همه از یک خاری با نوک تیز رشد کردهاند.
اکنون که پر ز برگ زمرد شد از صباشاخی که بد چو هیکل افعی تهی ز بار
هوش مصنوعی: حالا که شاخهای از نسیم بهاری پر از برگهای سبز و درخشان شده است، مانند هیکلی خالی از بار و سنگینی به نظر میرسد.
زان میکفد ز دیدن او دیدههای شاخکز خاصیت کفد ز زمرد دو چشم مار
هوش مصنوعی: به خاطر دیدن او، چشمانم مانند شاخی که از خاصیت زمرد نرم شده است، اشک میریزد.
از هجر نالش آرد بس بلبل از درختبا وصل گل برو چکند نالههای زار
هوش مصنوعی: بلبلی که از دوری معشوق ناله میکند، درخت را صدا میزند و وقتی به گل میرسد، نالههای غمانگیز خود را به گوش او میرساند.
زاید همی هوا به لطافت ز سعی چرخآن قوتی که داد عناصر به کوهسار
هوش مصنوعی: هوا به لطافت افزایش مییابد، به دلیل تلاشی که آسمان انجام میدهد، همان نیرویی که عناصر به کوهها عطا کردهاند.
با آفتاب اگر بنتابد بروز نجمبیواسطه اگرچه نپاید بر آب نار
هوش مصنوعی: اگر آفتاب بتابد، نور ستاره ها به طور مستقیم قابل مشاهده است، هرچند که این نور بر روی آب نمیماند و پایدار نیست.
گر به سما بهشت نهانست تا به حشربی حشر چونکه کرد زمینش پس آشکار
هوش مصنوعی: اگر بهشت در آسمان پنهان است، تا روز قیامت و پس از آن، زمینش را چه کسی آشکار میکند؟
بر دشت و باغ چیست پس از یاسمین و گلگردون پر ستاره و دریای پر شرار
هوش مصنوعی: در دشت و باغ، بعد از یاسمین و گل، چه چیزی وجود دارد که به زیبایی ستارههای درخشان در آسمان و دریاهای پر از هیجان و شور اشاره کند؟
گلزار بین سبزه پر از آب نارگونکهسار بین ز لاله پر از نار آبدار
هوش مصنوعی: در باغی پر از گلهای زیبا، جوی آبی به رنگ سرخ دیده میشود و در دامنه کوه، لالههایی وجود دارند که از شیره شیرین و قرمز پر شدهاند.
بر شبه چنگ باز سر غنچههای گلبر شکل پای شیر شده پنجهٔ چنار
هوش مصنوعی: بر روی شب مانند چنگ، سر غنچههای گل به شکلی شبیه پای شیر، پنجههای چنار برافراشته شده است.
گر دشت خرمست چرا گرید از فرازاین پردهٔ کثیف لطیف اصل تند بار
هوش مصنوعی: اگر دشت سرسبز و خرم است، پس چرا از بالای این پردهٔ کثیف و نازک، باران تند میبارد؟
زینجا نفیر ریزد ز آنجا نوای نایزینجا خروش عاشق و ز آنجا نشاط یار
هوش مصنوعی: از اینجا صدایی همچون فریاد بلند میشود و از آن سو نغمهای زیبا به گوش میرسد. در اینجا شور و هیجان عاشق را میتوان دید و از آن سوی، نشاط و شادی محبوب احساس میشود.
خلقی پر از نشاط ز دشتی تهی ز برفطبعی تهی ز غم ز درختان پر ز بار
هوش مصنوعی: مردمی شاداب و سرزنده در دشتهایی سرسبز و بدون برف، با روحی آزاد و بی غم، و درختانی پر میوه و بارور زندگی میکنند.
آن لاله فام بادهخوران زیر شاخ گلو آن گلرخان نشاط کنان گرد لالهزار
هوش مصنوعی: در زیر درخت گل، بادهنوشان با چهرههای گلگون در کنار لالهزار، شاداب و خوشحال حضور دارند.
بیخ زمین چو افسر شاهان پر از گهرشاخ شجر چون گوش عروسان ز گوشوار
هوش مصنوعی: به معنای این بیت میتوان گفت: ریشههای زمین مانند تاجی بر سر شاهان پر از جواهر است و شاخههای درختان مانند گوشوارههایی هستند که به گوش عروسان آویزان شدهاند.
بر هر طرف بهشتی در هر بهشت حوربر هر چمن کناری و در هر کنار یار
هوش مصنوعی: در هر سو بهشتی وجود دارد و در هر بهشت، حوریهایی حاضر هستند. در هر چمن زار، زیبایی و در هر گوشه، معشوقی انتظار میکشد.
مرغی بهر درخت و چراغی بهر چمنشاهی بهر طریق و عروسی بهر کنار
هوش مصنوعی: هر پرندهای برای درختی، هر چراغی برای چمنی، هر پادشاهی برای مسیری و هر عروسی برای جایی مناسب است.
گرچه ز هر درخت خوشی دید هر دماغورچه درین بهار بها یافت هر دیار
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در هر درخت، خوشی و شادی وجود دارد و هر منطقه در این بهار، ارزش و زیبایی خاصی پیدا کرده است.
لیک از بهار خرمیی نیستی به طبعچون خلق و طبع خواجه اگر نیستی بهار
هوش مصنوعی: اما تو همچون بهار نیستی که زندگی و شادابی بیاوری، چون خلق و خوی خواجه. اگر تو بهار نیستی، پس چه فایدهای دارد؟
منصوربن سعیدبن احمد که از کرمچون نصرت و سعادت و حمدست نامدار
هوش مصنوعی: منصور بن سعید بن احمد فردی بزرگوار و مشهور است که به خاطر بخششها و کارهای نیکش در حوزههای نصرت، سعادت و شکرگزاری شناخته شده است.
آن کز مزاج گوهر و تاثیر علم اوبر نه فلک چهار گهر میکند نثار
هوش مصنوعی: این فرد، با طبیعتی مانند گوهر و تأثیر دانشش بر چهار عالم، چیزی ارزشمند را عرضه میکند.
آن خواجهای که گشت ز تعجیل جود خویشچون شخص سل گرفته سوال از کفش نزار
هوش مصنوعی: آن کسی که به خاطر سرعت بخشیدن به بخشش خود، مانند فردی که در حال احتضار است، از آدمی ناتوان و بیچاره سوال میکند.
یک فکر تند از پی مدحش همه سخنیک منزلند از تک جودش همه قفار
هوش مصنوعی: یک اندیشه سریع به یاد ستایش او، تمام کلام یکنواخت است. از بخششهای او، همه بیابانها پُر از نعمت و برکت هستند.
کرد از تف سخاوت خود همچو چوب خشکدر کامهای خلق زبانهای افتخار
هوش مصنوعی: سخاوت او مانند چوب خشکی است که در دهان مردم افتخار میکند.
چشمی که نشر سیرت او بیند از مدیحآن چشم ایمنست بهر حال از انتشار
هوش مصنوعی: چشمی که زیبایی و شخصیت او را میبیند، همیشه از ستایش و تعریف او در امان است و هیچ گزندی نخواهد دید.
گر بنگرد به خشم سوی چرخ و آفتابدر ساعتی دو لیل بخیزد ز یک نهار
هوش مصنوعی: اگر به ستم و خشم آسمان و خورشید نگاه کند، در کمتر از یک روز شب میتواند به وجود بیاید.
ای دایرهٔ نجات ز جود تو مستدیروی مرکز حیات ز عون تو مستدار
هوش مصنوعی: ای دایرهٔ نجات، تو به خاطر بخششهای تو کامل و گرداگرد ما را دربرگرفتهای. زندگی ما نیز به لطف و یاریهای تو برقرار و محکم است.
رویی که یافت گرد ستانهٔ درت ز لطفهرگز شکن نگیرد چون پشت سوسمار
هوش مصنوعی: رویی که مانند گردی در درگاه توست، به لطف تو هرگز شکست نخواهد خورد، مانند پشت سوسمار.
خاکی که یافت سایهٔ حزم تو زان سپساز باد کوه کن نبرد در هوا غبار
هوش مصنوعی: خاکی که سایهٔ احتیاط تو را پیدا کرد، بعد از آن در برابر باد کوه نمیتواند در هوا غبار ایجاد کند.
آبی که یافت آتش عزمت کند چو وهمدر نیم لحظه چنبر افلاک را گذار
هوش مصنوعی: آبی که به دست میآوری، از شدت ارادهات میتواند آتش بسازد، همانطور که خیال میتواند در یک لحظه، همه مرزهای آسمان را درنوردد.
هرگز سپاه مرگ نیابد بدو ظفرآن کس که دارد از علم و علم تو حصار
هوش مصنوعی: هرگز سپاه مرگ نمیتواند بر کسی که از علم و دانش خداوندی پناه میبرد، غلبه کند.
مدحست طبع و فعل ترا سال و مه خورششکرست باز عمر ترا روز شب شکار
هوش مصنوعی: فضیلت و نیکوییهای تو مانند ماه و سال است که همیشه ستودنی و شیرین است. زندگی تو همچون روز و شب در حال پروری و شکوفایی میباشد.
شد فرش پای قدر تو گردون مستقیمشد غرق بحر دست تو کشتی انتظار
هوش مصنوعی: فرش در زیر پاهای تو آمده و آسمان به خاطر قد و مرتبت تو صاف و یکدست شده است. کشتی امید و آرزو در دریا به خاطر یاری و کمک تو غرق شده است.
گویی که هست بر بشره نزد خاطرتآنها که در عروق مفاصل بود نثار
هوش مصنوعی: به نظر میرسد، در ذهن تو یادآور افرادی هستی که در رگها و مفاصل تو مهر و محبت آنها جاری است.
زنده شود به علم و به احسانت هر زمانآنرا که کشت بوالحسن از زخم ذوالفقار
هوش مصنوعی: هر بار که به علم و نیکیهای تو توجه شود، آن شخصی که با زخم ذوالفقار به زمین افتاده، زنده خواهد شد.
آخر گشاد تیر علوم تو از علاجبر مرگ سوی شخص فروبست رهگذار
هوش مصنوعی: در نهایت، دانش و علم تو نتوانسته است به درمان مرگ یک شخص کمک کند و راهی برای نجات او پیدا نشده است.
از لطف و بخشش تو چو شمس ای فلک محلوز جود و بر یافت همه خلق بر و بار
هوش مصنوعی: ای فلک، درخشندگی و محبت تو مانند خورشید است و از زیبایی و generosity تو تمامی موجودات بهرهمند شدهاند و از آن نعمتها در زندگی خود استفاده میکنند.
پرمایهای چو گوهر و پر سایهای چو ماهپس چونکه هست روی عدو از تو همچو قار
هوش مصنوعی: تو دارای ارزشی همچون گوهر و سایهات مانند ماه است. بنابراین، چون چهرهات در برابر دشمن اینگونه است، پس چه جای نگرانی وجود دارد؟
نی نی مه و گهر چه خوانم ترا چو هستهر نکته صد سپهر و هر انگشت صد بحار
هوش مصنوعی: من چگونه تو را توصیف کنم ای معشوق، در حالی که هر نکته از وجودت به اندازهی یک آسمان معنا دارد و هر انگشتت نمایانگر هزاران دریا است؟
ای چرخ را به بذل یمینت همه یمینوی خلق را به جود یسارت همه یسار
هوش مصنوعی: ای چرخ، با بخشش دست راستت، همه را از خیر و نعمت سرشار کن و با generosity دست چپت، به تمامی مردم بخشش کن.
هستم من آن بلند که گشتم ز چرخ پستهستم من آن عزیز که ماندم ز دهر خوار
هوش مصنوعی: من کسی هستم که از پایینترین مرتبهها بالا رفتهام و به جایی رسیدهام. من همان فرد ارزشمندی هستم که از سختیها و ناملایمات زندگی نجات یافتهام.
از جور این زمان و زمانه نهاد منیک لحظه مینیابد همچون زمین قرار
هوش مصنوعی: از خطاها و سختیهای این زمان و شرایط، در درون من هیچ لحظهای آرامش ندارد؛ مانند زمینی که زیر فشار است، هیچ ثباتی ندارد.
از جهل عار باشد حظم ازوست فخروز شعر فخر زاید قسمم ازوست عار
هوش مصنوعی: بوجهل نشانی از نادانی است و اینکه کسی به آن افتخار کند، ناپسند است. همچنین ادعا کردن هنرمندی در شعر، بدون داشتن توانایی واقعی، نیز عیب است.
هرگز نیافتم به چنین شعرهای نغزاز هیچ رادمرد به صد شعر یک شعار
هوش مصنوعی: هرگز از هیچ مرد بزرگی شعری به این زیبایی و جذابیت نیافتم، حتی اگر او صد شعر دیگر هم داشته باشد.
تا پنجگانهایم دهند از دویست شعرروزی هزار بار دو چشمم شود چهار
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی و جذابیت چشمهای خود اشاره میکند و میگوید که اگر هزار بار هم به دو چشمش نگاه شود، هر بار همچنان جذاب و دلربا خواهند بود. این بیان نشان دهنده عشق و ارادت شاعر به زیبایی و شگفتی چشمهایش است.
چشمم همی ستاره از آن بارد از مژهزیرا که چون شبست برو روزگار تار
هوش مصنوعی: چشمانم پرستاره است زیرا که مژههایم مانند شب، تاریکی روزگار را به همراه دارند.
هستی سخن چه سود کسی را که نیستیاز سر همی برآرد هر ساعتی دمار
هوش مصنوعی: هستی و وجود، هیچ ارزشی برای کسی ندارد که هر لحظه در حال فرار از نبودن و عدم است.
شوخیست مایهٔ طمع اشعار خوش چه سودکامروز فرق کس نکند افسر از فسار
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که در دنیای امروز، زیبایی و اشعار شیرین چه فایدهای دارند وقتی که افراد به یکدیگر به چشم طمع نگاه میکنند و تنها به منافع خود فکر میکنند. در واقع، هیچ تفاوتی میان افراد متمول و فقیر وجود ندارد و همه در دام طمع گرفتارند.
آنراست یمن و یسر که با قوت تمیزنشناسد او ز جهل یمین خود از یسار
هوش مصنوعی: شخصی که به خوبی توانایی تشخیص را دارد، نمیتواند به راحتی بین نیکی و بدی تمایز قائل شود، چون هر کدام به نوعی با هم در آمیختهاند و او ممکن است هنوز در فهم درست از نیک و بد دچار سردرگمی باشد.
گر کارها چنانکه بباید چنان بدیدر پستی آب کی بدی و در هوا بخار
هوش مصنوعی: اگر کارها طبق آنچه باید انجام شود، پیش برود، دیگر در پستی آب مشکل نخواهیم داشت و بخار در هوا نیز نخواهد بود.
شاید که خاکپای تو بوسم که خود توییمداح را به جود و به انصاف دستیار
هوش مصنوعی: شاید که من به پای تو بوسه بزنم، زیرا تو خود کمککنندهی مداحان هستی و به لطف و انصاف مشهور هستی.
مجبور بخت بد بدم از روی چاکریزان مر ترا چو دولت تو کردم اختیار
هوش مصنوعی: من به خاطر بخت بد و سختیهایی که دارم، مجبورم به دنبال خدمت و اطاعت از تو باشم. از روی ارادت و احترام، تو را انتخاب کردهام زیرا میدانم که به تو شایستهترین دولت و مقام تعلق دارد.
نشکفت اگر ز روی تو والا شوم از آنکنه تو کم از مهی و نه من کمتر از خیار
هوش مصنوعی: اگر از زیبایی تو چیزی نروید، به این خاطر است که نه تو از ماه کمتری و نه من از خیار کمتر هستم.
تخمیم بر دهنده ز مدح و ثنا و شکردر بوستان عمر خود از حکمتم به کار
هوش مصنوعی: در زندگیام، از خرد و داناییام بهرهبرداری کن و به خاطر ستایش و قدردانی از خوبیها، در باغ عمرم بکارم.
در زینهار خویش نگهدارم از بلاای خلق را به علم تو از مرگ زینهار
هوش مصنوعی: ای مردم، از تو میخواهم که مرا در امان نگهداری و علم و دانشت را برایم به عنوان پناهی در برابر مرگ در نظر بگیری.
بودم صبور تا برسیدم به صدر توگرچه ز خلق بود روان و دلم فگار
هوش مصنوعی: زمان زیادی را صبر کردم تا به جایگاه تو برسم، هرچند که مردم دور و برم مشغول بودند و دل من از ناراحتی رنج میبرد.
آری به زخم ماری ابوبکر صبر کردتا لاجرم وزیر نبی گشت و یار غار
هوش مصنوعی: ابوبکر با تحمل زخمها و مشکلات، صبر و استقامت نشان داد و در نهایت به مقام وزیری پیامبر و همراهی در غار رسید.
تا ز آتش و ز آب و ز خاک و هوا بودمر خلق را ز حکمت باری همی نگار
هوش مصنوعی: وجود انسانها به عناصر طبیعی مانند آتش، آب، خاک و هوا بستگی دارد و این عناصر از روی حکمت و خرد به وجود آمدهاند.
بادی چو آب و آتش و بادی چو باد و خاکدر صفوت و بلندی و در لطف و در وقار
هوش مصنوعی: نسیم دلپذیری که همچون آب و آتش و همچنین همانند باد و خاک است، در پاکی و بلندی، و در لطافت و وقار وجود دارد.
بادت ز سعی بخت همیشه تهی و پراز رنج تن روان و ز مقصود دل کنار
هوش مصنوعی: سرنوشتت همواره از تلاش خالی است و سرشار از درد و رنج، و دل از آمال و آرزوهایت دور شده است.