قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۴ - در نعت رسول اکرم
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مدح و ستایش پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، میپردازد. او از فضایل و ویژگیهای این شخصیت بزرگ سخن میگوید و تأکید میکند که وجود پیامبر، درمانگر دردها و مشکلات بشر است. شاعر به نورانی بودن و معنویات پیامبر اشاره کرده و بر این نکته تأکید میکند که برکات او در هر کجا وجود دارد و کسانی که به او نزدیک شوند، از رحمت و حمایت او بهرهمند خواهند شد.
شاعر همچنین به مسأله محبت و عشق به پیامبر اشاره کرده و بیان میکند که در عالم، هیچکس نمیتواند از محبت او دور بماند. در پایان، شاعر عشق و وفاداری خود را به حضرت محمد (ص) ابراز کرده و از او به عنوان طبیبی حاذق و صادق یاد میکند که همواره در خدمت انسانهاست. این شعر از شکوه و عظمت پیامبر و تأثیر او در زندگی مردم حکایت دارد.
مرحبا ای رایت تحقیق رایت را حشمرای تو باشد حشم توفیق به فرزاد علم
هوش مصنوعی: سلام و درود بر تو ای علم حقیقی! پرچم تو نشاندهنده تحقیق و جستجوست و کسانی که از علم و دانایی تو بهرهمند میشوند، موفقیت را به دست میآورند.
گر نبودی بود تو موجود کلی را وجودحق به جان تو نکردی یاد در قرآن قسم
هوش مصنوعی: اگر تو وجود نداشتی، خداوند هم این موجود کلی را به خاطر تو نمیآفرید و در قرآن به تو سوگند نمیخورد.
گر نخواندی «رحمةللعالمین» یزدان ترادر همه عالم که دانستی صمد را از صنم
هوش مصنوعی: اگر تو "رحمت برای جهانیان" را نخواندهای، بدان که خداوند تو را در تمام عالم شناخته است، همانطور که تو حقیقت مطلق را از مجسمه و بت تشخیص دادهای.
چون «لعمرک» گفت اینجا جای دیگر «والضحی»گشتمان روشن که تو بوالقاسمی نه بوالحکم
هوش مصنوعی: وقتی «به جانت» گفته شد، بدان که در اینجا یک معنای دیگر نهفته است. صبح روشن ما مثل نوری است که از وجود تو، ای کسی که از نسل پیامبر هستی، میتابد و تو اصل و ریشهات با مقام والای پیامبر متفاوت است.
تا نسیم روی و مویت پرده از رخ بر نداشتنه ظلم از نور پیدا بود نه نور از ظلم
هوش مصنوعی: تا وقتی نسیم لطیف، پوشش مو و چهرهات را کنار نزنند، نه ظلمت و تاریکی به نور آشکار میشود و نه نور از تاریکی قابل شناسایی است.
عالمی بیمار غفلت بود اندر راه لاحق ترا از حقهٔ تحقیق فرمودش: نعم
هوش مصنوعی: انسانی که به علت بیتوجهی و غفلت بیمار است، در مسیر حقیقت قرار دارد. اما در راه دستیابی به حقیقت، او را به تصدیق و تأیید حقیقت رهنمون میشود.
کای محمد رو طبیب حاذق و صادق توییخلق کن با خلق و بر نه درد ایشان را مرم
هوش مصنوعی: ای محمد، تو پزشک ماهر و راستگویی هستی. با مردم با نیکی و محبت رفتار کن و دردهای آنها را درمان کن.
هر کرا شربت بود شافی بده آنک قدحهر کرا حجت بود حاجت بخواه اینک کرم
هوش مصنوعی: هر کسی که شربت شفابخشی دارد، به او بدهید و هر کس که دلیلی مستحکم دارد، از او حاجت بخواهید؛ این اکنون موقع کرم و بخشش است.
منبر و اسرار تو هردم تمام و مطلعگر کنندت کافران از روی غیرت متهم
هوش مصنوعی: هر لحظه پردهدار و راز تو برملا میشود. اگر کافران به خاطر حسادت تو را متهم کنند، چیزی از حقیقت تو کم نخواهد شد.
هر کجا مهر تو آمد بهره برگیرد مرادهر کجا داد تو آمد رخت بر بندد ستم
هوش مصنوعی: هر جا که محبت و عشق تو حضور داشته باشد، مردم از آن نعمت و فایده میبرند. و هر جا که تو به کسی کمک کنی، ظلم و ستم از آنجا دور میشود.
زان بتو دادست یزدان این سرای و آن سرایتا هم اینجا محترم باشی هم آنجا محتشم
هوش مصنوعی: خداوند این دنیا و آخرت را به تو عطا کرده است تا در اینجا هم محترم باشی و هم در آنجا با احترام زندگی کنی.
مدتی بگذشت تا قومی ز فراشان روحبردهاند بر بام عالم رخت از بیتالحرام
هوش مصنوعی: مدتی گذشت و گروهی از اهل خدا با روحی رفیع، از سرزمین مقدس به عرش آسمان پرواز کردند.
«طرقوا» گویان همه در انتظارت سوختندآب از سر گذشت ای مهتر عالی همم
هوش مصنوعی: همه به امید تو در انتظار سوختند و به نقطهای رسیدند که دیگر تحملشان تمام شده است، ای سرور بزرگ.
ای جبین هر جنین را مهر مهر تو نگارمهر مهرت را مگر اندک شکستی داد جم
هوش مصنوعی: ای پیشانی تو نشاندهنده مهر و محبتت است. مهر تو به مانند مهر بزرگ و درخشان است و حتی اگر کمی از آن آسیب ببیند، باز هم زیباییاش کم نمیشود.
ناگهان خاتم برون شد چند روز از دست اوملکت از دستش برون شد همچو خاتم لاجرم
هوش مصنوعی: ناگهان انگشتری از دست او افتاد و بعد از چند روز سلطنت او هم از دستش رفت، مثل همان انگشتری که به راحتی از دست رها میشود.
کحل حجت بود آن در چشم هر بینندهاییعنی از مهر تو نتوان دور بودن یک دو دم
هوش مصنوعی: کحل به عنوان نشانهای از عشق و محبت در چشم هر کسی دیده میشود، یعنی هیچکس نمیتواند حتی برای یک لحظه از محبت تو دور باشد.
جام مالامال دادی عاشقان را زان قبلنعرههای خون چکان برخاست آنجا از امم
هوش مصنوعی: شما به عاشقان بسیار از جام پر عشق دادهاید، و قبل از این، صداهای ناله و گریه از آن جمعیت بلند شد.
صدهزاران جان فدای خاک نعلین تو بادکو به خدمت بر سر کوی تو آمد یک قدم
هوش مصنوعی: صدها هزار جان فدای خاک زیر نعلین تو باد، که آن نعلینی که در خدمت توست، یک قدم به کوی تو گذاشته است.
هر کرا در بر گرفتی «لاتخافوا» ملک اوستهر کرا بر در نهادی شد ز «لاشری» به غم
هوش مصنوعی: هر کس را که در آغوش بگیری، دیگر از چیزی نترسد، زیرا آن فرد متعلق به توست. و هر کس را که بر در خانهات قرار دهی، به خاطر او غم بر دلت نخواهد نشست.
آن چه دولت بد که شاگرد تو دید اندر ازلو آن چه حرمت بد که مولای تو دید اندر عجم
هوش مصنوعی: هر چیزی که خوشبختی و سعادت تو را در آغاز امر تعیین کرد و هر چیزی که مقام و احترام تو را در سرزمین عجم مشخص ساخت، همگی به خاطر تو بوده است.
گر سنایی را سنایی باشد اندر انس توعمر او همچون شکر گردد نبیند طعم سم
هوش مصنوعی: اگر سنایی در نزد تو باشد، عمر او همچون شکر شیرین خواهد شد و طعم زهر را نخواهد چشید.