قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۰
هوش مصنوعی: این متن به توصیف و ستایش ملک سنایی میپردازد و در آن به صفات نیکو و ویژگیهای منحصر به فرد او اشاره شده است. شاعر از زیبایی روح و جان او سخن میگوید و او را آزاد از حبس کبر و حسد توصیف میکند. همچنین به حکمت و خرسندی سنایی و تاثیر او بر مردم، حتی در مواجهه با دشمنانش، اشاره شده است. او با قدرت و حزمش در مقابل دیوان و مشکلات زندگی ایستادگی میکند و در نهایت، به فضیلتها و دانایی او در میان دیگران میپردازد، و تاکید میکند که شناخت واقعی از روح و وجود او فراتر از ظواهر است.
بس که شنیدی صفت روم و چینخیز و بیا ملک سنایی ببین
هوش مصنوعی: اگر مدتهاست که از زیباییهای روم و چین شنیدهای، بیا و از نزدیک زیباییهای سرزمین سنایی را ببین.
تا همه دل بینی بی حرص و بخلتا همه جان بینی بی کبر و کین
هوش مصنوعی: تا زمانی که دلهای مردم را بدون حرص و طمع ببینی و تا زمانی که جانها را بدون خودخواهی و دشمنی مشاهده کنی.
زر نه و کان ملکی زیر دستجو نه و اسب فلکی زیر زین
هوش مصنوعی: زرو جواهر در دستان تو نیست، اما تو برتری و قدرتی همچون یک شاه تحت سلطه، و اسب آسمانی را زیر زین خود داری.
پای نه و چرخ به زیر قدمدست نه و ملک به زیر نگین
هوش مصنوعی: پاهایت را بر زمین بگذار و با دستت چرخ را بچرخان، و با انگشتت بر ملک و سرزمین تسلط پیدا کن.
رخت کیانی نه و او روحوارتخت برآورده به چرخ برین
هوش مصنوعی: پوشش سلطنتی و ملوکانهاش، مانند روحی است که بر تختی در آسمان قرار گرفته است.
رسته ز ترتیب زمین و زمانجسته ز ترکیب شهور و سنین
هوش مصنوعی: از نظم و ترتیب دنیای مادی و زمانی فراتر رفته است و از ترکیب ماهها و سالها جدا شده است.
سلوت او خلوتی اندر نهاندعوت او دولتی اندر کمین
هوش مصنوعی: حضور او در دلها آرامشی پنهان است و دعوت او به حقیقت، قدرتی نهفته در سایهها به شمار میرود.
بوده چو یوسف به چَه و رفته بازتا فلک از جذبهٔ حبلالمتین
هوش مصنوعی: مانند یوسف که در چاه افتاد و سپس به آسمانها رسید، از آن جذبه و کشش بزرگ به سمت پیوند قوی و استوار، بازگشته است.
زیر قدم کرده از اقلیم شکتا به نهانخانهٔ عینالیقین
هوش مصنوعی: زیر پای او، از مناطق تردید به دنیای یقین و حقیقت رسیدهام.
کرده قناعت همه گنج سپهردر صدف گوهر روحش دفین
هوش مصنوعی: او با قناعت، تمام ثروت آسمان را در صدف روحش پنهان کرده است.
کرده براعت همه ترکیب عقلدر کنف نکتهٔ نظمش مبین
هوش مصنوعی: تمام مهارتهای خود را در چیدمان عقل و درک نظم نهفته در آن به کار گرفته است.
با نفسش سحر نمایان هنددر هوسش چهره گشایان چین
هوش مصنوعی: او با نفس خود جادو میکند و زیباییهای هند را به نمایش میگذارد، در حالی که در آرزویش چهرهای زیبا و دلفریب از چین را نمایان میکند.
اول و آخر همه سر چون عنبظاهر و باطن همه دل همچو تین
هوش مصنوعی: در ابتدا و انتهای هر چیز، سر و ظاهر آن مانند انگور است، اما باطن و دل آن مانند خاک رس است.
روح امین داده به دستش چنانکداده به مریم زره آستین
هوش مصنوعی: روح پاک و امانتداری به او سپرده شده است، مثل اینکه به مریم، زره آستین داده شده باشد.
نظم همه رقیه دیو خسیسنکتهٔ او زادهٔ روحالامین
هوش مصنوعی: نظم و ترتیب همه چیز به خاطر وجود یک دیو خسیس است که نکته و راز او از روحالامین سرچشمه میگیرد.
کشوری اندر طلب و در طرباز نکت رایش و او زان حزین
هوش مصنوعی: در یک کشور، مردم به دنبال شادی و لذت هستند و این در حالی است که کسی از غم و ناراحتی سخن میگوید.
با دل او خاک مثال ینالبا کف او سنگ نگین تکین
هوش مصنوعی: دل او مانند خاک است که در برابر محبت و احساساتش ناله میزند، اما با دست او مانند سنگی قیمتی و ارزشمند است.
حکمت و خرسندی و دینش بشستتا چه کند ملک مکان مکین
هوش مصنوعی: خرد و خوشحالی و دینش را به کنار گذاشت تا ببیند چه کار میتواند با سرزمین مقدس کند.
دشت عرب را پسر ذوالیزنخاک عجم را پسر آبتین
هوش مصنوعی: پسر ذوالیزن، دشت عرب را به دست میآورد و پسر آبتین، خاک عجم را به خود اختصاص میدهد.
عافیتی دارد و خرسندییاینت حقیقت ملک راستین
هوش مصنوعی: وجود آرامش و رضایت، حقیقتی است که نشاندهندهی کشور و سرزمین واقعی است.
گاه ولی گوید هست او چنانگاه عدو گوید بود این چنین
هوش مصنوعی: گاهی کسی میگوید که او چنین است، و گاهی دشمن میگوید که او اینطور است.
او ز همه فارغ و آزاد و خوشچون گل و چون سوسن و چون یاسمین
هوش مصنوعی: او از همه چیز بینیاز و آزاد است و همچون گل، سوسن و یاسمین شاد و زیباست.
خشم نبودهست بر اعداش هیچچشم ندیدهست بر ابروش چین
هوش مصنوعی: خشم و کینهای نسبت به دشمنان وجود ندارد و هیچکس تا به حال ندیده که ابروهای او خطی داشته باشد.
خشم ز دشمن بود و حلم ازوکو ز اثیر آمده او از زمین
هوش مصنوعی: خشم از سوی دشمن نشأت میگیرد، اما صبر و بردباری از او بهوجود آمده که از آسمان به زمین آمده است.
خشمش در دین چو ز بهر جگرسِرکه بود تعبیه در انگبین
هوش مصنوعی: خشم او در دین مانند سرکهای است که برای چشیدن مزهی شیرینی در عسل ایجاد شده است.
کی کله از سر بنهد تا بودابلیس از آتش و آدم ز طین
هوش مصنوعی: کی میتواند سر خود را بر زمین بگذارد، در حالی که ابلیس از آتش ساخته شده و آدم از خاک؟
مشتی از این یاوه درایان دهرجان کدرشان ز انا در انین
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به افرادی دارد که به بحثها و گفتارهای بیاساس مشغول هستند و در واقع درونشان از حقیقت فاصله گرفته است. زندگی آنها پر است از سخنان بیپایه و اساس که در نهایت به معنای واقعی نمیرسند.
یک رمه زین دیو نژادان شهربا همهشان کبر و حسد هم قرین
هوش مصنوعی: گروهی از افرادی که از دیوها زاده شدهاند در این شهر وجود دارند که همراه با خودشان arrogance (فخر فروشی) و حسادت را نیز به همراه دارند.
گه چو سرین سست مر او را سُرونگه چو سُرون سخت مر او را سرین
هوش مصنوعی: گاهی ممکن است که او مانند یک چیز نرم و سست باشد، و در مواقعی دیگر، مانند چیزی سخت و محکم به نظر برسد.
بر همه پوشیده که هم زین دو حالمهترشان زین دو صفت شد لعین
هوش مصنوعی: همه میدانند که این دو ویژگی باعث شده است که اینگونه از آنها بیمهری و ناپسندی بروز کند.
پیش کمال همه را همچو دیوکور شده دیدهٔ ما بین بین
هوش مصنوعی: در برابر کمالات و خوبیها، همه مانند دیوانهای هستند که بینایی ندارد و نمیتواند آنها را ببیند.
سوی خیال همه یکسان شدهگربهٔ چوبین و هزبر عرین
هوش مصنوعی: در دنیای خیال، همه چیز به یکسانی تبدیل شده و حتی گربه چوبی و شیر وحشی هم در این زمینه برابر شدهاند.
وز شره لقمه شده جمله رامزرعهٔ دیو تکاوش انین
هوش مصنوعی: به خاطر طمع و ولع انسانها، همه به زمینی تبدیل شدهاند که دیو آن را زیر و رو میکند و باعث زحمت و رنج میشود.
لاف که هستیم سنایی همهدر غزل و مرثیه سحر آفرین
هوش مصنوعی: ما در ادبیات و شعر، به ویژه در غزل و مراثی، توانمند و سرشار از استعداد هستیم و این توانایی ما بسیار جالب و شگفتانگیز است.
آری هستند سنایی ولیکاز سرشان جهل جدا کرده سین
هوش مصنوعی: بله، سنایی وجود دارند، اما از آنجا که ignorance (جهل) بر سرشان سایه افکنده، نمیتوانند حقیقت را درک کنند.
گرچه سوی صورتیان گاه شکلزیر تک خامه چو دینست دین
هوش مصنوعی: هرچند گاهی به سادگی و زیبایی صحبت میکنم، اما این سخن به حقیقت مانند دینی ارزشمند است.
لیک در آنست که داند خردچشمهٔ حیوان ز نم پارگین
هوش مصنوعی: اما در آن است که خرد بداند که چشمهٔ زندگی حیوان از آب زلال و پاک سرچشمه میگیرد.
بس وحش آمد سوی دانا رحمگرچه جنان آمد نزد جنین
هوش مصنوعی: بسیاری از وحشها به سمت دانا میآیند؛ هرچند که بهشت نیز به نزد جنین میآید.
کانچه گزیدهست به نزد عوامنیست سوی خاص بر آنسان گزین
هوش مصنوعی: چیزهایی که انتخاب شدهاند، در نظر مردم عادی نیستند؛ بلکه افراد خاص بر اساس معیارهای ویژهای آنها را انتخاب میکنند.
کانچه دو صد باشد سوی شمالبیست شمارند به سوی یمین
هوش مصنوعی: هر چیزی که به دوصد برسد، وقتی به سمت شمال میرود، به بیست محاسبه میشود و اگر به سمت راست (یمن) برود، باز هم دو عدد متفاوت به شمار میآید.
گرچه به لاف و به تکلف چنونظم سرایند گه آن و گه این
هوش مصنوعی: هر چند برخی با ادعا و تظاهر شعرهایی میسرایند که گاهی به این سمت میرود و گاهی به آن سمت،
این همه حقا که سوی زیرکانگربه نگارند نه شیر آفرین
هوش مصنوعی: این همه حقیقت است که فقط به زیرکان میرسد و گربه را توصیف میکند، نه اینکه فقط به ستایش شیر پرداخته شود.