قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۹ - خطاب به خواجه قوامالدین ابوالقاسم
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به ستایش مقام و جایگاه علی (ع) و اهمیت او در دین و دنیا میپردازد. شاعر به توصیف قدرت و عدالت آن حضرت و تأثیر او بر جامعه میپردازد و به نمادهای طبیعی و فضیلتها اشاره میکند. همچنین شاعر از وضعیت خود و غمهایش سخن میگوید و به ارتباطش با خدای خود اشاره میکند. این شعر به طور کلی بر ارزشهای انسانی، روحانی و اخلاقی تأکید دارد و نشاندهنده جوی از عشق و احترام به پاکی و فضیلت است.
تا سرا پرده زد به علیینقدر صدر اجل قوامالدین
هوش مصنوعی: به زودی پردهای از عظمت و شکوه برطرف میشود و علیین، که در لابلای بزرگی و مقامهای عالی قرار دارد، به عنوان پشتیبان و سرپرست دین و ایمان آشکار میشود.
از پی آبروی راهش راآب زد ز آبروی روح امین
هوش مصنوعی: برای حفظ آبرو و اعتبار شخصی، به آنچه نیاز است به آب زدن و تلاش کردن میپردازد، همانطور که در مورد روح امین و معتبر نیز چنین است.
وز پی قدر خویش صدرش رابست روحالقدس به عرش آذین
هوش مصنوعی: روحالقدس به خاطر ارزش و مقام خویش، جایگاهی بلند و زیبا برای خود در آسمانها فراهم کرده است.
شد عراق از نگار خامهٔ اوخوش لقا چون نگار خانهٔ چین
هوش مصنوعی: عراق به خاطر زیباییهایش به مانند نگارخانهای پر از آثار زیبا و دلنشین شده است، همانطور که خانههای چینی به خاطر طراحیها و زیبایی خاصشان شناخته میشوند.
در شکر خواب رفت فتنه ازواز سر اندیب تا به قسطنطین
هوش مصنوعی: فتنه و آشوب به خواب رفته و از سر او دور شده، تا زمانی که به قسطنطین رسید.
دولتش بر کسی که چشم افگندنیز در ابرویش نبینی چین
هوش مصنوعی: حکومت و قدرت او بر کسی است که اگر به او نگاهی بیندازد، هیچ نشانهای از خشم یا ناراحتی در چهرهاش مشاهده نمیشود.
تا بجنبید عدل او بگریختفتنه در خواب و ظلم در سجین
هوش مصنوعی: زمانی که عدالت او به حرکت درآید، فتنه به خواب میرود و ظلم به بند کشیده میشود.
بر گرسنه چو زاغ شد در زخمچون سر زخمه مخلب شاهین
هوش مصنوعی: وقتی زاغی بر گرسنه در میآید، مانند سر زخمها میماند که تحت چنگال شاهینی خراشیده شده است.
بر برهنه چو سیر کرد از رحمچون تن شیر پنجه شیر عرین
هوش مصنوعی: وقتی بدن برهنه به دنیا آمد، همچون تن شیر در جنگل، قوی و نیرومند است.
بر فلک نور پاش رویش بسچون قمر را سیه کند تنین
هوش مصنوعی: به آسمان نوری افشان که زیبایی او همچون قمر را تیره و کدر میکند.
در زمین کار ساز جودش بسچون زحل در کف آورد شاهین
هوش مصنوعی: در زمین، کارایی و اثر بخشش همچون زحل که در دستش شاهین را میآورد، بسیار مهم و فراوان است.
چون گل از نم همی بخندد ملکتا گرفت از جمال او تزیین
هوش مصنوعی: چون گل از رطوبت و زیبایی خود شاداب و خندان است، ملک هم از زیبایی او آراسته و زیبا میشود.
تا نه بس روزگار چون خورشیدخاک زرین کند برای رزین
هوش مصنوعی: زمانی خواهد رسید که دنیا مانند خورشید، خاک را به طلا تبدیل کند تا برای کسی که سزاوار است، ارزشمند باشد.
ای ز فر تو دین و ملک چنانکه جهان از ورود فروردین
هوش مصنوعی: ای کسی که از زیباییات دین و پادشاهی به مانند ورود فروردین به جهان است.
حق گزیدت پی صلاح جهانحق گزین کی بود چو خلق گزین
هوش مصنوعی: اگر خداوند برای کاری خیر تو را انتخاب کرده باشد، بدان که او همواره به درستی و صلاح جهان میاندیشد. در این میان، به یاد داشته باش که انتخابها باید بر اساس نیکی و درستی باشند، نه بر اساس خواستههای شخصی.
خاک پایت همی به دیده برندهمه دارندگان خلد برین
هوش مصنوعی: همه کسانی که در بهشت هستند، خاک پای تو را با دیده احترام مینگرند.
ای ز جاه جهان به بام جهانمترقی به جذب حبل متین
هوش مصنوعی: ای کسی که از مقام خود در دنیا برخورداری، با قدرت و وجود محکم خود در دامان جهان بالا برو.
ای مفرح جهان جسمی رااز تو روح رهی چراست حزین
هوش مصنوعی: ای روح بخش جهان، چرا جسمی که از توست، بیمار و غمگین است؟
چشم درد مرا مبند از عزچشم بندی ز آفتاب مبین
هوش مصنوعی: چشمم را به خاطر درد دردمندیم بسته نکن، چون زیبایی تو همچون آفتاب است که نباید آن را پنهان کرد.
دل گرم مرا بساز از لطفگل شکر را به جای افسنتین
هوش مصنوعی: دل من را با مهربانی و محبت شکرین خود پر از شادی کن، به جای تلخی و سختیها.
من نگویم که این بدست ولیکمن نیم در خور چنین تمکین
هوش مصنوعی: من نمیگویم که این کار بد است، اما من شایستهی چنین تسلیم و اطاعتی نیستم.
پیش چون من گرسنه کس ننهدقرص خورشید و خوشهٔ پروین
هوش مصنوعی: هیچ کس به اندازه من گرسنه نیست که خورشید و خوشههای ستاره پروین را قدم به قدم بیندازد.
کردش اکرام خود خیل ولیکنخورد جبرییل عجل سمین
هوش مصنوعی: او با احترام و بزرگمنشی رفتار کرد، اما جبرئیل که فرشتهای بزرگوار است، از غذا و چیزهای دنیوی بینیاز است.
تا تو ای خضر عصر در شهریبنده را غول همرهست و قرین
هوش مصنوعی: در این شهر، ای خضر عصر، من در کنار تو با همنشینی غول مواجه هستم.
گام دربان مارم از بر کوهگاه مهمان مور زیر زمین
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تصویرسازی از دو حال متفاوت پرداخته است. یکی از این حالتها، حضور در جایگاه مهمانی در کوه است که نماد بلندی و عزت است. در مقابل، حالت دیگر به زندگی زیرزمینی و کوچکترها اشاره دارد، که استفاده از مور به عنوان نماد نشاندهنده تون کوچک و بیاهمیت است. این تضاد نشان میدهد که در زندگی ما همواره تفاوتها و تنوع در موقعیتها و جایگاهها وجود دارد.
ای پی سهم خشت دارانتخشت دارم چو مردگان بالین
هوش مصنوعی: ای پی سهم خشت دارانت خشت دارم چو مردگان بالین به این معناست که من بر سر قبری قرار دارم که به یاد مردگان است و به همین دلیل باید کمی از بار زندگی را به دوش بکشم. در واقع، بیتوجهی به زندگی و مرگ، و احساس تعلق به دنیای دیگر در این بیت مشهود است.
ای زمین خوش مرا مکن ناخوشکه مکافات آن نباشد این
هوش مصنوعی: ای زمین، مرا ناراحت نکن، زیرا نتیجهی این ناراحتی خوب نیست.
زین و مرکب ترا مرا بگذارتا شوم زین پیادگی فرزین
هوش مصنوعی: بگذار لجام و اسب تو را کنار بگذارم تا من نیز همچون یک پیادهی چابک و جوان، حرکت کنم.
شهپر جبرییل مرکب اوستچکند جبرییل مرکب و زین
هوش مصنوعی: پرهای جبرییل، فرشتهای معروف، به عنوان مرکب او شناخته میشود. آیا جبرییل خودش بر مرکب سوار است یا زینای برای آن دارد؟
بر تن و جان من گماشت فلکهر چه ابلیس را ینال و تکین
هوش مصنوعی: به من و وجودم هر چه از بدی و شیاطین است، سرنوشت تحمیل کرده است.
این یکی گویدم که برگو هانو آن دگر گویدم که برجه هین
هوش مصنوعی: یکی میگوید که با دقت گوش کن و دیگری میگوید که حرکت کن و به جلو برو.
گرچه گنگی بیا و شعر بخوانورچه کوری درآ و صدر ببین
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است گنگ باشی و نتوانی صحبت کنی، بیا و شعر بخوان. حتی اگر نابینا باشی، وارد شو و زیباییها را ببین.
این بترساندم و آن الملکو آن امیدم کند به این الدین
هوش مصنوعی: من از این بترساندم و آن امیدم به این دیانت را نشان میدهد.
این براند به لفظ چون دشنهو آن بخواند به ریش چون زوبین
هوش مصنوعی: این شخص با حرفهایش به شدت حمله میکند و مانند دشنهای تیز عمل میکند، و او دیگر با انتقادهایش به شکل عجیبی موجب ناراحتی و دشواری دیگران میشود.
من به زاری به هر گیا گویانکای ز گرگان نبیرهٔ گرگین
هوش مصنوعی: من با گریه به هر گیاهی میگویم: ای موجودی از گرگان و فرزند گرگ!
مسکن خود گذاشتم به شمامی چه خواهید از من مسکین
هوش مصنوعی: من زندگیام را به خاطر شما فدای کردم، حالا چه انتظاری از من دارید که بیچاره و ناچار هستم؟
من به چشم شما کسی شدهامورنه کس نیستم به چشم یقین
هوش مصنوعی: در نگاه شما، من برایتان اهمیت پیدا کردهام، در حالی که در واقعیت هیچ ارزشی ندارم.
جز به کژ کژ همی فزون نشودماتین جز به چپ نشد عشرین
هوش مصنوعی: تنها با انحراف و کجروی است که میتوان به شدت و استحکام رسید، و بدون تمایل به سمت چپ، به هیچ جا نمیرسیم.
گاهم آن گوید ای کذا و کداگاهم این گوید ای چنین حنین
هوش مصنوعی: گاهی میگوید که اینگونه و آنگونه، و گاهی به شکل دیگری میگوید که اینطور است.
یک دم آن باد سبلتت بنشاندر وثاق آی با کیا بنشین
هوش مصنوعی: لحظهای از پیچیدگی و سختیها آرام بگیر و با کسانی که در کنار تو هستند، به آرامش و همراهی بپرداز.
پیشم آرد دوات بن سوراخقلم سست و کاغذ پر زین
هوش مصنوعی: مقابل من دواتی قرار دارد و قلمی که نوکش ضعیف است، برگهای پر از نوشتهها.
هان و هان در بروت من بنددکه شوم در عرق چو غرقهٔ هین
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به حالت حاکی از اشتیاق و شدت احساست اشاره دارد. گوینده به نوعی از نگرانی یا ترس از سقوط در حالتی عمیق و غرق شدن در احساسات خود سخن میگوید. او میخواهد از درون خود بیرون بیاید و از حالت غرق شدن رهایی یابد.
زود کن یک دو کاغذم بنویسشعر پیشین و شعر باز پسین
هوش مصنوعی: زود باش، دو تا کاغذ برایم بنویس؛ یکی برای شعر قبلی و دیگری برای شعر جدید.
گرچه صد کار داشتم در مرولیک بهر تو رفتم از غزنین
هوش مصنوعی: با وجود اینکه مشغلههای زیادی در مرو داشتم، اما به خاطر تو از غزنین آمدم.
چرب شیرینش اینکه بر خواندبه گناهی در آیت از «والتین»
هوش مصنوعی: بیت اشاره به این دارد که چقدر دلپذیر و خوشایند است وقتی شخصی به خاطر گناهی که مرتکب شده، آیهای از قرآن را میخواند و در آن نشانهای از رحمت و بخشش را میبیند. این احساس آرامش و امید به بخشش در دل شخص ایجاد میشود.
زحمت ره چگونه خواهد بودهر کجا رحمت قبول چنین
هوش مصنوعی: زحمت در مسیر چگونه خواهد بود اگر هر جا رحمت و لطف الهی پذیرفته شود.
حق به دست من و من از جهالدر ملامت چو صاحب صفین
هوش مصنوعی: من به حقیقت و درستی دست یافتهام، ولی همچنان در جهل و نادانی مورد سرزنش قرار میگیرم، همانند کسی که در جنگ صفین به سر میبرد.
بحمدالله که نیستند این قومدر حریم قوام حرمت بین
هوش مصنوعی: خوشبختانه این گروه در جایی که حرمت و قوام وجود دارد، حضور ندارند.
زان که ناید قوام باری هیچاز کسان اجل قوامالدین
هوش مصنوعی: به این دلیل که هیچ یک از افراد نمیتوانند برای عمر خود ثبات و استمرار ایجاد کنند.
همه هم صورتند و هم سیرتهمه هم نسبتند و هم آیین
هوش مصنوعی: همه انسانها از نظر ظاهری و باطنی مشابهتهایی دارند. آنها در ارتباط و نسبت با یکدیگر و همچنین در اصول و ارزشهای مشترک زندگی، همراستا هستند.
من ندانم کیم کزین درگاهخلق در شادیند و من غمگین
هوش مصنوعی: من نمیدانم چه کسی از این درگاه مردم خوشحال است و من در غم به سر میبرم.
من چه دانم کمال حضرت توخر چه داند جمال حورالعین
هوش مصنوعی: من نمیدانم که عظمت و کمال تو چگونه است، همانطور که یک الاغ نمیتواند زیبایی حوریان را درک کند.
این چنین دولتی مرا جویانمن گریزان چو زوبع از یاسین
هوش مصنوعی: چنین حکومتی مرا به دنبال خود میکشد، در حالی که من همچون زوبع، از یاسین فرار میکنم.
آری آری ز ضعف باشد اگرگرد دوشیزه کم تند عنین
هوش مصنوعی: اگر گردنبند دختری کمرنگ و بیروح به نظر میرسد، به خاطر ضعف و ناتوانی اوست.
صورت ار با تو نیست جان با تستعاشق و بنده و رهی و رهین
هوش مصنوعی: اگر چهرهات با من نیست، روح من با توست؛ من عاشق و بندهات هستم و در این مسیر پیرو تو.
روح عیسی ترا چه جویی رنجدم آدم ترا چه خواهی طین
هوش مصنوعی: آیا روح عیسی را در جستوجو هستی؟ و برای انسان، چه میخواهی از خاک و سرشت او؟
در شاهان تراست آنچه بماندصدفست آن بمان به راه نشین
هوش مصنوعی: در میان پادشاهان، آن چیزی که پایدار خواهد ماند، مانند صدفی است که در دریا باقی میماند. پس بهتر است در زندگی خود را به سمت چیزهایی هدایت کنی که ماندگار و ارزشمند هستند.
مهر چون عجز شب پرک دیدستگر درو ننگرد نگیرد کین
هوش مصنوعی: عشق و محبت مثل چشمی است که وقتی به زیباییهای شب ننگرد، نمیتواند احساس کند و از آن بهرهمند شود. اگر به زیباییها توجه نکنیم، نمیتوانیم از آن لذت ببریم.
گرچه از خوی بنده گرم شوندخواجگان عجول کبر آگین
هوش مصنوعی: هرچند که بنده از روی عادت به گرمی و صمیمیت رفتار کند، اما سرکردگان و اربابان با عجله و کبر به او نگاه میکنند.
همه صفرای خواجگان ببردذوق این قطعهٔ ترش شیرین
هوش مصنوعی: همه کسانی که در زندگی خود به لذتها و شادیهای کوچک عادت دارند، از این متن تلخ و شیرین لذت خواهند برد.
تا ز روز و شبست در عالممادت سال و ماه و مدت و حین
هوش مصنوعی: در دنیای مادی، زمان به سال، ماه، مدت و لحظه تقسیم شده است و هر روز و شب به همین شکل ادامه دارد.
مادت و مدت بقای تو بادرفته و ماندهٔ شهور و سنین
هوش مصنوعی: مدت و زمان وجود تو ادامه یابد، چه گذشته و چه آینده، تا سالها و ماهها.