قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۹
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی انتقاد از وابستگی انسانها به دنیای مادی و فانی است و دعوت به جستجوی حقیقت و معنای واقعی زندگی میکند. شاعر به انسانها هشدار میدهد که نباید تمام توجه و انرژی خود را صرف احساسات و خواستههای زودگذر دنیوی کنند. او به این نکته اشاره میکند که رهایی از خود و مادیات، تنها راه رسیدن به حقیقت و عشق واقعی است. در انتها، شاعر با اشاره به پروانهای که به شمع نزدیک میشود، نشان میدهد که برای دستیابی به حقیقت باید از خودخواهی و وابستگیها دست کشید و به سوی عشق و معرفت حرکت کرد.
ایا مانده بیموجب هر مرادیهمه ساله در محنت اجتهادی
هوش مصنوعی: آیا هر سال بدون دلیل خاصی در سختی و زحمت هستی و آرزوهای خود را برآورده نمیکنی؟
نه در حق خود مر ترا انزعاجینه در حق حق مر ترا انقیادی
هوش مصنوعی: نه در مورد خودت هیچ ناراحتی داری و نه در مورد حق هیچ تسلیم شدگی.
چو دیوانگان دایم اندر به فکریچه گویی ترا چون برآید مرادی
هوش مصنوعی: همواره مانند دیوانگان در حال فکر کردن هستند. چه بگویم وقتی که آرزویی به دلت برآید؟
ز حرص دو روزه مقام مجازیبه هر گوشهای کرده ذات العمادی
هوش مصنوعی: به خاطر حرص و طمع به چیزهای زودگذر، تنها به مقام و جایگاه دنیوی دست یافتهای که به هر جا که مینگری میتوانی آن را مشاهده کنی.
همانا به خواب اندری تا ندانیکه ما را جزین نیست دیگر معادی
هوش مصنوعی: به واقع خواب هستی و نمیدانی که برای ما جز این زندگی دیگری وجود ندارد.
چه بیچاره مردی چه سرگشته خلقیکه بر باطلی باشدت استنادی
هوش مصنوعی: مردی که به باطلی استناد میکند، واقعاً در آلام و دردهای خود غمگین و سرگشته است.
جمادیست این شوم دنیا که دایمترا نیست الا بر او اعتمادی
هوش مصنوعی: دنیا حالت جامد و بیروحی دارد و هیچ چیز در آن پایدار نیست؛ تنها چیزی که میتوانی به آن اتکا کنی، این دنیای بیثبات است.
پس ای خواجه دعوی رسد آن کسی راکه معبود او گشته باشد جمادی
هوش مصنوعی: پس ای انسان، باید بدانیم که تنها کسی میتواند در مورد معبودی صحبت کند که برای او، حتی یک جسم بیجان، همانند یک سنگ یا چوب، معبود و منبع قدرت شده باشد.
پس آن گه رسیدن به تحقیق معنیتمنی کنی با چنین اعتقادی
هوش مصنوعی: پس از آن، وقتی به درک واقعی میرسی، با چنین باوری برای آرزو کردن اقدام میکنی.
ندانی همی ویحک اینقدر باریکه جای دو معنی نباشد فوادی
هوش مصنوعی: نمیدانی، افسوس که چقدر بار سنگینی بر دوش من هست که جایی برای دو مفهوم در دل من وجود ندارد.
تو گر راه حق را همی جویی اولطلب کرد باید سبیل الرشادی
هوش مصنوعی: اگر به دنبال حقیقت و راه درست هستی، باید ابتدا روش درست را جستجو کنی.
زیادت بود مر ترا هر زمانیبه اعمال و افعال خویش اعتدادی
هوش مصنوعی: هر زمان با کارها و رفتارهایت به اندازه و اعتدال برسید، پس بر تو افزون خواهد شد.
پس از نیستی ساز آن راه سازیکجا بهتر از نیستی هست زادی
هوش مصنوعی: پس از نابودی، راهی را بساز که از نابودی بهتر باشد. کجا میتوان پیدا کرد راهی که از عدم بالاتر باشد؟
صلاح سنایی در آنست دایمشود در ره عشق بی چون سدادی
هوش مصنوعی: بهترین وضعیت سنایی این است که همیشه در مسیر عشق بدون هیچ مانعی ادامه دهد و پایدار بماند.
بگفتم صلاح دل از روی معنیصلاحیست این مشمر اندر فسادی
هوش مصنوعی: گفتم که در دل چه چیزی نیکو است، از روی معنا نیکی آن را در نظر بگیر. این را به عنوان فساد در نظر نگیرید.
شو از خود بری گرد تا بر حقیقتترا بی تو حاصل شود انجرادی
هوش مصنوعی: خود را از میان بردار تا بتوانی به حقیقت دست یابی و در این راه به سکون و آرامش برسی.
نبینی که پروانهٔ شمع هرگزکه بر باطنش چیره گردد ودادی
هوش مصنوعی: نبین که پروانهای که به دور شمع میچرخد، هرگز نمیتواند بر باطن و حقیقت شمع غلبه کند و به آن دست یابد.
بری گردد از خویشتن چون سناییکند او ز خویشی خود انفرادی
هوش مصنوعی: انسان باید از خود و هویت خود فارغ شود و مانند سنایی به تنهایی و جدایی از وابستگیهای خویش بپردازد.