قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۳ - در مدح بهرامشاه
هوش مصنوعی: این اشعار به زیبایی و عشق پرداخته و عشق را وصف میکند. شاعر از جمال و کمال معشوق صحبت میکند و به قدرت و تاثیر عشق اشاره دارد. او به بیان ناتوانی عقل در برابر عشق میپردازد و از تبعات هجر و جدایی میگوید. همچنین، در این اشعار رابطه عشق و هنر و شاعری نیز مطرح شده و شاعر به ستایش معشوق و بزرگانی چون ملک سلیمان و خسرو و بهرامشاه میپردازد. در نهایت، شاعر آرزوی ماندگاری حسن معشوق را دارد و خود را در خدمت او معرفی میکند.
گرد رخت صف زده لشکر دیو و پریملک سلیمان تراست گم مکن انگشتری
هوش مصنوعی: در اطراف تو، لشکر دیو و پری در صف ایستادهاند، اما آنچه که باید حواست را جمع کنی، این است که انگشتری که در اختیار داری، نشان سلطنت سلیمان است. پس آن را گم نکن.
پردهٔ خوبی بساز امشب و بیرون خرامزهرهٔ زهره بسوز زان رخ چون مشتری
هوش مصنوعی: امشب زیباییهای خود را به نمایش بگذار و با ناز و طنازی بیرون برو، چون چهرهات مانند زهره (زهره یا ونوس) میدرخشد و دلها را میسوزاند.
از پی موی تو شد بر سر کوی خرددیدهٔ اسلامیان سجدهگه کافری
هوش مصنوعی: در پی زیباییهای تو، سر کوچهی حکمت تبدیل به محل سجدهی مسلمانان شده، در حالی که از آن سوی، هوسهای نادرست نیز وجود دارند.
کفر ممکن شدی در سر زلفین توگر بنکردی لبت دعوی پیغمبری
هوش مصنوعی: اگر زیباییهای تو در موهایت تأثیر بگذارد و لبهایت بهقدری دلربا باشد که کسی را به کفر بکشاند، چهرهات به حدی زیباست که میتوانی دعوی پیامبری کنی.
عشق تو آورد خوی خستن بی مرهمیهجر تو آورد رسم کشتن بی داوری
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شد که به خستگی عادت کنم و بیپناهی دوری تو به من آموخت چگونه بدون قضاوت و راهنمایی زندگی کنم.
هجر تو مانند وصل هست روا بهر آنکبر سر بازار نیز کور بود مشتری
هوش مصنوعی: فراق و جدایی تو مانند وصال و نزدیکی است، برای کسی که در بازار هم بیخبر و نابینا باشد، مشتری به حساب میآید.
صلح جدا کن ز جنگ زان که نه نیکو بوددستگه شیشهگر پایگه گازری
هوش مصنوعی: صلح را از جنگ جدا کن، زیرا شرایط کارگاه شیشهگر در مجاورت گازرساز مناسب نیست.
عقل در دل بکوفت عشق تو گفت اندر آیصدر سرای آن تست گر به حرم ننگری
هوش مصنوعی: عقل به دل من گفت که عشق تو مرا به درون برساند، زیرا تو در بالاترین جایگاه قرار داری و اگر به مکان مقدس نگاه نکنی، این همه زیبایی را نخواهی دید.
عشق تو همچون فلک خرمن شادی بدادصد کس را یک ققیز یک کس را صد گری
هوش مصنوعی: عشق تو مانند آسمان، خوشی و شادی را به بسیاری هدیه میدهد؛ برای بعضیها مقدار کمی و برای دیگران به فراوانی.
باشم گستاخ وار با تو که لاشی کندصد گنه این سری یک نظر آن سری
هوش مصنوعی: من با جسارت تمام با تو رفتار میکنم، چون میدانم که یک نگاه تو میتواند تمام گناهان این سر را از بین ببرد.
چشم تو هر دم به طعن گوید با چشم منمهره بدست تو بود کم زدهای خون گری
هوش مصنوعی: چشم تو همواره با طعنه به من میگوید که دل من در دستان تو بوده، اما تو کم لطفی کردهای و به من آسیب رساندهای.
حسن تو جاوید باد تا که ز سودای توطبع سنایی به شعر ختم کند شاعری
هوش مصنوعی: زیبایی تو همیشه باقی بماند تا اینکه شاعر با شوق تو، شعرش را به پایان برساند.
چون تو ز دل برنخورد باری بر آب کارخدمت خسرو گزین تا تو ز خود برخوری
هوش مصنوعی: وقتی که دلتا با چیزی ارتباطی برقرار نکرد، بیفایده است که در آب به دنبال خدمت به شاه بروی، تا زمانی که به خودت و وجودت اهمیت ندهی.
خسرو خسرو نسب سلطان بهرامشاهآنکه چو بهرام هست خاک درش مشتری
هوش مصنوعی: خسرو، پادشاهی با ریشه و نسب عالی است که به سلطان بهرامشاه تعلق دارد. او مانند بهرام، درخشان و برجسته است، و جایی که او قرار دارد، ارزش و اهمیت خاصی دارد.
هست سنایی به شعر بندهٔ درگاه اوزان که مر او راست بس خوی ثنا پروری
هوش مصنوعی: سنایی شاعر به خاطر بندگی و نزدیکیش به خداوند، به خصوصیات ثناگویی و ستایشگری آن حضرت شناخته میشود.