شمارهٔ ۲۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از محبوبش میخواهد که بادهای بیاورد و اظهار میکند که دیگر برایش حیا و پارسایی مهم نیست. او به این نتیجه رسیده که دل و جانش را به نوشیدن میدهد و دیگر از هیچکس بایست مینویسد یا نمیترسد.
جان من خیز و جام باده بیارکه مرا برگ پارسایی نیست
هوش مصنوعی: ای جان من، برخیز و یک جام شراب بیاور، چون من دیگر از راه درست و پارسایی دور شدهام.
ساغر و می به جان و دل بخرمپیش کس می بدین روایی نیست
هوش مصنوعی: من با تمام وجود و عشق، شراب و جام را میخرم، زیرا در نزد هیچکس دیگری چنین حالت و حالتی وجود ندارد.