شمارهٔ ۳۹ - در ذم مردم بلخ
هوش مصنوعی: شعر به انتقاد از ادیبان و فرهنگ بلخ میپردازد و نشان میدهد که این افراد به جای دانش و شعور، به بیمعنایی و مسخرگی مشغولاند. بلخیها که به تربیت پسران میپردازند، در واقع تحت تأثیر غر زدنهای زنان قرار گرفتهاند و نمیتوانند تفاوتهای اساسی را درک کنند. در نهایت، این قبیله فرهنگی به جایی رسیده که در آن به جز شوخی و رفتارهای زنانه و غیرجدی چیزی نمیتوان یافت.
از بس غر و غر زن که به بلخند ادیبانشمی باز ندانند مذکر ز مونث
هوش مصنوعی: از بس که در بلخ ادیبانشان با غر و غرا کردن صحبت میکنند، نمیتوانند تشخیص دهند چیزها مذکر هستند یا مونث.
بلخی که کند از گه خردی پسران رابرکان دهی و دف زنی و ذلت لت حث
هوش مصنوعی: در این بیت، به شهری اشاره دارد که از خاستگاه خود فاصله گرفته و فرزندان را به نیکی تربیت نمیکند. بلکه در آنجا مشکلات و ذلتها حاکم است و تنها سرگرمیها و تفریحهای بیمعنا وجود دارد. به نوعی نقدی به وضع جامعه و تربیت نسلهاست.
زان قبه لقب گشت مر او را که نیابیدر قبه به جز مسخره و رند و مخنث
هوش مصنوعی: به خاطر همان پوشش و عنوان، دیگر او را نخواهی یافت، جز افرادی که به شوخی و تمسخر به او نزدیک میشوند یا نوعی بیتفاوتی و بیاحترامی نشان میدهند.