شمارهٔ ۱۳۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دلتنگی و رنجهای درونی خود صحبت میکند و میخواهد شعری زیبا بسازد. او اشاره میکند که با وجود تلاشهای بسیار و تحمل سختیها، قادر به بیان احساساتش نیست. در ادامه به خواستهای که از سوی دیگری داشته اشاره میکند و به نوعی از ناامیدی و نرسیدن به آنچه خواسته، سخن میگوید. در نهایت، او به وضعیت خود و دشواریهایش در بیان احساساتش میپردازد.
چون من بره سخن درون آیمخواهم که قصیدهای بیارایم
هوش مصنوعی: وقتی به گفتگو بپردازم، میخواهم شعری زیبا و دلنشین بسازم.
ایزد داند که جان مسکین راتا چند عنا و رنج فرمایم
هوش مصنوعی: خداوند میداند که جان بیچاره من تا چه زمانی باید در رنج و سختی زندگی کند.
صد بار به عقده در شود تا مناز عدهٔ یک سخن برون آیم
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که بارها و بارها در دل به تنگنا و سختی میافتم تا بتوانم از محدودیت یک کلمه یا یک موضوع خاص رها شوم و به بیان احساسات و افکار خود بپردازم.
گفته بودی که جبهای بدهموز تقاضای سرد تو برهم
هوش مصنوعی: تو گفته بودی که میخواهم جبهای به تو ببخشم، اما درخواست سرد و بیاحساس تو باعث شد که از این کار منصرف شوم.
چون بدیدم سخن مصحف بودگفته بودی که حبهای ندهم
هوش مصنوعی: وقتی دیدم که کلامت مانند یک کتاب مقدس است، متوجه شدم که گفته بودی هیچ چیز به تو نمیدهم.