شمارهٔ ۱۸۵ - و نیز
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر روایتی از یک گفتوگو با خواب دارد. او به خواب میگوید که اگر معزی (دوست یا محبوب) دائماً در کنار او باشد، خوشحال خواهد بود. اما ناگهان، بادی سرد از آسمان میوزد و فلک به افسوس میگوید که معزی را از دست داده است. این ابیات احساسات عشق و فقدان را به تصویر میکشند.
سخن را به خواب اندرون دوش گفتمکه گر شدی معزی تو دایم همی زی
هوش مصنوعی: دیشب در خواب به سخن گفتم که اگر تو دائماً خوشحال و شاداب باشی، همیشه در کنار ما خواهی بود.
فلک سرد بادی برآورد و گفتادریغا معزی دریغا معزی
هوش مصنوعی: آسمان سردی وزید و گفت: افسوس بر معزی، افسوس بر معزی.