بخش ۴۱ - ***
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به نکاتی درباره زندگی و مرگ اشاره میکند. او میگوید که در جهان، هیچکس از غم و ناراحتی آسوده نیست و زندگی میان حسد و حرص میگذرد. او انسان را به جدایی از غرور و شیطان درون خود دعوت میکند و به این نکته تأکید میکند که باید از بار گناه و دشمنان دور شود. شاعر همچنین به اهمیت زندگی قبل از مرگ اشاره میکند و میگوید اگر قبل از مرگ به خود نپردازیم، در واقع اسیر دیو درون خود خواهیم بود. او از مخاطبان میخواهد تا خود را جمع کنند و زنده باقی بمانند، چراکه مرگ واقعی زمانی است که انسان از درون میمیرد.
تا جهان است؛ کار او این استنوش او نیش و مهر او کین است
هوش مصنوعی: تا وقتی که دنیا وجود دارد، کار او این است که هم میتواند شیرینی و لذت را به انسان بدهد و هم تلخی و مشکلات را به وجود بیاورد. محبت او ممکن است همراه با ستم و سختی باشد.
اندر این خاکدان افسرده هیچ کس نیست از غم آسوده
هوش مصنوعی: در این دنیای غمانگیز و بیروح، هیچکس نیست که از غم و درد رهایی داشته باشد.
آنچنان زی در او که وقت رحیل بیش باشد به رفتنت تعجیل
هوش مصنوعی: به اندازهای در این دنیا زندگی کن که وقتی زمان رفتن فرا برسد، آماده باشی و درنگ نداشته باشی.
رخت بیرون فکن ز دار غرور چه نشینی میان دیو شرور؟
هوش مصنوعی: لباس غرور و تکبر را کنار بگذار و از میان شیطان بدی که در اطرافت است، دور شو.
حسد و حرص را به گور مبردشمنان را به راه دور مبر
هوش مصنوعی: حسادت و طمع را با خود به خاک نبرید و دشمنان را از خود دور نکنید.
دو رفیقند هر دو ناخوش و زشت باز دارندت این و آن ز بهشت
هوش مصنوعی: دو نفر هستند که هر دو حال خوشی ندارند و زشت به نظر میرسند. این دو نفر باعث میشوند که دیگران تو را از بهشت دور کنند.
پیشتر زآنکه مرگ پیش آیداز چنین مرگ زندگی زاید
هوش مصنوعی: پیش از آنکه مرگ به سراغ انسان بیاید، باید از زندگی و تجربیات به دست آمده استفاده کند و از آن بهرهمند شود.
به چنین مرگ هرکه بشتابداز چنین مرگ زندگی یابد
هوش مصنوعی: هر کس که به چنین مرگی نزدیک شود، از چنین مرگی به زندگی دست مییابد.
تا از این زندگی نمیری تودر کف دیو خود اسیری تو
هوش مصنوعی: تا زمانی که از این زندگی خارج نشوی، تو در چنگال شیطان خود گرفتار هستی.
نفس تو تا بدیش عادت و خوست به حقیقت بدانکه دیو تو اوست
هوش مصنوعی: نفس تو، تا زمانی که به بدیها عادت کرده و خو گرفته است، باید بدانی که واقعاً آن بدی، دیو درون توست.
مردهدل گشتی و پراکنده کوش تا جمع باشی و زنده
هوش مصنوعی: اگر دلت پر از ناامیدی و پراکندگی است، تلاش کن تا با هم بودن و زندگی کردن، دوباره جمع و متحد شوی.