بخش ۶۷ - وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلّا وارِدُها کانَ علی رَبِّکَ حَتْماً مَقْضیّاً
هوش مصنوعی: در این شعر، داستانی درباره خرکی روایت میشود که از کنار دکان آهنگر میگذرد و بهطور ناگهانی هیزمی از آنجا پیدا میکند که آتش میگیرد و در نهایت خر را میسوزاند. این داستان به نوعی به زندگی انسانها اشاره دارد که مانند آن خر، اگر از مشکلات و خطرات عبور نکنند، ممکن است در نهایت دچار عواقب وخیمی شوند. شاعر همچنین به عادتهای روزمره انسانها اشاره میکند که بیشتر مشغول خوردن و خوابیدن هستند و در این حالت از سعادت واقعی خود غافلاند. در واقع، پیام شعر بر اهمیت بیداری و آگاهی در زندگی تأکید میکند.
روزی از روزها به راهگذرخرکی بر دکان آهنگر
هوش مصنوعی: روزی در یکی از روزها، شخصی در حال عبور از دکان آهنگری بود.
از قضا میگذشت با هیمه شرری جَست از یکی نیمه
هوش مصنوعی: در راه، شخصی با هیزم در حال عبور بود که ناگهان شعلهای از آتش پرتاب شد.
هیمه آتش گرفت، یکسر سوخت آخرالامر در میان خر سوخت
هوش مصنوعی: هیزم به شدت در آتش سوخت و به طور کامل از بین رفت، در نهایت حتی خر هم که در میان آتش بود، سوخت.
چون تو با هیمه بر سقر گذری عجب ار بگذری و جان ببری
هوش مصنوعی: وقتی تو با هیزم بر آتش میگذری، عجیب است اگر از آن عبور کنی و جانت را نبرد.
نگذری زانکه بس گرانباری بر بار گران گرفتاری
گذشتن تو محال است چون بار تو سنگین است و به این بار سنگین گرفتار شدهای.
خوردن و خفتن است عادت توبهرهات این است از سعادت، تو
هوش مصنوعی: عادت تو فقط به خوردن و خوابیدن محدود شده و خوشبختیات تنها همین است.