تناجی
سنایی غزنوی

بخش ۶۷ - وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلّا وارِدُها کانَ علی رَبِّکَ حَتْماً مَقْضیّاً

روزی از روزها به راهگذرخرکی بر دکان آهنگر
از قضا می‌گذشت با هیمه شرری جَست از یکی نیمه
هیمه آتش گرفت‌، یکسر سوخت آخرالامر در میان خر سوخت
چون تو با هیمه بر سقر گذری عجب ار بگذری و جان ببری
نگذری زانکه بس گرانباری بر بار گران گرفتاری
خوردن و خفتن است عادت توبهره‌ات این است از سعادت‌، تو