بخش ۲۴ - حکایت
هوش مصنوعی: عمر روزی به گروهی از کودکان نگاه میکند که مشغول بازی و خوشحالیاند. هر یک از آنها در کار خود سرافراز و شاداب هستند. ناگهان عمر به آنها مینگرد و عظمتش سبب میشود که بچهها بترسند و فرار کنند، اما عبدالله زبیر باقی میماند. عمر از او میپرسد چرا فرار نکرده است و عبدالله پاسخ میدهد که از او نمیترسد و او را ظلم نمیکند. او به فضیلتهای عمر اشاره میکند و میگوید که آنکس که خود را بشناسد، نه نیکوکاری و نه بدی را نادیده میگیرد. در پایان، عبدالله زبیر عمر را به عدل و انصاف تشویق میکند و میگوید که با رعایت عدالت، زندگی بهتری خواهد داشت.
کرد روزی عمر به رهگذریسوی جوقی ز کودکان نظری
هوش مصنوعی: روزی جانی به مسیر رفت و آمدی برخورد کرد و به گروهی از کودکان نگاهی انداخت.
همه مشغول گشته در بازیکرده هریک همی سرافرازی
هوش مصنوعی: همه درگیر مشغلهها و بازیهای خود شدهاند و هرکسی به نوعی در تلاش است تا خود را برجسته کند.
هریکی از پس مصارعتیبنمودی ز خود مسارعتی
هوش مصنوعی: هر کسی بعد از یک رقابت یا چالش، نشان داد که چه قدر از خود تلاش و کوشش کرده است.
برکشیده برای خطّ و ادبجامه از سر برون به رسم عرب
هوش مصنوعی: برای نشان دادن اهمیت خط و ادب، به سبک عربی، لباس را از سر برداشتهاند.
چون عمر سوی کودکان نگریدحشمتش پردهٔ طرب بدرید
هوش مصنوعی: وقتی عمر به سمت کودکان و نوجوانان توجه کند، جلال و شکوه او مانند پردهای از شادی و سرور فرو میریزد.
کودکان زو گریختند به تفتجز که عبدالله زبیر نرفت
هوش مصنوعی: کودکان از آنجا فرار کردند و به بیابان رفتند، جز عبدالله زبیر که نرفت.
گفت عمّر ز پیش من به چه فنتو بنگریختی بگفتا من
هوش مصنوعی: او میگوید: عمر از من پرسید که چرا به تو نگاه میکردم، و من جواب دادم...
چه گریزم ز پیشت ای مُکرمنه تو بیدادگر نه من مُجرم
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم از پیش تو فرار کنم، در حالی که نه تو ستمگری و نه من گناهکارم؟
نزد آنکس که دید جوهر خودچه قبول و چه رد چه نیک و چه بد
هوش مصنوعی: هر کس که به عمق وجود خود را بشناسد و حقیقت خود را ببیند، دیگر برایش مهم نیست که دیگران او را بپذیرند یا رد کنند، خوب یا بد بدانند.
میر چون جفت دین و داد بودخلق را دل ز عدل شاد بود
هوش مصنوعی: وقتی که حاکم مثل دین و عدالت باشد، مردم از عدل و انصاف او خوشحال و راضی هستند.
ور بود رای او سوی بیدادملک خود داد سر به سر بر باد
هوش مصنوعی: اگر اندیشه او به سمت ستم برود، تمام هستیاش را به باد خواهد داد.
نیک باشی ز دردسر رستیور بدی جمله عهد بشکستی
هوش مصنوعی: اگر خوبی کنی، از مشکلات و نگرانیها رها میشوی، اما اگر بد باشی، همهی عهد و پیمانهایت را خواهی شکست.
چون گرفتی ز عدل توشهٔ خویشمرکب تو بود دو منزل پیش
هوش مصنوعی: زمانی که تو از عدالت خود بهرهبرداری کردی، مرکب تو (وسایل و ابزار تو) دو منزل جلوتر از قبل است.
آنچنان شو به حیرت آبادشکه دگر یاد ناید از یادش
هوش مصنوعی: آنقدر در شگفتی به سر ببر که دیگر هیچ چیزی از یاد نرود.