بخش ۵۰ - اندر مذمّت افعال زشت که از خویهای بهیمی است ذکر المثالب للتوقّی لا للقبول والتلقی
هوش مصنوعی: این متن دربارهی عوارض منفی احساسات و ویژگیهای منفی انسانی نظیر آز، طمع، بخل، حسد و کبر است که به نوعی باعث آلودگی و فساد روح انسان میشوند. شاعر به تشبیه این ویژگیها به حیوانات و دیوها پرداخته و آنها را به عنوان موانع در مسیر پاکی و فضیلت معرفی کرده است. او بر این باور است که این ویژگیهای منفی به روح و روان انسان آسیب میزنند و برای رهایی از این مشکلات، باید به خودشناسی و تلطیف نفس پرداخت. در نهایت، متن به این نکته اشاره دارد که برای رسیدن به سعادت ابدی، باید از این صفات رهایی یافت و به دنیای بهتر و پاکتری وارد شد.
آز را از درون خود پیوستخاک بر سر بمان و باد به دست
هوش مصنوعی: خواسته و آرزوهایت را از دل خود خارج کن و با خضوع و خاکساری زندگی کن، آنگاه وقایع زندگی را به دست سرنوشت بسپار.
آز را مار دان که در عالمنشود جز به خاک سیر شکم
هوش مصنوعی: آز را مانند ماری بدان که در دنیا جز با خاک شدن و ریختن شکم امکان پذیر نیست.
صورت طمع کآفت بشرستکپی سگ دمست و گربه سرست
هوش مصنوعی: طمع و greed ویژگی منفی انسانی است که میتواند به آسیبدیدن فرد منجر شود. این حس مانند سگی است که همیشه دمش را تکان میدهد و در عین حال به گربهای که در بالای سرش است، نگاه میکند. به عبارتی، طمع انسان را به نادانی و نابودی میکشاند.
صورت بخل آنکه زر دارستکون پر هار و تیز ناهارست
هوش مصنوعی: افرادی که ثروت و دارایی دارند و در عین حال بخیل هستند، مانند زنجیری تنگ و آزاردهنده هستند که زندگی دیگران را مختل میکند.
ظلم را چون سگان و دیو انگارنجس و آبریز و آتشخوار
هوش مصنوعی: ظلم را مانند سگی نجس تصور کن که میسوزد و در هر جا که برود آلودگی بهجا میگذارد.
خشم در زیر خامهٔ نقاشسگ لاشه است و دیو آتش پاش
هوش مصنوعی: خشم و غضب در زیر نقاشی که به تصویر کشیده شده، مانند جسد یک سگ به نظر میرسد و در کنار آن، شیاطینی هستند که آتش را به اطراف میپاشند.
صورت آرزو چو طاوسستبال مسعود و پای منحوسست
هوش مصنوعی: ظاهر آرزوها زیبا و فریبنده است مانند طاووس، اما در واقعیت، آنچه در زیر آن است، ناپسند و نامطلوب است.
هست نقش حسد سوی احرارگرگ یوسف درو فریشته خوار
هوش مصنوعی: حسد را میتوان به نوعی دشمنی شبیه به گرگ دانست که بر یوسف نیکوکار میتازد، در حالی که افراد نیکو و آزادمنش در برابر آن آسیبپذیرند و از آن در امان نیستند.
هست شکل ریا چو صورت شمعتبش او را و تابش اندر جمع
هوش مصنوعی: ظاهر ریا مانند شکل شمع است که گرمای آن در جمع نور را منتشر میکند.
هست در چشم کبر نقش و حشمشکل کنّاس واکمه و ابکم
هوش مصنوعی: در چشمهای افرادی که خود را متکبر و بزرگ میبینند، نوعی زیبایی و جذابیت وجود دارد که مانند نقاشی و شکلپردازی هنرمندانه است، اما در واقع این افراد فقط ظاهری زیبا دارند و از نظر باطنی دچار کوری و نادانیاند.
نقش اعجاب هست در سینهقبّهٔ شش جهت در آیینه
هوش مصنوعی: ظاهر بسیار جالب و شگفتآوری در درون گنبدی وجود دارد که از شش طرف ساخته شده و این زیبایی در آینه بازتاب پیدا کرده است.
همه در نفس ناسپاس تواندهمه در پردهٔ حواس تواند
هوش مصنوعی: هر فردی میتواند در درون خود ناگوار باشد و همه چیز را تحت تأثیر حواس خود ببیند و احساس کند.
باش تا روی بند بگشایندباش تا با تو در حدیث آیند
هوش مصنوعی: بیا تا زمانش برسد که درهای راز و حقیقت برایت باز شود و دیگران هم با تو در گفتگو و صحبت باشند.
تا کیان را گرفتهای در برتا کیان را نشاندهای بر در
هوش مصنوعی: چقدر طول میکشی که این افراد را نزد خود نگهداری و سپس آنها را به دروازهای برسانی؟
تا بمیری نکشته ایشان راکم کنی مُلک و ملک خویشان را
هوش مصنوعی: تا وقتی زندهای، آنان را نمیکشند و تو از دنیای خود چیزی کم نکردهای.
چون روی در جهان پایندهبا تو آیند جملگی زنده
هوش مصنوعی: زمانی که تو در این دنیا با چهرهای زیبا و پایدار ظاهر شوی، همه موجودات زنده و خوشبخت به سوی تو خواهند آمد.
از پی پنج روزه راهگذرآب روی حیات خویش مبر
هوش مصنوعی: به خاطر پنج روز مسافرت، زندگی و حیات خود را تحت تأثیر آب قرار نده و از آن بگذری.
شیر مردان که رخ به خاک آرندبه رهآورد جان پاک آرند
هوش مصنوعی: مردان دلیر با وجود سختیها و چالشها، جان و روح پاک خود را به میدان میآورند و فداکاری میکنند.
تو ره آورد چون بخواهی مرددد و دیو و ستور خواهی برد
هوش مصنوعی: اگر خواسته باشی، میتوانی از دستاوردهای انسانهای وحشی و وحشیصفتان و موجودات بیاراده نیز بهرهبرداری کنی.
آز و کبرست و بخل و حقد و حسدشهوت و خشمت از درون جسد
هوش مصنوعی: در درون انسان، حسادت، خشم، طمع، کبر و حقارت وجود دارد که به میل و خواستههای او شکل میدهد.
هفت در دوزخند در پردهعاقلان نامشان چنین کرده
هوش مصنوعی: در دوزخ هفت در وجود دارد و عاقلان نام آنها را چنین ذکر کردهاند.
مرد کز هفت این سرای نجَستکی تواند ز هفت آنجا رَست
هوش مصنوعی: مردی که از اینجا و از این دنیا نرود، چگونه میتواند از آنسوی هفت دریا رهایی یابد؟
دانکه در جانش تفت باشد تفتهرکه یک هفت کرد از این هر هفت
هوش مصنوعی: هر کسی که در درونش آتش و حرارت وجود داشته باشد، اگر یک بار هم امتحان کند، تمام آن حرارت و شور و شوقش نمایان میشود.
بیش باید که در خرد برسیپس بدان خطّهٔ ابد برسی
هوش مصنوعی: باید بیشتر در مورد عقل و فهم خود دقت کنی تا بتوانی به سرزمین جاودانی و ماندگار دست یابی.
کاندر آن خطّه ز اهل نفس و نفسمرگ میرد دگر نمیرد کس
هوش مصنوعی: در آن منطقه، از اهل وناس و عشق، تنها مرگ است که باقی نمیماند و دیگر کسی نمیمیرد.